روانشناسی: احساسات عجیب آقای خانه-قسمت اول

یکی از دلایل اصلی بروز اختلافات زندگی زناشویی، عدم شناخت زن ومرد از یکدیگر است. بر آنیم تا شما را با بعضی ازتفاوت های موجود درمیان دوجنس آشنا نمائیم.
تفاوت هایی در ساختار مغز، حرف زدن و گوش کردن، تجسم فضایی، احساسات و ادراک، بیوشیمی بدن و نهایتا، تفاوت در نوع عاشق شدن و ازدواج. در هر بخش، راه حلهایی برای رویارویی با این تفاوت ها نیز پیشنهاد شده است. از آنجا که چگونگی ارتباط با جنس مخالف و تشکیل خانواده، ازدغدغه های اصلی نسل جوان محسوب می شود، امیدوارم که این چند مقاله، بتواند اطلاعات مفیدی را در اختیار شما عزیزان قرار دهد.

چرا مردان احساسشان را پنهان می کنند؟

مردان امروزی هنوز هم ارثیه ی قدیم را باخود دارند: باید شجاع باشند و حق ندارند از خود ضعف نشان دهند. زنان درهمه جای دنیا از خود می پرسند: "چرا مرد باید اینقدر تودار باشد؟ چرا نباید احساس واقعی خودش رو به من نشون بده؟"، "وقتی بداخلاقه یا از چیزی عصبانیه، همه چیز رو توخودش می ریزه و دیگه نمی شه با یه من عسل خوردش ودیگه نمی ذاره کسی بهش نزدیک بشه"

اصولا یک مرد، درحال رقابت، مسلط است و درحال دفاع، تودار. مردها در چنین حالاتی، وضعیت روحی شان را دربرابر اطرافیانشان مخفی میکنند، تادر هر موقعیتی آقای خانه بمانند. در واقع ابراز احساسات برای مردان، به معنای ضعف است.

هنوز هم برخی رفتارها در بعضی خانواده ها وجود دارد که این گونه رفتار مردان را تشدید می کند، به این ترتیب که به آنان یاد داده می شود که باید مانند یک مرد رفتار کنند، باید شجاع باشند و اینکه یک مرد گریه نمی کند.

چرا زنی که مضطرب است باید حرف بزند؟

اضطراب و فشار، باعث فعال شدن عملکرد مغز مرد، که همان تجسم فضایی و منطقی است می شود. اما در مورد زن، مرکز تکلم را فعال می کند. بنابراین او شروع می کند به حرف زدن و تا بتواند ادامه می دهد. وقتی زن مضطرب است با کسی که آماده شنیدن باشد، حرف می زند و سرش را می برد. او می تواند ساعت ها با دوستش درباره مشکلش با تمامی جزئیات صحبت کند و وقتی حرفش تمام شد همه چیز را مشترکا از اول تا آخر دوباره تکرار می کنند. او در مورد مشکلات جاری، گذشته یا احتمالی ومشکلاتی که برایشان راه حلی وجود ندارد حرف می زند. وقتی حرف می زند به دنبال راه حل نمی گردد .حرف زدن به تنهایی او را آرام می سازد وتسلی می بخشد. صحبت های او بدون نظم و قاعده است و می تواند درهر لحظه، همزمان چند موضوع را مطرح کند، بدون اینکه هربار به نتیجه ای برسد.

برای مرد، گوش کردن به زنی که در مورد مشکلاتش حرف می زند کار بسیار سختی است، چرا که احساس می کند زن برای هرمشکلی که هنگام صحبت مطرح می کند، یک راه حل از او می خواهد. مرد نمی خواهد فقط راجع به مشکلات صحبت کند او می خواهد علیه آن مشکل دست به کار شود. احتمالا مرد در لحظات مختلف تک گویی زن را قطع می کند و می گوید : "حالا این موضوع که وسط حرفت پرید، چیه؟" موضوع وسط حرف، یعنی اینکه زن نباید موضوع دیگری را وسط حرفش مطرح کند. مهمترین چیزی که یک مرد می تواند یاد بگیرد، گوش کردن است و اینکه گاهی چند صدا از خود درآورد و چند حرکت نشان دهد که یعنی گوش می کند، اما هیچ راه حلی ارایه ندهد. البته این نسخه برای مرد عجیب و غریب است. چون او معمولا وقتی راه حلی به ذهنش برسد شروع به حرف زدن می کند.

نکته ی جالب و مشکل ساز از اینجا شروع می شود : وقتی زنی از پذیرش راه حل مرد سرباز می زند مرد سعی می کند مشکلات او را کم اهمیت نشان دهد، مثلا با این جملات: "آنقدرها هم مهم نیست"، " باز داری موضوع را بزرگ می کنی"، "حالا خیلی هم بد نشده". به این ترتیب زن عصبی می شود؛ زیرا احساس می کند مرد نمی خواهد به او گوش دهد.



ادامه دارد...

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.