شقایق دهقان؛ طنز در اوج جدیت

رسانه: چنـد تن از زنـان طنـزپـرداز سریـالهای تلویـزیـون


شخصیت های کمدی زن معمولا آدم های پرنشاط و شوخ طبعی هستند. آنها با همه شوخی می کنند، شعر و لطیفه می گویند و دیگران را هم به حرکت وا می دارند. نقش لبخند از لبانشان پاک نمی شود و تا وقتی که هستند فضای صحنه را شاد و باطراوت نگه می دارند. در بررسی کارهای طنز شقایق دهقان اتفاقا با بازیگری طرف هستیم که هیچ یک از گزاره های ذکر شده درباره اش درست نیست. او دیگران را عصبانی می کند. البته شاید کلمه "عصبانی" در اینجا کاربردی نداشته باشد. درست ترش این است که بگوییم او دیگران را به مرز جنون می رساند. کاری می کند که شخصیت های روبه رویش جیغ بکشند و سرشان را به دیوار بکوبند.

برخلاف بازیگرانی که می خواهند جدیت دیالوگ ها، اتفاقات و شخصیت ها را از بین ببرند، او همه تلاشش را می کند تا فضایی جدی، خشک و رسمی ایجاد کند. او حتی برای تاکید بیشتر بر جدی بودن موقعیت از انگشت اشاره اش هم استفاده می کند. زمین بازی شقایق دهقان همین فضای جدی است که در آن همه آدم ها مجبورند خود واقعی شان را نشان بدهند.

وقتی کارهای طنز این بازیگر را می بینیم یاد کلاس های درس دبیرستان و دانشگاه می افتیم. وقتی دبیر یا استاد بیش از حد جدی باشد هر اتفاق غیرعادی(مثل صدای دعوای دو راننده در خیابان، زنگ موبایل یکی از بچه ها، باز و بسته شدن در کلاس و...) می تواند خنده حاضران در کلاس را در پی داشته باشد. اتفاقی که شبیه اش بعضا در برخی مجالس ترحیم هم رخ می دهد و مهمانان سیاهپوش را می خنداند. شقایق دهقان در آثارش نقش همان آقا یا خانم معلم عصبانی را دارد.

دقت کنید که شقایق دهقان در اوج لحظات کمیک سریال اصلا لبخند نمی زند. او وقت هایی می خندد که دیگران از دستش عصبانی شده و به ستوه آمده اند. (با گذاشتن چهار انگشت روی دهان و تکان دادن سر) موفقیت شقایق دهقان بیش از هر چیز به این نکته برمی گردد که او زمین بازی اش را پیدا کرده است. این بازیگر می داند در سریال های تلویزیونی طنز شبانه کارش بیشتر و بهتر دیده می شود و به همین خاطر خیلی سمت سریال های هفتگی یا فیلم های سینمایی نمی رود.

نقش دختر جوان فیلم "زیر نور ماه" را که کنار بگذاریم، به دیگر کارهای این بازیگر می رسیم که در همان قالب گفته شده می گنجد. پاورچین و شب های برره(مهران مدیری)، ساختمان پزشکان و پژمان(سروش صحت)، مهرآباد، نون و ریحون، و دزد و پلیس سریال هایی هستند که این بازیگر در آنها نقش آفرینی موفقی داشته است. او شخصیت هایی را ایفا کرده که از یک طرف نقاط ضعف بزرگی داشته و از طرف دیگر با اعتماد به نفس بالا از زمین و زمان طلبکار بوده اند. مثل شخصیت منشی خنگ سریال ساختمان پزشکان و راهنمای تور گردشگری سریال پژمان که هر دو مدام می خواستند به دیگران راه حل ارائه کنند.

گوهر خیراندیش؛ بازیگر اشک ها و لبخندها


رسانه: چنـد تن از زنـان طنـزپـرداز سریـالهای تلویـزیـون


در بین همه بازیگران زن که نقش های طنز ایفا می کنند، گوهر خیراندیش با یک ویژگی از دیگران متمایز می شود. او در ایفای نقش های جدی و کمدی تعادل را حفظ کرده و حضوری متوازن در هر دو حوزه داشته است. در بررسی کارنامه بازیگرانی چون شقایق دهقان، مرجانه گلچین، مریم امیرجلالی، شهره لرستانی به فیلم ها و نقش هایی برمی خوریم که جنبه طنزشان پررنگ تر است. اما گوهر خیراندیش همزمان هم راوی قصه پرسوز و گداز "قدسی" در سریال میوه ممنوعه بوده و هم با نقش "شمسی پلنگ" در سریال اشک ها و لبخندها شادی را مهمان خانه های مردم کرده است.

