موعودشناسی: حضرت مهدی آخرین احیاگر و مجدد در اسلام

خداوند متعال برای هدایت بشر و رسیدن به سعادت، دین و رسولان را قرار داد و آخرین برنامه الاهی در این‏باره دین اسلام است. امّا بدون تردید زندگی بشر در حال تحول است و هر لحظه احتیاجات او افزوده می‏شود. اهل سنت برای رفع این احتیاج در عرصه‏های مختلف، نظریه خلافت، اصلاح‏گران و مجددان را مطرح ساخته و شیعه، نظریه امامت را مطرح نموده است. وجه مشترک این دو دیدگاه، حضرت مهدی علیه‏السلام است که بانگاه شیعه آخرین امام و از دیدگاه اهل سنت آخرین احیاگر و مجدد اسلام است.

در این رابطه قبل از حکومت و ظهور حضرت مهدی در روایات اسلامی نشانه‏ هایی مانند رجال، سفیانی و... ذکر شده که از موارد اتفاقی و اجماعی بین فریقین است.
خداوند متعال به منظور هدایت بشر و تبیین صراط مستقیم و نجات وی از سردرگمی‏ها و رنج‏های زندگی، دین را مطابق با نیاز هر زمان، تشریع فرموده و آن را در قالب کتابی وحیانی بر پیامبر فرو فرستاده تا مردم را به سوی فرامین آن فراخواند و آنان را به راه سعادت و خوشبختی سوق دهد؛ دین اسلام برگزیده‏ترین، جدیدترین و آخرین برنامه الاهی برای هدایت بشر است. چنان‏که خداوند می‏فرماید: «ان الدین عنداللّه الاسلام».
دین اسلام به عنوان یک برنامه کلی زندگی برای انسان متمدن مطرح است و در تمام زمینه‏های اعتقادی، عبادی، اخلاقی، فردی و اجتماعی بحث می‏کند و با حقیقت ذاتی و حیات و طراوت خویش تا ابد باقی است و هرگز آثار و غبار کهنگی بر آن نمی‏نشیند.
بی‏تردید زندگی بشر در حال تحول و دگرگونی است و هر لحظه بر احتیاجات بشر و متقابلاً به عرصه پاسخگویی دین افزوده می‏شود. برای رفع این مسأله در ادوار مختلف، مجددان و مصلحان در راستای تجدید و احیای دین، گام‏های بسیار مؤثری برداشته‏اند.
در هر حال، احیاگری سابقه درخشانی در تاریخ اسلام دارد، که در روایات شیعه و سنی در مورد آن بحث شده است. شیعه خلأ پس از ختم نبوت را با بحث امامت دوازده امام و غیبت امام دوازدهم، حضرت مهدی(عج) تا روز قیامت قابل حل می‏داند. اما از دیدگاه اهل‏سنت این خلأ با ظهور مجددان و مصلحان دینی در هر عصر و قرنی، مطابق با پیشگویی و بشارت پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم تا قیام قیامت ادامه خواهد یافت و نهایتا این حرکت احیاگری و تجدید دین با ظهور حضرت مهدی و نزول حضرت عیسی علیه‏السلام از آسمان در سطح جهانی و فراگیر شکل خواهد گرفت.
