موفقیت: پول باعث خوشبختی می شود؟

اکثر افراد از زندگی کنونی خود احساس رضایت ندارند و خوشبختی را در آینده خود می بینند و منتظر آن هستند. آینده ای که برای بعضی ها چندین سال و برای بعضی دیگر چندین ماه است . در طول مدت انتظار احساس خیلی خوبی از زندگی ندارند.

فقط زمان را می گذرانند اگر از آنها حالشان را بپرسید می گویند نمانده حالی یا با بغض سنگینی می گویند الهی شکر و به طرف مقابل میفهمانند که اوضاع خیلی خوب نیست ولی همین است دیگر….

هنگامی که انتظار تمام می شود و به خواسته خود که هرچیزی می تواند باشد مدرک مسکن ازدواج فرزند پول
احساس خوشبختی کوتاه مدت تنها ثمره آن همه انتظار و از خدا خواستن است زیرا زود فراموش می کنند چیزی که امروز به آن رسیده اند آرزوی بزرگ دیروزشان بوده است و به خود می گویند چیزی که ما امروز به آن رسیده ایم خیلی ها مدت های زیادیست به آن رسیده اند .
باز نارضایتی در ذهنشان به وجود می آید و باز از یک طرف این در و آن در می زنند که دنبال خوشبختی بگردند و از طرف دیگر متوجه گذاران سریع عمر هستند و خوشبختی را در سن بالا دیگر هنر و توفیقی نمیدانند و همین امر باعث فشارهای زیاد روانی می شود که بد خلقی یکی از علائم آن است .
این افراد خوشبختی را پول می دانند در حالی که خیلی ها سرمایه های بالایی دارند ولی خوشبخت نیستند

چونکه با پول میشود خانه خرید
ولی نمیشود آسایش خرید.


می شود ساعت خرید
نمی شود فرصت خرید.


می شود مقام و درجه خرید
نمی شود احترام خرید.


می شود با پول رختخواب خرید
ولی خواب خریدنی نیست.


می شود با آن کتاب خرید
ولی دانش و معرفت خریدنی نیست.


با پول میشود خون تهیه کرد.
ولی زندگی خریدنـی نیست.


بنابراین میبینی که پول همه چیز نیست.


خوشبختی هم داشتن یک چیز خاص نیست – رضایت داشتن است از چیزی هایی که داریم.



اگه گفته شود چیزی نداریم که به آن راضی باشیم این ندیدن نعمت هاست نه نداشتن نعمت


چه نعمت بی منتی است سلامتی بدن سلامتی تک تک اعضاء بدن مهربانترین انسان مادر کسی که همه چیزش برای توست پدر خانواده دوستان . چه نعمت بزرگیست کسی صبح را به شب برساند و آزاری به خلقی نرساند و……

و بالا تر از همه نعمت ها راضی بودن به رضایت پروردگار است.

بسته شدن درهای خوشبختی تنها به دست خود ماست آن هم به وسیله نارضایتی و ناسپاسی


در روایتی از سعدی آمده است : به خاطر نداشتن کفش بسیار ناراحت بودم، و از خداوند گله و شکایت می کردم، تا اینکه در شهر مردی را دیدم، که پانداشت، خجل شدم، دریافتم که ناسپاسی کرده ام
و بزرگترین نعمت خداوند یعنی سلامتی را فراموش کرده ام


خوشبخت بودن در واقع فقط یک حس زیبا و دلنشین است. پس فقط کافی است بخواهیم و سعی کنیم درک این حس زیبا را در خود شکوفا نماییم.

ما نمی توانیم همه جهان را به میل خودمان در بیاوریم .
ولی می توانیم دیدمان را به جهان و زندگی عوض کنیم تا بتوانیم با رضایت بیشتری زندگی کنیم که این همان خوشبختی است باید بتوانیم خوبی ها و خوشیها و نعمت هایی را که همین الان داریم ببینیم و لذت داشتن آن ها را حس کنیم که در حقیقت این حس کردن لذت و خوشی همان شکر می باشد.

هنر دیدن زیباییها و خوبی ها و خوشی ها را داشته باشیم.

یک راه برای تمرکز روی خوشی ها و زیبایی ها پرسیدن سوال های مثبت از خود است.
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.