احترام به موی سپید موسیقی
احترام به موی سپید موسیقی
برای این که بدانیم چه نوع موسیقی ای مورد غفلت واقع شده و برای این که بدانیم اساساً موسیقی چگونه مظلوم واقع می شود، باید نخست توضیحاتی در باب آن نوع از موسیقی که به زعم ما موسیقی اصیل و ملی ایرانی است بیاوریم و سپس به خدمات و جایگاه ویژه ای که موسیقی در بخش های مختلف زندگی ما اعم از مادی و معنوی داشته اشاره کنیم...



مراد ما از «مظلومیت موسیقی» نه آن موسیقی ای است که امروز در برخی محافل، جشن ها، گوشی های تلفن همراه، وسیله های نقلیه شخصی و حتی گاه رسانه ملی و ... می شنویم، بلکه موسیقی ای است که انسان را در یک تکامل زیستی و معنوی به درجه ای از آگاهی در طبقات روح می رساند که صانع و صادر هستی و عقل اول که رستگاری از او حاصل می شود را دریابیم. به بیان دیگر، موسیقی حرکت دوار طبیعت را به لحنی خوش بیان می کند و روح و عقل سلیم است که می تواند این نوع موسیقی را درک کند. این نوع موسیقی هم توسط فرد سلیم النفس ساخته و هم توسط فرد سلیم النفس نواخته می شود.
در واقع، این نوع موسیقی است که مهجور افتاده و باید نگاهی دوباره به تولد آن انداخت، نه نوعی که از سرمنشأ «خیر» صادر نمی شود و در جهان «شر» می کاود تا روح های آلوده شده برخی انسان ها را دربرگیرد و آمیخته کند.
اما این که از چه راهی می شود این نوع موسیقی ««شر» را از «خیر» تشخیص داد و سره از ناسره اش جدا کرد، محل بحث در این نوشتار نیست، اما موارد متعددی را برای تشخیص این کار در نظر گرفته اند که قابل پژوهش و بررسی است. در این میان یکی از مواردی که حتی افلاطون هم به آن اشاره دارد و از مواردی است که این فیلسوف یونانی بسیار بر آن تأکید داشته، موضوعی است که می تواند برای مخاطب جذاب باشد. این مبحث حدود قرن چهارم میلادی مطرح شده است.
فردریک کاپلستون در جلد یکم تاریخ فلسفه خود از نگاه افلاطون می نویسد: «خوبی و مزیت موسیقی را نباید صرفاً به مقدار لذت حسی ای که موجب می شود برآورد کرد» او اضافه می کند: «تنها موسیقی ای که برتری و مزیت واقعی دارد، آن نوع موسیقی ای است که تقلیدی از «خیر» است. همچنین کسانی که در جست وجوی بهترین نوع آواز و موسیقی هستند، باید در جست وجوی آنچه حقیقی است باشند نه آنچه لذت آور است و حقیقت تقلید، چنان که گفتیم در نمودن شیء مورد تقلید بر طبق کمیت و کیفیت است. افلاطون می پذیرد که تقلید ممکن است حقیقی باشد، به شرط آنکه شیء مورد تقلید را به بهترین وجه که می تواند در حد میانه خودش نشان دهد. وی آماده است که موسیقی و هنر را در شهر آرمانی اش بپذیرد، نه تنها برای مقاصد تربیتی، بلکه برای لذت بی ضرر..
با این مقدمه باید گفت که متأسفانه ما برنامه مدونی برای گسترش و تعمیم موسیقی اصیل و ملی ایرانی نداشته ایم، موسیقی ای که در ادامه مطلب خواهیم خواند، حتی خدمات بسیاری به قرائت خوانی مصحف شریف داشته است. این موسیقی به شکلی هدفمند و با برنامه باید در رسانه ملی و در مراکز تولید موسیقی اعم از مرکز موسیقی صدا و سیما، معاونت هنری و دفتر موسیقی وزارت ارشاد و دفتر موسیقی حوزه هنری و بخش خصوصی تولید شده، گسترش یافته و به مخاطب عرضه شود. در ادامه به برخی از خدمات موسیقی ملی ایرانی که همانا موسیقی زندگی مردم این سرزمین است و امروز در مظلومیت و مغفولیت قرار دارد اشاره می کنیم.
● موسیقی و اخلاق
یکی از سویه های مغفول افتاده در عرصه موسیقی مسئله تأثیر موسیقی بر اخلاق آدمی است. نوای موسیقی می تواند حتی بر رشد گل ها و گیاهان و رفتارهای فردی و جمعی حیوانات هم اثرگذاری داشته باشد. اخلاق آدمی جمیعی از «حُسن» و «قبح» هاست و موسیقی می تواند رفتار آدمی را به سمت کردارهای حسنه هدایت کند.
در این زمینه حتی گاه پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که نوع ساز هم اخلاق نوازندگان را تحت تأثیر خود قرار می دهد.
جالب است بدانید که در روزگار قدیم مانند امروز که در پژوهش های روانشناسی موسیقی، برخی دستگاه ها را تأثیرگذار بر برخی روان ها می دانستند، برای برخی صدای سیم ها هم تأثیراتی قائل بودند.
بعضی از موسیقیدانان بر اساس عقیده دیرینه گذشتگان که هستی را متشکل از چهار عنصر اصلی «آتش، هوا، آب و خاک» می دانستند، برای تأثیرگذاری صداهای برخاسته از سیم های بربط یا عود مطالبی نوشته اند. آنها معتقد بودند نغمه برخاسته از سیم زیر برای «صفرائیان» یا بیماران رنجور مفید است. زیرا این صدا محزون و غمناک است و عقده آنها را خالی می کند. «صفرائیان»، طبعی گرم و خشک دارند زیرا بنای این طبع بر آتش است. نغمه برخاسته از سیم مثنی بر مزاج «دمائیان» مناسب است که طبع شان گرم و تر و بنای این طبع بر هواست.

گردآوری و تنظیم : مریم میری

 

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.