گوهر خیراندیش در سریال های خانه ما، همسایه ها، اشک ها و لبخندها و فیلم های مکس، دایره زنگی و مدرسه پیرمردها در قالب یک نقش طنز فرو رفته است. او در بیشتر کارهایش نقش یک زن معتقد و باوقار را در قاب دوربین به تصویر می کشد. به عنوان مثال نقش او در فیلم دایره زنگی (پریسا بخت آور) را به یاد آورید که با همسرش امید روحانی (عبدالله زاده) بده و بستان خوبی دارد.

گوهر خیراندیش هم در بیان دیالوگ های طنز مهارت بالایی دارد و هم شوخی های تصویری را خوب از کار در می آورد. او در سریال اشک ها و لبخندها متفاوت ترین نقش را ایفا کرد و شخصیت یک زن لوطی را باورپذیر اجرا کرد. "شمسی پلنگ" زن خلافکاری بود که ۱۵ روز از زندان مرخصی می گرفت تا پسر خلافکارش را به خانه بخت بفرستد. خیراندیش در این فیلم به لحاظ پوشش (استفاده از کلاه و لباس های بدرنگ و غیرهماهنگ) و لهجه بازی متفاوتی داشت.

در بررسی فیلم های کمدی این بازیگر حتما باید به دو فیلم مکس و استخونای بابام هم اشاره کنیم که هر کدام سرنوشت متفاوتی داشت. اولی با واکنش مثبت منتقدان مواجه شد و اکران موفقی داشت؛ اما دومی که جزو کارهای پیش پا افتاده سینمای تجاری بود جزو ضعیف ترین کارهای خیراندیش محسوب می شود. این بازیگر در فیلم مکس نیز نقشی شبیه فیلم دایره زنگی بازی می کند. با این تفاوت که او این بار سمتی دولتی بر عهده دارد و اعتماد بیش از حدش به یک خواننده لس آنجلسی حسابی کار دستش می دهد.

این بازیگر بعد از انقلاب در ۱۸ سریال بازی کرده و در جدول پرکارترین بازیگران زن در رده دوم قرار می گیرد. تماشای دوباره سریال های جدی او مثل کلاه پهلوی، مادر، ستایش، دختران حوا، بچه ها نگاه می کنند، همچون سرو و میوه ممنوعه ثابت می کند گوهر خیراندیش یک بازیگر همه فن حریف است و گزینه ای مطمئن برای نقش های جدی و طنز محسوب می شود.

مرجانه گلچین؛ یک نیمه جدی، یک نیمه طنز


رسانه: چنـد تن از زنـان طنـزپـرداز سریـالهای تلویـزیـون


کارنامه هنری مرجانه گلچین را براساس فیلم هایی که بازی کرده می توان به دو نیمه تقسیم کرد. دو نیمه کاملا متفاوت که هر کدام جنبه ای از توانایی های این بازیگر را نشان می دهد. در نیمه اول می توان نقش های جدی و رسمی او را در فیلم ها و سریال​های ملودرام دهه ۶۰ و ۷۰ قرار داد. مرجانه گلچین فعالیتش را با سریال "آیینه" آغاز کرد که مجموعه ای آموزنده برای خانواده ها بود. این سریال به مضامینی چون قهر و آشتی زوج های جوان و اختلافات همسایه ها با یکدیگر می پرداخت و مرجانه گلچین با توجه به سن و سالش گزینه خوبی برای ایفای نقش عروس های جوان محسوب می شد.

او زمان بازی در این سریال نوزده ساله بود و بعد از این سریال به تئاتر و سینما نیز راه پیدا کرد. گلچین از سال ۶۸ و بعد از بازی در مجموعه تلویزیونی "ازدواج پرماجرا"، تا سال ۸۵ از تلویزیون دور بود. بالاخره بعد از ۱۳ سال با مجموعه تلویزیونی "زیرزمین" به تلویزیون بازگشت.

آثاری که گلچین تا قبل از سال ۶۸ در آنها بازی کرد غالبا کارهایی جدی بودند و زمینه ای را برای بروز استعدادهای طنز این بازیگر فراهم نمی کردند. بنابراین می توان گفت او در زمان جوانی اش با فیلم ها و سریال های غیرکمدی جایگاهش را تثبیت کرد. در فیلم های نیمه اول حتی اثری چون شب بیست و نهم یافت می شود که فیلمی ترسناک بود و تماشای لحظه های دلهره آورش جایی برای خنده باقی نمی​گذاشت. اما مرجانه گلچین در دهه هشتاد با شناختی که از خود پیدا کرد بازیگر ثابت نقش های کمدی شد و فیلم ها و سریال های زیادی را با این مضمون بازی کرد. او موفقیتش را تا حد زیادی باید مدیون رضا عطاران باشد که پایش را به نقش های کمدی باز کرد.