اعتقاد به ظهور حضرت مهدی از باورهای مهم اهل سنت و از علائم کبرای قیامت به حساب می‏آید؛ تا آنجا که برخی از محدثان و محققان اهل سنت روایاتی را که پیرامون ظهور حضرت مهدی نقل شده است در حد تواتر معنوی می‏دانند و منکر مطلق آن را فاسق می‏خوانند.
اهل سنت و شیعه درباره بشارت‏های پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم راجع به ظهور حضرت مهدی و مأموریت جهانی و شخصیت معنوی و نشانه‏های ظهور و ویژگی‏های انقلاب ایشان تا حد زیادی اتفاق نظر دارند؛ امّا تفاوت اساسی در آن است که شیعیان معتقدند حضرت مهدی امام دوازدهم و فرزند محمدبن حسن عسکری است که در سال 255 هجری متولد شده و هم‏اکنون زنده و غایب است در حالی که اهل سنت معتقدند کسی با نام و لقب مهدی هنوز متولد نشده و غایب نیست؛ بلکه چنین فردی با نام محمدبن عبداللّه و ملقب به «المهدی»، از خاندان رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در قرب قیامت به منظور احیا و تجدید دین اسلام ظهور خواهد کرد.
عده‏ای از نویسندگان و روشن‏فکران معاصر اهل سنت نیز درباره اعتقاد به ظهور مهدی موعود با شک و تردید نگریسته‏اند؛ از جمله دکتر احمد امین، محمد غزالی مصری، ابوالاعلی مودودی و شیخ عبدالله محمود که یا ظهور فردی را با نام مهدی به کلی نفی کرده‏اند و آن را اعتقادی خرافی و نشأت‏گرفته از اعتقادات اهل تشیع می‏دانند و یا ظهور چنین فردی را با ویژگی‏ها و علایم خاص انکار نموده‏اند.
در پاسخ این اظهارات، علما و محققان اهل سنتِ جهان اسلام واکنش نشان داده‏اند؛ از آن جمله شیخ عبدالعزیز بن باز (مفتی اعظم سابق عربستان سعودی) شیخ محمد صالح عثیمین،استاد عبدالمحسن عباد، استاد دانشگاه اسلامی مدینه منوره، شیخ محمدعلی صابونی، شیخ محمد خضر حسین، علامه محمد سابق از اساتید دانشگاه الازهر و محدث معاصر شیخ ناصرالدین البانی، مولانا بدر عالم میرتهی و مولانا محمدزکریا کاندهلوی از علمای برجسته هندوستان‏که هر یک با نشر کتاب، مقاله، صدور فتوا و ایراد سخنرانی به رد صریح این رویکرد پرداخته‏اند و ایرادات آنان را پاسخ گفته‏اند.
قبل از ظهور حضرت مهدی موعود، حوادث و وقایعی اتفاق خواهد افتاد که در احادیث پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و روایات اسلامی از آنها به عنوان علایم و نشانه‏های صغرای قیامت یاد شده است. این علایم در حکومت، جامعه و اخلاق مردم به شیوه‏های متفاوت و در حد وسیعی گسترش می‏یابند و جهان را با هرج و مرج و افسار گسیختگی روبرو خواهند کرد. حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، نشانه‏های بسیاری را پیشگویی فرموده‏اند که در زمان حاضر بخش بزرگی از آنها آشکار شده‏اند.

