آوازهای نیمه ی ماه رمضان
آوازهای نیمه ی ماه رمضان
اعتقاد این بود که در شب نیمه ماه مبارک رمضان ، امام حسن و امام حسین به در خانه ی جد بزرگوارشان رفته و سوره ی نود و یکم قرآن را با صدا و آهنگی خوش قرائت فرموده و بعد از خواندن سوره، جد و پدر گرامی شان و تمام مسلمین را دعا فرمودند...



آنگاه پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع) برای خوشحالی و تشویق ایشان، هدایایی به صورت خوراکی به آنها دادند، این آیین به عنوان نشانی از همسویی با رفتار حسنین انجام می شد و در برخی مناطق این آیین فقط به خاطر شکستن کمر ماه و فرا رسیدن روز ولادت امام حسن(ع) و به شادیانه ی این وقت عزیز صورت می پذیرفت. نوجوانان بر اساس اعتقاد مردمی و به خاطر یمن این شب و هدیه گرفتن از مردم، در کوچه و محله به راه افتاده و آوازهای شاد جمعی با مضمون طلب انفاق و بخشایش از سوی مومنین، می خواندند و هر کس در حد توان خود آنان را یاری می داد. پس از دریافت هدیه ، گروه او را دعا کرده و به سوی خانه ی بعدی راه می افتادند . در برخی مناطق که به صورت کوچ رو و چادرنشین می زیستند یک نفر سوار بر چارپایی در ایل خود به راه می افتاد و آوازها را می خواند و عده ای هم به دنبال او راه افتاده و همسرایی می کردند . پس از انجام مراسم ، اجناس و پول های جمع آوری شده را بین یتیمان و مستمندان تقسیم می کردند . اجناس و اموالی که به وسیله ی هنرمندان جوانِ بی ادعا از راه حلال بدست می آمد و شادی را در دل ها پدید می آورد، از یک سو مومنین شاد می شدند که با این پیام های ذکر و دعا نیمه ای از ماه رمضان را موفق پشت سر گذاشته اند ، ضمن آنکه انفاق نیز کرده و از سوی دیگر مومنینی که دست و سفره ی تهی داشتند با جیفه ای اندکی که به دستشان می رسید، شادمان می شدند و این حاصل هنر جمعیِ جوانانِ مومن ایرانی بود که امروز فقط رنگ هایی از آن را فقط در پاره ای از روستاهای ایران شاهد هستیم. این آوازها به صورت هوموفونیک یا هتروفونیک- مونوفونیک ، اغلب در نواهای برانگیزاننده ای نزدیک به ماهور، خوانده می شد. برایم جالب توجه بود که در استان یزید و توابع آن این مراسم در شب بیست و هفتم ماه رمضان اجرا می شد و معتقد بوند که در این روز ابن ملجم به سزای خود رسیده است . پس به همین سبب به شکرانه ی شادی شیعیان باید این رسم برگزار شود.
نیز قابل ذکر است که اگر خانه ای به آنها چیزی نمی داد و یا صاحبخانه با تمهیداتی مثل آب پاشیدن بر روی جمع از بالای بام سعی در دور نمودن آنها می کرد. بچه ها نفرین آهنگینی نثار طرف کرده و به سوی خانه ی بعدی به راه می افتادند.

موسیقی و اوقات فراغت در ماه رمضان
روایتگران بومی به خلاف ماه های دیگر سال، منظومه های دینی و یا حماسه خوانی دینی را با نوای ساز خود برای مردم تعریف می کردند و در ماه رمضان، نقل و روایت آنها به منظومه هایی چون خاورنامه (اثر محمد بن حسام الدین) ، حمله حیدری(ار صافی اصفهانی) حمله حیدری( از راجی کرمانی) معراج نامه ، الهی نامه ، داوری خوانی اختصاص پیدا می کرد . در میان بسیاری از اقوام ایرانی که پیرو اهل سنت بودند، خواندن زندگی نامه ی امام حسین(ع) و خواندن شرح جوانمردی ها و زندگی امام علی (ع) جزو رسوم لازم و دینی واجب برگردن بزرگ خانواده بود که باید انجام می دادند ، مانند خواندن قصه های منظوم "باب روشن" در میان ترکمن ها و یا زندگانی امام حسین که اینک فقط دو تن از افراد کهنسال در کل آسیای میانه برای ترکمن ها بازمانده که آن دو هم خوشبختانه در ایران و در استان گلستان می زیند، یکی آق اویلی آقا، با نود و پنج سال سن و دیگری حسین خیوه چی هفتاد وپنج ساله در میان اهل سنت خراسان ، استاد نورمحمد درپور با هفتاد و شش سال سن هنوز گاه گداری این گونه روایات را می خواند.