سریال "بزنگاه" که در ماه رمضان به صورت شبانه پخش شد بعد از چند سال نام این بازیگر را دوباره سر زبان ها انداخت. گـــــلچین ایفاگر نقش بهجت، زن برادر نادر بود و به نوعی بعد از مرگ پدر خانواده، بزرگ تر و تکیه گاه آنها محسوب می شد. او وظیفه داشت کارهــــای یک خانواده به هم ریخته را سر و سامان بدهد و همین مساله برایش ایجاد موقعیت های کمیک می کرد. یکی از بهترین سکانس های این سریال جایی است که برای دختر دست و پاچلفتی خانواده خواستگار آمده و مرجانه گلچین دارد دختر را نصیحت می کند که چگونه لبخند بزند و چایی را برای چه کسانی تعارف کند.

پس از بزنگاه این بازیگر حضور پررنگی در سریال های کمدی داشت؛ ولی هیچ گاه نتوانست موفقیت این سریال را تکرار کند. یکی از دلایل این امر را باید در نحوه انتخاب های مرجانه گلچین جستجو کرد. او به بازیگر ثابت سریال های سعید آقاخانی بدل شده و بیشترین نقش آفرینی را در سریال های این کارگردان داشته است. خوش نشین ها، راه در رو، نقطه سر خط و مجموعه دزد و پلیس سریال هایی هستند که این بازیگر در آنها به عنوان یک کمدین زن جلوی دوربین رفت.

واقعیت آن است که سعید آقاخانی در رقابت با دیگران طنزپردازان معمولا توفیقی نداشته و کارهایش بیشتر به عنوان گزینه های دوم و سوم منتقدان و مخاطبان دیده شده است. به همین خاطر نمی شود از بازیگر ثابت این سریال ها هم انتظار زیادی داشت. البته این قاعده درباره دیگر سریال های طنز مرجانه گلچین هم صادق است. او دارا و ندار(مسعود ده نمکی) و سه دونگ سه دونگ(شاهد احمدلو) را در کارنامه اش به ثبت رسانده که آثاری قابل توجه نیست.

بهنوش بختیاری و غافلگیری های یک بازیگر خانم


رسانه: چنـد تن از زنـان طنـزپـرداز سریـالهای تلویـزیـون


کارنامه بازیگری بهنوش بختیاری، یادآور نقش هایی است که چندان هنرمندانه و برآمده از دانش و فن بازیگری نیست، اما هنگام تماشا حتما لبخند زده و احتمالا غافلگیر شده ایم! بختیاری یک بازیگر غریزی است که به اندازه یک بازیگر دانش آموخته درباره تکنیک های بازیگری و اصول آکادمیک آن، اطلاعات، تجربه و تمرین نداشته، اما به واسطه مولفه های شخصیتی اش مورد توجه علاقه مندان آثار نمایشی قرار می گیرد و نقش هایش به واسطه شخصیت خودش دلنشین و دوست داشتنی از کار در می آیند.

بختیاری در رشته زبان فرانسه تحصیل کرده و پیش از حضور در عرصه سینما و تلویزیون به عنوان منشی صحنه و بعد به عنوان بازیگر، شانس داشته تا حرفه های متنوعی را تجربه کند و با گستره وسیعی از افراد مختلف برخورد داشته باشد. روابط عمومی بالا و خوش مشربی این بازیگر، مزید بر علت شده تا او درباره افراد مختلف از طبقات مختلف اجتماعی شناخت حسی پیدا کند و آن طور که در نقش های او دیده ام، از این شناخت برای ایفای نقش های مختلف بهره بگیرد؛ به عنوان نمونه در سریال باغ مظفر همزمان نقش پزشکی باوقار و محترم و زنی بی سواد و خلافکار را در قالب یک شخصیت به نمایش گذاشت و در هر دو نقش از رفتارها و حرکات اغراق شده بهره گرفت تا لحظات طنز و کمدی ایجاد کند.