علایم شناخت مهدی موعود

نام ایشان محمد و نام پدرشان عبداللّه است؛ چنان که رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فرمودند: «اسمه اسمی و اسم ابیه ابی». کنیه ایشان «المهدی» است.
بنابر اعتقادات اهل سنت و جماعت حضرت مهدی متولد نشده و در قرب قیامت از خاندان پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و از ذریه حضرت فاطمه علیهاالسلام به دنیا خواهد آمد. روایت است که رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فرمودند: «المهدی من عترتی من ولد فاطمة»؛ (مهدی از خاندان من و از فرزندان فاطمه است».
قبل از ظهور حضرت مهدی جنگ‏های شدیدی میان مسلمانان و رومی‏ها (غربی‏ها) آغاز می‏گردد؛ رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فرمودند: «شما بالأخره با رومی‏ها بر صلح با امنیت توافق خواهید نمود، و آنان همراه با شما با سایر دشمنانتان خواهند جنگید. در این جنگ شما و متحدانتان پیروز می‏شوید و به غنایم انبوهی دست خواهید یافت و سالم و سلامت خواهید بود.»
این جنگ احتمالاً جنگ جهانِ کفر به سرکردگی «ناتو» با جهان اسلام می‏باشد، و یا جنگ جهانی سوّم است که مطابق با پیشگویی پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در آینده اتفاق خواهد افتاد. هم‏اکنون نیز دنیای غرب به سرکردگی آمریکا در حال دشمن‏تراشی و تبدیل کردن دنیای اسلام به یک دشمن مشترک برای غرب است. پس از فروپاشی اتحاد شوروی و انحلال پیمان نظامی «ورشو» آمریکا به منظور حفظ منافع خویش فعالیت سازمان‏یافته‏ای را آغاز کرد تا تداوم و گسترش پیمان آتلانتیک شمالی «ناتو» قوی‏تر شود و در مقابل دشمن فرضی کاملاً آمادگی نشان دهد؛ اما پس از حوادث 11 سپتامبر از طرف سیاستمداران و روشن‏فکران غرب، دین اسلام به عنوان مهم‏ترین دشمن جهان غرب و مسیحیت مطرح شد و مقابله همه جانبه و مشترکی علیه مسلمانان به صورت یک استراتژی مدوّن و سازمان‏یافته در حال پیشروی و اجراست. بی‏تردید این استراتژی درازمدت خواهد بود و شاید زمانی فرا رسد که روند این جریانات به مقابله نظامی غرب با جهان اسلام منجر شود. و دقیقا همان موردی باشد که در حدیث پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم پیشگویی شده است.
جنبش سفیانی و هجوم لشکریان وی به ممالک اسلامی که به حمایت غربی‏ها و یهود صورت می‏گیرد، از اتفاقات مهمی است که قبل از ظهور حضرت مهدی صورت می‏گیرد. وی از حاکمان خودفروخته و غرب‏زده است که با شورش یا کودتا به سرعت بر سرزمین شام (سوریه، اردن و فلسطین) استیلا می‏یابد و آن را یکپارچه تحت فرمان خود درمی‏آورد. سفیانی از بدترین فرمانروایان خواهد بود، وی کسانی را که از فرمان او سر باز می‏زنند خواهد کشت و دست به قتل عام مردم و جنایات هولناکی می‏زند تا آنجا که شکم زنان را پاره می‏کند.
خروج دجال مسیح از نشانه‏های بزرگ قیامت است؛ رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در «حجة‏الوداع» فرمودند: «خداوند هر پیامبری را که فرستاده به او گوشزد کرده تا امتش را از فتنه دجّال بترساند. او در میان شما خروج خواهد کرد، جنبه‏های مرموز و مخفی او بر شما پنهان نمی‏ماند، زیرا خدایتان بیناست. اما دجال، چشم راستش کور است، بر چهره‏اش (ک، ف، ر) نوشته شده است.»
رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فرمودند: «آبادانی و فتح بیت‏المقدس پس از ویرانی مدینه خواهد بود و ویرانی مدینه، مقدمه جنگ و آشوبی است که پس از آن قسطنطنیه فتح خواهد شد و این فتح، مقدمه ظهور دجال می‏باشد».
«دجال همراه با هواداران یهودیش به طرف سرزمین شام حرکت می‏کند و مسلمانان را کاملاً در تنگنا قرار می‏دهد. در این هنگام حضرت عیسی‏بن مریم علیه‏السلام از آسمان نازل می‏شود، محل فرود آمدن حضرت عیسی علیه‏السلام در کنار مناره‏ای در محل دروازه شرقی دمشق و طبق برخی روایات در مقابل دروازه «لُدّ» در فلسطین خواهد بود. در نخستین اقدام حضرت عیسی علیه‏السلام دجال را به قتل می‏رساند. وقتی که دجال کشته می‏شود، یهودیان و همدستان او که تعدادشان به هفتاد هزار نفر می‏رسد، شکست می‏خورند و متواری می‏شوند، اما خداوند رازشان را افشا می‏نماید به طوری که به امر خداوند عزوجل هر سنگی به سخن می‏آید و می‏گوید: ای بنده خدا! ای مسلمان! اینجا یک نفر یهودی است بیا و او را بکش».
از آن پس حضرت عیسی علیه‏السلام پیشوا و حاکم حکومت جهانی می‏شود و حضرت مهدی به عنوان معاون و یاور او خواهد بود.
حضرت عیسی علیه‏السلام پس از پایان مأموریتش تا چهل سال می‏ماند و پس از آن وفات می‏نماید، مسلمانان بر او نماز خوانده و به خاکش می‏سپارند. روایات درباره حکومت حضرت مهدی متفاوت‏اند حداقل هفت سال و حداکثر چهل سال ایشان حکومت می‏کنند و پس از آن وفات خواهند نمود.
پس از مراحل شکوفایی حکومت الاهی، جهالت و بی‏دینی به سرعت جهان را فرا می‏گیرد و نشانه‏های بزرگ دیگر قیامت از جمله طلوع خورشید از مغرب، خروج دابة‏الارض و یأجوج و مأجوج پدید می‏آیند.

