روزگاری که یک شهر یا یک کشور در جنگ زندگی می کند، تاثیری دو سویه بر شهر و مردمانش می گذارد. از یک سو مصیبت است و تلخکامی و ویرانی و از سوی دیگر روحیه ایثار، شرافت و فداکاری. هر جنگی بالاخره روزی تمام می شودو آدم هایی که جنگیده اند روزی پیر می شوند. آنچه باقی می ماند تنها اسم یک جنگ نیست. رسمی است که بر یک شهر جنگ زده باقی گذاشته، اثری است که بر خاطرات یک نسل حک کرده و تاثیری است که در روابط انسانی میان جنگیده ها و نجنگیده ها و جنگ دیده ها جنگ ندیده ها می گذارد.

بسیاری از فیلمسازهای ایرانی اولین تجربه های فیلمسازی خود را بعد از انقلاب، در دوران دفاع مقدس و با دغدغه آن آغاز کرده اند. جنگ تمام شد و کارگردان ها به سمت سینمایی جسورتر و واقع بینانه تر رفتند؛ سینمایی که می توانست کمی بی پرده از روزهایی که کشور به تقویت روحیه جهادی احتیاج داشت با مخاطب خودش حرف بزند. در ادامه نگاهی داریم به فیلم هایی که بعد از سال هفتاد ساخته شده اند و مخاطب خود راب هتمشاای جنگ از زاویه متفاوتی دعوت کرده اند.

سرزمینیمیان خورشید و تاریکی


فیلم های جنگی احمدرضا درویش همیشه غافلگیرکننده و نفسگیر شروع می شود. با یک بمباران سنگین، بیننده اش را از سالن سینما و در هر سالی که باشد می کشاند وسط دلهره های دهه شصت. بعد آرام آرام قصه غم انگیزش را تعریف می کند و در انتها بیننده را با یک بغض تلخ و سنگین رها می کند.

فرهنگ وهنر: نگاهی متفاوت به سینمای دفاع مقدس


هر چند در فیلم های درویش کسی با صدای بلند به چیزی اعتراض نمی کند اما رزمنده ها می روند و وقتی برمی گردند، هیچ چیز سر جای خودش نیست. از رضایی (خسرو شکیبایی) که در کیمیا از اسارت برمی گردد و دخترش دیگر به او تعلقی ندارد گرفته تا زینالی که در دوئل وقتی برمی گردد تمام قبیله اش با او بیگانه اند.

فرهنگ وهنر: نگاهی متفاوت به سینمای دفاع مقدس


در جستجوی حقوق از دست رفته

مشتی که حاج کاظم در آژانس شیشه ای به شیشه در آن آژانس کوبید موج مهیبی در سینمای جنگ ایران به وجود آورد. آژانس شیشه ای فیلمی اعتراضی بود؛ اعتراض حاج کاظم به آدم هایی که در شهر بی خبر و بی خیال از آنچه بر رزمنده ها و بازمانده های جنگ گذشته زندگی می کنندو از آن طرف اعتراض نسل و طیفی که می خواهد بالاخره یک وقت یک جایی این جنگ تمام شود.

فرهنگ وهنر: نگاهی متفاوت به سینمای دفاع مقدس


حاتمی کیا در فیلم بعدی خودش، «روبان قرمز»، این نگرش های متفاوت را در یک زمان و مکان نامعلوم که از جنگ به جا مانده رو در روی هم قرار می دهد. در موج مرده از کینه هایی که جنگ باقی می گذارد حرف می زند و از قهرمان های تمام این سال ها حرف می زند که حتی اگر سردار بوده اند، جنگ آنها را از پدری محروم کرده و توقع اینکه فرزندانشان راه آنها را ادامه بدهند لزوما به جا نیست.

فرهنگ وهنر: نگاهی متفاوت به سینمای دفاع مقدس



حاتمی کیا در «ارتفاع پست» سراغ مردمان ساده دل جنگ زده ای می رود که باز هم در قالب یک گروگانگیری دنبال حق از دست رفته خود هستند و در «به نام پدر» باز هم پرویز پرستویی را در نقش پدری قرار می دهد که باید جوابگوی فرزندانش باشد که چرا جنگیده است؛ جنگی که مین های باقی مانده از آن در سال های به ظاهر آرام بعد از تمام شدن، پاهای تنها دخترش را از او می گیرد.

