رنگین کمان خیال حافظ
رنگین کمان خیال حافظ
روان شناسی را بررسی فرایندهای رفتاری و ذهنی تعریف می کنند و چون روان جایگاه همه هنرهاست، روانشناسی به بررسی هنر نیز اهتمام ورزیده است...



شخصیت به الگوهای ثابت رفتاری و ذهنی فرد که در پاسخ به محرکهای بیرونی و درونی فرد اعمال می گردد گفته می شود.

رفتار انسان تحت تاثیر عوامل اجتماعی – فرهنگی، اقتصادی، زیستی و روانشناختی عمل می کند؛ اما گاهی رفتارهایی از فرد سر می زند که تحت تاثیر عوامل ناخود آگاه است. روانکاوی که نظامی روانشناختی است، زندگی ناخودآگاه و تظاهرات آن را بررسی می کند و روانشناسان تمایل دارند از آن در مورد تفسیر مسایل هنری کمک گیرند.

از حافظ به عنوان یک هنرمند چیز زیادی نمی دانیم. شخصیت حافظ به دلایل متعدد شخصی، تاریخی و فرهنگی بر ما پوشیده است. آنچه از او به میراث رسیده است دیوان اشعار وی می باشد؛ اما اشعار حافظ نیز به دلیل شخصیت رند شاعرنه تنها مضامین آن از نظر ظاهری مستقل از یکدیگر هستند بلکه مملو از ایهام و پیچیدگی و واژه های سمبلیک می باشند که کار تفسیر را دچار مشکل می سازند. از این روی هر کس و هر گروهی بسته به دیدگاه خود از حافظ بهره ها برده و اشعاروی را به نفع خود تفسیر نموده است تا آنجا که تفسیر های مختلف و ضد و نقیضی از غزلیات وی بر جای مانده است.

اولین نقطه برخورد اندیشه ها از همین جا شروع می شود. از بافت تاریخی و فرهنگی زندگی حافظ چندان نمی دانیم و آنچه را هم که می دانیم هاله ای از افسانه ها و روایتهای غیر مستند در برگرفته است. عد ه ای نیز بر این اساس تفاسیر خود را بر پایه ای که بافت تاریخی روزگار حافظ را نادیده می گیرد استوار می سازند و دیوان وی را به عنوان یک متن از زمینه تاریخی آن جدا می سازند و در نتیجه تصویری تک بعدی از حافظ ارایه می کنند.

تقریبا یکصد سال قبل از تولد حافظ ،در پاییز ۶۱۶ هجری و در زمان سلطنت سلطان محمد خوارزمشاه تموچین چنگیز مغول با سپاهیانش به ایران هجوم آورد، خاک کشور را در نوردید و به تار و مار تمامی جنبه های حیات پرداخت به طوری که در خصوص هجوم مغولان آمده است که: «آمدند، کندند و سوختند و کشتند و بردند.»

چنگیز در سال ۶۲۴ هجری و به سن هفتاد سالگی وفات می یابد و حکومت را به دست پسرانش می سپارد تا اینکه تقریبآ سی سال بعد در سال ۶۵۱ هجری هولاکوی مغول مجددا به ایران هجوم آورد، به سال ۶۵۴ هجری سلسله اسماعیلیه را برانداخت و سال بعد در بغداد بر تخت خلیفه عباسی نشست و نظام ایلخانی را در کشور پهناور ایران مستقر ساخت تا جایی که آخرین ایلخان بزرگ ایران در سال ۷۱۶ هجری در سلطانیه به تخت نشست.

خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی در زمانی که فقدان یک حکومت مرکزی قدرتمند احساس می شد و کشمکشهای داخلی بر سر قدرت و مکنت و جاه و مال با شدت جریان داشت و هنوز وحشی گریهای مغولی توسط ایلخانیان در سراسر ایران دیده می شد در شیراز تولد یافت. سال تولد وی معلوم نمی باشد اما «عده ای معتقدند که به طور قطع پیش از سال ۷۰۰ هجری مطابق ۱۳۲۰ میلادی اتفاق نیفتاده، بلکه به يقين در اوایل قرن هشتم هجری مطابق چهاردهم میلادی صورت گرفته است. به همین لحاظ ساله ۷۱۵ ،۷۱۷ ، ۷۲۰ ، یا بین سالهای ۷۲۶ و ۷۲۹ هر کدام از اهل تحقیق به جهاتی سال تولد حافظ را اختیار نمودند.»

برای حافظ علاوه بر پدر و مادر، دو برادر و یک خواهر و چند فرزند نیز قائل شده اند. عده ای پدر وی را شخصیت علمی معرفی کرده اند و برخی او را تاجر و صاحب ثروت و مکنت دانسته اند و این «مقبول به نظر می آید، چرا که درس خواندن مکتب رفتن در آن زمانها برای طبقات فقیر دشواریها داشته است، هر چند البته ناممکن نبود. به علاوه عنوان خواجه هم که با نام او همراه است شاید این دعوی را تایید کند.»