بهنوش بختیاری از بازیگرانی است که در سینما و تلویزیون عمدتا در آثار طنز بازی کرده و بیش از دیگر بازیگران خانم شانس داشته در سریال های طنز تلویزیون، لحظه های کمیک ایجاد کند؛ به عبارت دیگر بختیاری کمتر به واسطه قرار گرفتن در موقعیت های کمدی مخاطب را خندانده، بلکه نوع بازی، ژست ها و رفتار کمیک و اغراق شده مانند حرکت دست ها، تکیه کلام ها، میمیک های خاص و اغراق شده چهره این بازیگر بیش از موقعیت های طنز و کمیک، مخاطب را به خنده واداشته است. او در سریال های تلویزیونی، رفتارها و شوخی هایی را به نمایش گذاشته که از دیگر بازیگران خانم کمتر دیده ایم. در این باره می توان به ترساندن دیگران در سریال چارخونه اشاره کرد یا شوخی هایی که با بینی جراحی شده این بازیگر در آثار طنز صورت می گیرد و طبعا برآمده از اعلام رضایت و مناعت طبع این بازیگر است.

موقعیت فعلی بختیاری در میان بازیگران خانمی که در آثار طنز بازی می کنند، ناشی از این است که او به دور از اداهای هنرمندنمایانه، خودش را به عنوان بازیگر پذیرفته و از عنوان بازیگر کمدی نمی رنجد، در حالی که بسیاری از بازیگران خانم در ایران و حتی در دیگر کشورهای دنیا از این عنوان فرار می کنند.

به استناد موارد ذکر شده می توان گفت، بختیاری در این سال ها بیش از هر بازیگر خانمی مخاطب تلویزیون را غافلگیر کرده است؛ هم در نقش هایی که ارائه کرده، هم به خاطر تکیه کلام هایی که به کار برده و از همه بیشتر به خاطر حضورش در برنامه ماه عسل و سخنان جسورانه اش درباره گذشته و زندگی سختی که داشته است.

البته درباره او بیشتر غافلگیر خواهیم شد اگر بدانیم بهنوش بختیاری این روزها در حال ساخت مستندی درباره خودسوزی و خودکشی زنان است. به نظر می رسد همین غافلگیری ها، صداقت ذاتی و جسارت بهنوش بختیاری، بیش از توان و دانش او در زمینه بازیگری و بخصوص بازیگری طنز باعث موفقیت و محبوبیت او شده است.

مریم امیرجلالی؛ یک کمدین پرسر و صدا


رسانه: چنـد تن از زنـان طنـزپـرداز سریـالهای تلویـزیـون


بازیگران زن کمدی در سینمای ما شاید به واسطه برخی محدودیت‌های فرهنگی ـ رسانه‌ای فرصت مانور کمتری برای اجرای نقش‌های کمیک دارند، دست‌کم در کمدی‌های حرکتی ... شاید این به دلیل انتظار خود مخاطب ایرانی است که برخی واکنش‌های رفتاری کمیک را در شأن و منزلت زنان ندانسته و آن را مصداق جلف بازی می‌دانند. به همین دلیل شاید بیشتر زنان بازیگر ما در سینما و تلویزیون وقتی به سراغ نقش‌های کمیک می‌روند، بیش از هر چیز به طنزهای کلامی ـ گفتاری روی می‌آورند که البته آن هم محدودیت‌های خاص خودش را دارد. شاید به همین دلیل شاهدیم که بیشتر زنان بازیگر کمدی در کشور ما به طنز کلامی شناخته می‌شوند. هرچند بازیگری مثل مرجانه گلچین به دلیل طنزهای حرکتی و میمیک چهره و دست توانسته این مرز را تا حدودی بشکند.

در میان زنان کمدین شاید بیش از هر کس بتوان از مریم امیرجلالی نام برد که الگو و سبک خاص خودش را در کمدی ایجاد کرد. به نظر می‌رسد پارادوکسی که در رفتار او وجود دارد به خلق این کمدی کمک کرده است. ظاهری جدی و گاه حرف زدنی خشن که در فضای یک اثر کمدی موقعیت از جنس کارهای عطاران بخوبی چفت و بست شده و در همین همنشینی جدیت و شوخی به ایجاد کمدی موقعیت دلنشینی ختم شده است.

جالب این‌که او به شکل آگاهانه و ارادی دست به کار طنز و کمیک نمی‌زند و اتفاقا از یک منظر کنشمندی‌های او دقیقا در مقابل کمدی قرار می‌گیرد. جدیت، عصبانت و خشونت کلامی او به ظاهر هیچ نسبتی با کار طنز ندارد، اما دقیقا از دل این خشم ظاهری، لبخند بر لب مخاطب می‌نشیند. شاید شغل پدر امیرجلالی که ارتشی بوده در شکل‌گیری شخصیت جدی و باصلابت او بی‌تاثیر نباشد. درواقع امیرجلالی جدی‌ترین بازیگر زن کمدی ایران است که طبیعتا در کمدی‌های موقعیت جواب می‌دهد و مثلا نمی‌توان جنس بازی او را با کمدی‌های آیتمی و به اصطلاح طنزهای نود شبی مناسب دانست.