1. نزول حضرت عیسی علیه‏السلام

مؤلف محترم پس از ذکر نزول حضرت عیسی علیه‏السلام معتقد است که ایشان پیشوا و حاکم حکومت جهانی می‏شود و حضرت مهدی علیه‏السلام به عنوان معاون و یاور او خواهد بود. در حالی که این مطلب با احادیث فریقین تناقض دارد. صحیح بخاری از رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم نقل می‏کند که حضرت فرمود:1«چگونه‏اید زمانی که فرزند مریم فرود آید، در حالی که بر شما فردی از خودتان امام است.»
در روایات شیعه نیز آمده است:2«روح‏الله عیسی‏بن مریم فرود می‏آید و پشت سر [امام مهدی علیه‏السلام ] نماز خواهد کرد.»

2. دولت مهدی(عج)

اعتقاد مؤلف مبنی بر رواج ظلم پس از دولت امام مهدی علیه‏السلام و فراگیر شدن جهالت و بی‏دینی، سنجیده نیست. دستاوردهای حکومت الهیِ مهدوی تا پایان عمر دنیا همچنان باقی است. و هیچ روایتی از فریقین دلالت بر گسترش بی‏بندوباری پس از حکومت امام مهدی علیه‏السلام وجود ندارد و تا برپایی قیامت جهان پر از عدل باقی می‏ماند. ابوسعید خدری از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم روایت کرده حضرت فرمود: «لا تقوم الساعة حتی تمتلئ الارض ظلما و عدوانا. قال: ثم یخرج رجل من عترتی یملأها قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و عدوانا»3؛ قیامت برپا نمی‏شود تا این‏که زمین پر از ظلم و ستم گردد سپس فرمود: آنگاه شخصی از عترتم خروج می‏کند، زمین را از عدل پر خواهد کرد، همان‏گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد.» پس واضح است این روایت عدالت را تا برپایی قیامت مستمر بیان می‏فرماید.

3. مدت حکومت

نویسنده این مقاله، براساس برخی روایاتی که مدت حکومت امام مهدی علیه‏السلام را بیان نموده است معتقد شده که حداقل این حکومت الاهی هفت سال وحداکثر آن چهل سال است. در حالی که براساس مقتضای قاعده عمومی مدت حکومت ایشان باید وسیع و طولانی باشد تا اهداف عالی خلقت بشر تحقق کامل یابد. ضمن آن‏که در منابع شیعه روایتی از امام محمدباقر علیه‏السلام است که حضرت فرمود: «همانا قائم سیصد و نه سال حکومت خواهد نمود همان‏گونه که اهل کهف در غارشان درنگ کردند.»4