فرهنگ وهنر: نگاهی متفاوت به سینمای دفاع مقدس



فرار به سوی خیال های تلخ


رسول ملاقلی پور بعد از ساختن فیلم «هیوا» که یک عاشقانه در فضای جنگ بود و زمان و مکان در آن سیال و بی قاعده جابجا می شد، با «قارچ سمی» سراغ جنگ رفت. فیلمی که آدم های رزمنده جبهه ها را در حالی که معترض، پریشان و آشفته بودند به شهر آورد.


فرهنگ وهنر: نگاهی متفاوت به سینمای دفاع مقدس



بعد از آن در «مزرعه پدری» تمام خوانده از دست رفته یک استاد دانشگاه را در ذهن او زنده کرد و بعد با «میم مثل مادر» تماشاگران قهر کرده از سینمای دفاع مقدس را به سینما آورد و حسابی هم اشکشان را درآورد. «میم مثل مادر» آخرین فیلم مرحوم ملاقلی پور بود که بقایای جنگ را در جسم و جان نسلی نشان می دهد که سال ها بعد ازت جنگ بی خبر از هر آنچه بر این مملکت گذشته به دنیا می آید و تاوان بمب های شیمیایی را می دهد.


شوخی با قهرمانان

کمال تبریزی اولین کارگردانی است که با جنگ و آدم هایش شوخی کرد. سیر تحول در شخصیت اول داستان «لیلی با من است» این بار برای آدمی که از جنگ تا سر حد مرگ می ترسد رخ می دهد و او را تا خود خط مقدم می کشاند. اما کمال تبریزی در «گاهی به آسمان نگاه کن»، به بهانه جنگ و آثار باقیمانده از آن، زمین و زمان را در فیلم خودش به هم می ریزد؛ یک عده روح سرگردان را به آسایشگاه جانبازان می فرستد و گفتگوهای درخشانی بین آنها پدید می آورد.

فرهنگ وهنر: نگاهی متفاوت به سینمای دفاع مقدس



سوال هایی که کمتر مطرح شدند

محمد علی باشه آهنگر که به قول خودش تمام نوجوانی و جوانی اش را در دل جنگ گذرانده این سال ها به عنوان یک فیلمساز منتقد جنگ شناخته می شود.فیلم های باشه آهنگر همیشه به لایه های بکر و کمتر دیده شده جنگ می پردازد. از «بیداری رویاها»، که داستان اسیری را روایت می کندکه برمی گردد اما کسی منتظر او نیست تا «ملکه» که در آن آدم ها در دل جنگ سوال هایی می پرسند که در تمام این سال ها کمتر پیش آمده از دهان آدم های توی شهرها در فیلم های دفاع مقدس شنیده شود. سوالی که یک دیده بان را درست در لحظه حساس دستور شلیک، مجبور به انتخاب می کند.

فرهنگ وهنر: نگاهی متفاوت به سینمای دفاع مقدس



«فرزند خاک» فیلم دیگر این کارگردان است که به بهانه تجسس پیکر شهدا جنگ را از زاویه دید دو زن روایت می کند که برای پیدا کردن گمشده های خود همسفر شده اند.


اعتراض های شاعرانه

فیلمسازانی هستند که اگرچه به عنوان فیلمساز دفاع مقدس شناخته نشدند اما تک فیلم هایی که درباره جنگ ساخته اند بسیار تاثیرگذار و ماندگار بوده، رخشان بنی اعتماد وقتی «گیلانه» را می سازد و با به تصویر کشیدن زندگی تلخ یک جانباز و مادرش، جنگ را از زبان بازمانده های آن روایت می کند و کیومرث پوراحمد وقتی «اتوبوس شب» را می سازد و تصویر سیاه وسفید جنگ را در یک اتوبوس پر از اسیر عراقی نشان می دهد. اتوبوسی که میان نگاه پیرمرد راننده آن تا پسرک جوانی که مامور مراقبت از اسیرها است تفاوت های معناداری وجوددارد.

فرهنگ وهنر: نگاهی متفاوت به سینمای دفاع مقدس


عزیزالله حمید نژاد هم هر چند یکی از فیلمسازان دفاع مقدس محسوب می شود اما «اشک سرما» اثر متفاوتی در کارنامه کاری اوست. فیلمی که در آن دشمنی بی سبب میان سربازی که مین ها را خنثی می کند و دختر چوپانی که از طرف چریک های کردستان مامور اجرای عملیات های تروریستی شده، عشق به وجود می آورد و سرپیچی و عصیانگری که البته تاوان آن مرگ است.
فرهنگ وهنر: نگاهی متفاوت به سینمای دفاع مقدس



0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.