البته جیغ زدن‌های زیاد او به واسطه استمرار در کارهای مختلف به نقطه ضعف و انتقادی به کارهای او تبدیل شد که بعدها موجب شد تا او کنترل بیشتری بر آن داشته و حتی در نقش‌های جدی بازی کند، اما همچنان مخاطب او را با همان جیغ‌های بنفش می‌شناسد. جیغ‌هایی که گاهی باعث می‌شود لبخندی بر لب مخاطب بنشیند.

لاله صبوری و هزار راه نرفته


رسانه: چنـد تن از زنـان طنـزپـرداز سریـالهای تلویـزیـون


لاله صبوری سال ۷۷ با پذیرفتن نقش مریم در "جنگ ۷۷" مسیر صد ساله را یکشبه طی کرد و به اوج شهرت رسید. او چندی پیش در خاطراتش گفته بود در زمان پخش جنگ ۷۷ این قدر با نقش مریم محبوب شده که چندین بار در خیابان نیروی انتظامی به کمکش آمده است. چون مردم دورش حلقه می زدند و رفت و آمد را با مشکل مواجه می‌کردند. چنین محبوبیتی دور از ذهن نیست. کافی است دقت کنیم مهران مدیری هرگز به هیچ یک از همبازی‌هایش این قدر میدان نداده است. مریم (لاله صبوری) و رامین (مهران مدیری) زوجی بودند که هر دو به یک میزان خودشان را در معرض دید مخاطبان قرار می دادند.

این دو شخصیت به یک اندازه در اتفاقات و دیالوگ‌ها سهیم بودند و به همین خاطر بازی هیچ‌کدام زیر سایه آن یکی گم نمی‌شد. این اتفاق در هیچ یک از دیگر کارهای مهران مدیری رخ نداده است. چون همیشه بهترین و درشت‌ترین نقش‌ها متعلق به خودش بوده و بازیگر دیگری همپایش حرکت نکرده است.

این که چرا لاله صبوری بعد از جُنگ ۷۷ محو شد و موفقیتش استمرار پیدا نکرد، می تواند دلایل متعددی داشته باشد. این بازیگر چندی پیش در یکی از مصاحبه‌هایش در چند جمله بهترین و گزیده‌ترین جواب را در پاسخ به این پرسش ارائه کرد: "اگر کسی بخواهد حاضرم کمکش کنم، می‌توانم غلط‌ترین راهی را که می‌تواند برود، به او پیشنهاد کنم." البته لاله صبوری توضیح نداد این غلط‌ترین راه شامل چه مواردی می شود. اما از خلاصه حرف‌هایش می‌شود فهمید او آرزوهای بلند پروازانه‌ای داشته و چون می‌خواسته دست به خلق یک شاهکار بزند، از رسیدن به حداقل ها هم بازمانده است.

لاله صبوری در این رابطه گفته است: "پیشنهادهای سینمایی بسیاری به من داده شد اما از آنجا که وسواسم بالا بود، هیچ کدام از این پیشنهادها را جدی نگرفتم و دنبال یک نقش اول فوق‌العاده بودم که آن هم پیش نیامد و رفته‌رفته تهیه‌کنندگان سینما هم به این باور رسیدند که من علاقه‌ای به کار در سینما ندارم و به این ترتیب پیشنهادها کمتر و کمتر شد." جالب است این بازیگر در هیچ فیلم سینمایی بازی نکرده و فعالیتش به مجریگری، نویسندگی برای کودکان و بازی در تله فیلم ها و سریال های تلویزیونی محدود می‌شود.

سریال‌های این زمینی‌ها، رستوران خانوادگی، دوقلوها، فقط به‌خاطر تو و کمربندها را ببندیم از جمله کارهایی است که او بعد از جُنگ ۷۷ در آنها حضور یافت. او به نویسندگی هم علاقه دارد و در مجموعه‌های ببخشید شما و کمربندها را ببندید در نوشتن متن‌ها کمک کرده است. صبوری در هجده سالگی مادر شد و هم‌اکنون صاحب سه فرزند است. مسلما موقعیت کنونی او را نمی‌توان با دختر جوانی که سال ۷۷ از گفتن "ببخشید"های رامین متعجب می‌شد، مقایسه کرد.


برگرفته از روزنامه جام جم




0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.