در کردستان نیز اهل سنت شافعی چنین روایتگری هایی داشته اند که اینک فقط مکتوباتی از آن بازمانده است و تاجائی که می دانم، سردار کاملی که اهل آمل است در زمان حضورش در قرارگاه رمضان، در مریوان، نسخه ی نایابی از یک مقتل امام حسین(ع) را که شاعری کردستانی آن را سروده بود، به چاپ رساند و باعث ماندگاری این گونه اسناد در ذهن جامعه شد. گرچه که قدرش را ندانستند، این مقتل جزو نمونه ای از روایتگری های رمضان و محرم و صفر در بین کردهای ایران بوده است که فقط متن آن باقی ماند و رسم آن بکلی از بین رفته است.
تداوم و ممارست همه ساله در اجرای اینگونه روایتگری های رمضان در ایران، باعث شد تا موسیقی آوازهای خاصی پدید آمده و در کنار سایر نغمات موسیقی ماندگاری یابند که هرکدام را می توان به عنوان "شیوه" نام برد مانند: "حمله خوانی" که از خواندن نسخ مختلف حمله ی حیدری نتیجه شده است، "معراج خوانی" که اختصاص به حکایت معراج پیامبر(ص) دارد، "باب خوانی" که نوع خواندن یک باب از یک منظومه دینی حماسی است.
هدف از این نوع روایتگری مذهبی در ماه رمضان ، به کار گیری صحیح از هنر موسیقی- داستان بوده است که ضمن آشنا ساختن جمع با اتفاقات مختلف در طول تاریخ مذهبی ، آنان را با جنبه های مختلف سیره ی ائمه طاهرین و پیامبر نیز آشنا می کرد.
حکایت خوانی و پندنامه خوانی و حکمت خوانی بخش های دیگر از موسیقی اوقات فراغت در ماه رمضان بود، که اختصاص به بازگویی منظومه ها و حکایات ادیبان زبان پارسی داشت و در عین حال از شرح ماجراها به نتایج اخلاقی و حکمی خاصی می رسید مانند حکایات سلطان جمجمه، حکایت شهر عجائب، حکایت شیخ ابولپشک، حکایت ذبح اسماعیل و ...
بی گمان هدف از تغییر زویه ی حکایت خوانی و روایتگری در این ماه در بین هنرمندان فن همانا کمک بیشتر به جریان سازی مفید برای پرورش ارواح خداجو، تقویت نزدیکی و ارتباط یافتن جمع به منشاء هستی ایجاد روح توسل و توکل و تبلیغ رفتار علوی به هر نحو ممکن در جامعه بوده است. کاری بسیار خطیر که امروزه رسانه ها با همه پیشرفتشان به لحاظ فنی، از انجام آن عاجز مانده اند، این نکته را باید پذیرفت که روح و باطن آن مجریان هنرمند، با نوع عملی که موظف به انجامش بوده اند عجین بوده و به کار خود اعتقاد قلبی داشته اند و هدفشان صرف ایجاد سرگرمی برای گذراندن وقت نبود. وجود و حضور مقامات جلیل در موسیقی ترکمن آنهم در چهار رپراتوار مختلف، زارنجی و صوفیانه در موسیقی ترک های شمال خراسان، خقانه در موسیقی کردهای شمال خراسان، حقانی و امیری در موسیقی مازندران، شیخانه و صوفیانه در موسیقی کردستان، سرانجام و کلام خوانی در موسیقی کرمانشاه و لرستان ، عرفان مقام و دیوان مجلس در موسیقی ترک های ایران، ساقی نامه وصوفی نامه در موسیقی اصفهان و یزد، مقام های چهر و ذکر در موسیقی جنوب خراسان ، بیت خوانی های عزا در موسیقی بوشهر و بسیاری دیگر شاهدی بر مدعای من است. دستگاه های فرهنگی و هنری کشور در این زمینه قصور ورزیده و مرتکب خطائی بس نابخشودنی شده اند که نمی توان از آن به سادگی گذشت ، براستی مسئولان این دستگاه ها در برابر مواخذه نسل آینده و کنونی چه پاسخی غیر از اظهار شرم می توانند داشته باشند؟؟!
به قلم "هوشنگ جاوید"
گردآوری و تنظیم "طاهره جعفری"
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.