4. احادیث جعلی

استفاده از احادیث صد در صد جعلی مانند حدیث «اسم ابیه اسم ابی»5از سوی نویسنده و اشاره نکردن به پاسخ‏هایی که حتی اهل سنت به آن داده‏اند از شأن یک محقق به دور است. این روایت از مجعولات و موضوعات عباسیان است؛ زیرا منصور عباسی که عبدالله نام داشت، فرزندش محمد را به عنوان خلیفه و جانشین خود تعیین نمود و لقبش را مهدی گذاشت تا مردم به گمان این‏که او مهدی منتظر و موعود است با او بیعت کنند، و از آنجایی که اسم خودش عبدالله بود، دستور داد تا این حدیث را جعل کنند تا اسم پدر مهدی را عبدالله معرفی کنند.
ضمن آن‏که این روایت در دیگر مجامع روایی اهل سنت آمده، ولی این واژگان و کلمات «اسم ابیه اسم ابی» نیامده است مانند: سنن ترمذی ج 4، ص 505 ح 2230؛ مسند احمد، ج 1، ص 376، 430، 448؛ المستدرک علی الصححیین، حاکم نیشابوری، ج 4، ص 442.

5. اتفاق و موافقین

ذکر نام «ابوالاعلی مودودی» در ردیف نام اشخاصی که از شکاکین عرصه مهدویت به شمار می‏آیند، صحیح به نظر نمی‏رسد؛ زیرا نظرات ایشان از سوی دانشمند بزرگ اهل سنت، شیخ عبدالمحسن العباد، تحلیل و توجیه و تفسیر شده است. ایشان می‏نویسد:
«پرواضح است که «شیخ ابوالاعلی مودودی» قائل به ساختگی‏بودن آنها نیست، بلکه می‏گوید: این روایات آن‏چنان قوی نیست که با سنجش و نقد روایات طبق مقیاس بخاری و مسلم ثابت شود، ولی مجموع روایات وجه اشتراک جملگی آنها را ثابت می‏نماید و آن این‏که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم خبر داده‏اند که رهبری ظاهر می‏شود که در آخرالزمان طبق سنت عمل می‏کند. سپس رساله‏ای از شیخ ابوالاعلی مودودی تحت عنوان: «موجز تجدید الدین و احیاء» به دستم رسید که در آن صریحا از مهدی نام می‏برد که «در آینده این را تجدید حیات می‏بخشد» و نام وی را بر تجدیدگران گذشته مقدم می‏دارد.»6
ضمنا در قضیه تولد امام مهدی علیه‏السلام برخی از اهل سنت با شیعه هم‏فکر و هم‏نظر هستند؛ در حالی که در این نوشتار به طور مطلق آمده و هیچ اشاره‏ای به این مطلب نشده است. دانشمندان بزرگی مانند ابن‏اثیر7 ابن خلکان8 ذهبی در سه کتاب از آثارش9 ابن حجر هیثمی10زرکلی11 این مسأله را بیان کرده‏اند. البته تعداد قابل توجهی از علمای حدیث، تاریخ، فقه، انساب، حکمت و عرفان معتقد به ولادت منجی آخرالزمان بوده‏اند.12

6. تطبیق

یکی از آسیب‏های جدی اندیشه مهدویت تطبیق علائم و نشانه‏های ظهور به رخدادها و اتفاقات است که در این نوشتار، چندین مورد وجود دارد مانند: احتمال جنگ جهانی کفر به سرکردگی «ناتو» با جهان اسلام و استراتژی غرب با دنیای اسلام که درباره آن نوشته شده است: «دقیقا همان موردی که در حدیث پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم پیشگویی شده است».
در کتاب اندیشه مهدویت و آسیب‏ها13 پیامدهایی برای این‏گونه نوشته‏ها آمده است که مهم‏ترین آن عبارت است از: نومیدی و یأس در اثر عدم اتفاق ظهور و باعث بی‏اعتقادی افراد نسبت به اصل ظهور می‏گردد.

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.