نظری بر ساختار ترانه
نظری بر ساختار ترانه
ترانه را امروزه ترکیبی از کلام، موسیقی و اجرا می دانند. اما پرداختن به کلام ترانه خود به خود ما را به وادی موسیقی و اجرا نیز خواهد کشاند و این امر به دلیل در هم تنیدگی ارکان ترانه است...



کلام ترانه به سبب قرار گرفتن در کنار موسیقی و اجرا ، پیش از آن که مقوله ای نوشتاری و دیداری باشد ، مقوله ای شنیداری است و از این رو اتکای صرف به اصول ادبی و دستور زبان برای سنجش و ارزش یابی آن نادرست خواهد بود زیرا وجه بصری در نوشتار ترانه بر خلاف شعر ( خصوصا شعر امروز ) تاثیری در زیبایی شناسی و القای مفاهیم ندارد .

عینیت در ترانه عاملی است که جای بسیاری از به ظاهر کاستی هایی که در تحلیل کلام ان در حالت انتزاعی دیده می شود را پر می کند و حتی آن را قدر ت مند تر می سازد . عینیت بخشیدن به مفاهیم می تواند توسط ملودی ( موسیقی ملودیک ) ، تنظیم ( کمپوزیسیون و جنس ساز ها و سبک نوازندگی ) ، صدای خواننده ( طنین صدا و تکنیک ) و حتی جلوه های بصری ایجاد شده توسط حرکات چهره و بدن خواننده و بازیگر در اجرای زنده و یا در یک کلیپ تصویری باشد . این همه نشان از گستردگی فنون و شیوه های بیان مفاهیم و خلق جلوه های هنری در ترانه دارد و ساده اندیشی است که گمان بریم به فرض تسلط بر ادبیات و نقد شعر می توان به ارزیابی درستی از جایگاه فنی و هنری یک ترانه رسید

.مروری بر گونه های خلق ترانه ما را بیشتر متوجه تفاوت های آن با دیگر هنر ها و خصوصا شعر خواهد نمود . سه شیوه ی مرسوم خلق یک ترانه از این قرارند :

الف – خلق کلامی موزون و ساخت موسیقی بر مبنای آن :

در این شیوه بر حسب عادت معمول و رایج ، کلام موزون ، ساختاری شعر گونه خواهد یافت و نا خود آگاه بسیاری از فنون شعری به آن وارد خواهد شد . در ترانه ی فارسی عموما کلام ترانه با این روش در وزن عروضی سروده خواهد شد که به همین سبب معیار های سنجش ترانه نیز از معاییر نقد شعر وام گرفته می شود و در نتیجه یا ترانه سرا نا خود آگاه بدون توجه به نقش عینیت در ترانه ، خویش را در قفس اصول سرودن شعر محبوس می نماید و یا منتقد نا آگاه ، اصول نقد شعر را به قصد صدور حکم برای ترانه به کار می گیرد . نتیجه ی دیگری که از وارد شدن اوزان رایج شعری ( و مشخصا وزن عروضی ) به ترانه حاصل می گردد خلق نوعی موسیقی ملودیک است که نمی تواند پاسخ گوی نیاز های همه ی سبک های موسیقی باشد . دلیل نا متعارف جلوه کردن تلاش هایی که برای خلق موسیقی های غیر ایرانی و خصوصا غربی بر روی اشعار کلاسیک فارسی می شود همین نکته است . موسیقی غربی ، مناسب وزن سیلابیک رایج در شعر غرب پدید آمده است و بی شک اوزان عروضی کلام ترانه های فارسی نمی توانند تناسب لازم را در ترکیب با آن ایجاد نمایند . در این شیوه ، خالق کلام یا اصلا شاعر است و قصد ترانه سرایی نداشته است که در این صورت تکلیف ساختار کلام مشخص است و یا ترانه سرا کلامی موزون به قصد قرار گرفتن در ترکیب یک ترانه خلق نموده است که در این صورت باید مسایلی از گونه ی آن چه تا این جای مطلب آمده است در برخورد با آن مورد توجه قرار گیرد .

ب – خلق یک قطعه ی موسیقی و نشاندن کلام بر آن :

در این روش بر خلاف شیوه ی پیشین ، موسیقی است که کلام را تحت تاثیر قرار می دهد اما آن چه مسلم است آهنگ سازان نیز بر مبنای عادات گوش موسیقایی خویش ملودی هایی می آفرینند که وزن کلام نیز بالاجبار بر همان سیاق پدید خواهد آمد . حتما توجه نموده اید که کلام ترانه ها و تصانیفی که بر روی ملودی های کلاسیک و سنتی ایرانی ( و حتی گونه های مختلف پاپ ) ساخته شده اند را عمدتا می توان با اوزان عروضی تقطیع نمود و این امر به سبب تسلط شعر عروضی فارسی بر موسیقی ایرانی و عادت موسیقی دانان ایرانی به خلق ملودی هایی متناسب با وزن عروضی است . در مواردی که کلام فارسی بر روی ملودی های غیر ایرانی و مشخصا غربی می نشیند شاهد خلق کلامی موزون در اوزان هجایی هستیم که در شکل مجرد ، مخاطب و خواننده ی فارسی زبانی که موسیقی ملودیک آن را نشنیده است به سختی می تواند آهنگ و وزنی در آن بیابد . به جرات می توان گفت ترانه سرای واقعی کسی است که در وهله ی اول بتواند از آزمون این شیوه سر بلند بیرون بیاید. .

ج پدید آمدن هم زمان ملودی و کلام :

در این شیوه که تلفیقی از دو گونه ی پیشین است ، موسیقی و کلام در مسیر پدید آمدن و ترکیب با یکدیگر برای رسیدن به کمال به یاری هم می ایند تا ترکیبی مناسب برای اجرا پدید آید . این شیوه یا حاصل تلاش یک هنرمند آشنا با موسیقی و ادبیات منظوم است و یا حاصل همراهی دوشادوش ترانه سرا و آهنگ ساز . بسیاری از ترانه های ارزش مند تاریخ این گونه ساخته شده اند.

تهیه و تنظیم : مریم میری

 

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.