روزگار حافظ یکی از سیاهترین بخشهای تاریخ ایران یعنی روزگار فترت ایلخانان (حکمرانان مغول تابع خان بزرگ) با تیموراست. تا قبل از این و با هوشیاری یکی از اتابکان فارس و دادن خراج هنگفت، شیراز از گزند حمله مغولها در امان مانده و محلی برای هجرت و پناه هنرمندان و اندیشمندان شده بود. مکتب خراسان با بزرگانش یعنی رودکی، نظامی، فردوسی و خیام جای خود را به مکتب شیراز می دهد و بر آن تاثیری ژرف می گذارد. حاصل این تغییرات اجتماعی و فرهنگی ظهور سعدی در ادبیات و حافظ در غزل است. «در عصر حافظ اخباری گری، ذوق عارفانه و فلسفه اسلامی در حال دادوستد عالمانه با یکدیگر بودند. جامع عتیق شیراز و محضر پرفیض ابن فقیه که عالم به قراآت سبع بود و وجود منابع عرفانی، فقهی و ادبی غنی و سرشار سبب شد تا حافظ عمده وقت خود را در تحقیق و تفحص بگذراند.» در آن دوران فارس صحنه کشمکش و جنگهای داخلی و اختلافات خانوادگی زمامداران فاسد آل اینجو و آل مظفربود. حافظ به دربار ابواسحاق اینجو راه می یابد و سالها به آرامش عمر می گذراند اما با ظهور دوران امیر مبارزالدین محمد از آل مظفر که حکومتش با تعصب و خشونت همراه بود زندگی را به سختی و تلخی طی می کند. با قدرت گرفتن شاه شجاع مظفری (ابوالفوارس) پسر امیر مبارزالدین که پدر را محتسب می خواند و خود شاعر مسلک بود بار دیگر دوران آرامش به حافظ روی آورد. اما زمانه رنگارنگ دیری نپایید که ورق را برگرداند و حکومت بازیچه نوادگان آل مظفر گشت و چنان عرصه را بر حافظ تنگ کرد که امید به مدد قهر تیموری بست. چون حافظ زمانه قدار و گذرا را دیده بود به جمع آوری اشعارش رضایت نداد و آنچه را که می سرود در هاله ای از ابهام قرار می داد. با این وجود ازبین همین تصویرهای گیج کننده و متناقض هم که «هزار گونه سخن در دهان ولب خاموش » دارند می توان تا اندازه ای به روزگار حافظ آگاه شد.

اگر چه زندگی حافظ بعد از هفتاد سال به پایان رسید اما بعد از وفاتش شهر رندان در عزای یک دانشمند پیر، یک فاضل جامع و یک ملک القراء به عزا نشست و تربتش برای قرنها است که «زیارتگه رندان جهان » گشته و دیوانش آرامبخش دلخستگان: شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما/ بسی گردش کند گردون بسی لیل ونهار.

در این پژوهش بر اساس نظریه روانکاوی، غزلیات حافظ بررسی و فراوانی رنگهای بکار رفته در آن که نشان از تمایل ناخودآگاه شاعر به رنگهای مختلف دارد مشخص گردید. ابزار مورد استفاده در این بررسی آزمون رنگ لوشر می باشد که بر پایه هشت رنگ خاکستری، آبی، سبز، قرمز، زرد، بنفش، قهو ه ای، و سیاه ترتیب یافته است. با شمارش فراوانی رنگهای بکار رفته در اشعار حافظ ، واکنش های روانشناختی و عاطفی شاعر نسبت به پربسامدترین تا کم بسامدترین آنها مشخص و معلوم گردید. بر اساس طرح آزمون رنگ لوشر، انتخاب درد و مرحله پیاپی صورت می گیرد. در مرتبه نخست، هشت رنگ یاد شده با توجه به کاربرد مستقیم آنها در غزلیات حافظ بر اساس بالاترین فراوانی تا کمترین فراوانی یا به عبارت دیگر از بیشترین تمایل تا کمترین تمایل به ترتیب و پشت سریکدیگر برگزیده شدند. این هشت انتخاب از چپ به راست و به صورت زیر می باشد:

قهوه ای، بنفش، خاکستری، زرد، سبز، آبی، قرمز و سیاه

با وارد کردن فراوانی عناصر غیر مستقیم رنگها و وابسته به اجناس، انتخاب دوم هشت رنگ بصورت زیر بدست آمد:

قهوه ای، خاکستری، سبز، بنفش، آبی، زرد، سیاه و قرمز

حافظ از دو رنگ سیاه و قرمز بیش از همه رنگها استفاده کرده است و آنها را جهت نشان دادن وضعیت نابسامان روزگار خود و همچنین غم و اندوه و هجران بکار برده است. بهر حال نتیجه آزمون از انتخاب دوسری رنگ نشان داد که حافظ واجد شخصیتی:

منظم، مرتب، دوراندیش و حساس می باشد. دارای تشخیص فکری یا حس زیبائی شناسی است. شدیدآ نیازمند جلب احترام دیگران به عنوان یک فرد استثنائی است و تمایل دارد در کانون تعریف و توجه دیگران قرار گیرد و نقش برجسته ای بر عهده داشته باشد. مایل است در ارتباط با همسر و نزدیکان عشق و محبت را دخالت دهد اما به دلیل اعمال فردیت خود باعث نفاق و دوری بین خود و دیگران می شود. احساس تنهایی می کند. به نیازهای جسمی و عصبی خود بی اعتنا است و از آنجا که آنها را نقطه ضعف می پندارد به سرکوبشان می پردازد. به فعالیت شدید برای کسب موفقیت، شهرت و چیزهایی که از دست داده است می پردازد.



به همت: مريم پورمحمدي

 

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.