روانشناسی: احساسات عجیب آقای خانه-قسمت دوم

یکی از دلایل اصلی بروز اختلافات زندگی زناشویی، عدم شناخت زن ومرد از یکدیگر است. بر آنیم تا شما را با بعضی ازتفاوت های موجود درمیان دوجنس آشنا نمائیم. تفاوت هایی در ساختار مغز، حرف زدن و گوش کردن، تجسم فضایی، احساسات و ادراک، بیوشیمی بدن و نهایتا، تفاوت در نوع عاشق شدن و ازدواج.

چرا مردان مضطرب نمی خواهند حرف بزنند؟


یک زن بیرون از سرش صحبت می کند، یعنی می توان صدای او را شنید، درحالی که یک مرد درون سرش حرف می زند. درمغز مرد هیچ بخش مشخصی برای تکلم وجود ندارد، برای همین حرف نزدن مطابق طبیعت اش است. وقتی مرد مشکلی دارد با خودش حرف می زند، وقتی زن مشکلی دارد با دیگران حرف می زند.

اگر شما با یک زن عصبانی روبرو هستید، برایش راه حل ارایه ندهید، درستی احساساتش را زیر سوال نبرید، فقط به او نشان دهید که گوش می کنید.

مرد مضطرب و تحت فشار، مثل یک صدف بسته می شود و دیگر هیچ صدایی از او خارج نمی شود. با نیم کره راست مغزش شروع می کند به جست وجو برای یافتن راه حل ودر این زمان نیم کره چپ مغزش را که می توانست برای گوش کردن وحرف زدن از آن استفاده کند موقتا غیرفعال می کند.

مرد نمی تواند همزمان هم مشکلی را حل کند وهم حرف بزند، یا گوش بدهد. سکوت او برای زن اغلب ترس آور ویا ناراحت کننده است. زنان به همسران، پسران وبرادرانشان می گویند: "توباید دراین باره حرف بزنی، بعدش حتما حالت بهتر می شه" انان این را می گویند، چون برای خودشان بهترین روش است. مرد نمی خواهد با کسی دراین باره حرفی بزند، حتی با یک روانشناس ؛ زیرا او تصور میکند این نشانه ی ضعف اوست.

زنان باید یاد بگیرند مردی را که از صخره ی تنهایی اش بالا رفته، به حال خود رها کنند. اما بسیاری از زنان این احساس را دارند که سکوت مرد یعنی اینکه او زن را دوست ندارد ویا از دستش ناراحت است.

چرا مردان نمی دانند با زنی که احساساتی شده چگونه رفتار کنند؟
وقتی زن عصبانی می شود یا احساساتش براو چیره می شود احتمالا شروع به گریه می کند، بالا و پایین می رود، بی وقفه حرف می زندو با صفت های پراحساس حالت روحی خود را توصیف می کند.او می خواهد تسلی بیابد ودر حقش مادری شود ومی خواهد که به حرفش گوش دهند. اما مرد رفتار او را مثل رفتار یک مرد تعبیر می کند و آنچه او از این حالتها می فهمد این است: "نجاتم بده، کمکم کن، مشکلم را حل کن"

به جای آنکه فقط او را تسلی دهد وآرام کند، راه حل ارایه می دهد، سوالهای اعصاب خردکن می پرسد، یا به او می گوید که نباید اینقدر عصبی شود.مرد با چهره وحشت زده می گوید: "بس کن دیگه، اینقدر گریه نکن، توبیش از حد مهمش می کنی. اینقدرها هم که تو فکر می کنی، بدنیست" وبه جای اینکه برایش مادری کند، رفتار پدرانه ای را درپیش می گیرد.

برای یک زن به نمایش گذاشتن احساساتش نوعی برقراری ارتباط محسوب می شود، اما هجوم احساساتش ممکن است درست همانقدر که سریع می آید، سریع هم برود. درحالی که یک مرد برای یافتن راه حل احساس مسئولیت می کند ووقتی نتواند چنین خدمتی بکند، خود را مقصر می داند. وقتی زنی احساساتی می شود، مرد عصبی وخشمگین می گردد وبه زن می گوید دیگر اینقدر فیلم بازی نکند.مردان هم از این می ترسند که وقتی زن زیر گریه زد، به این زودی ها دست بردار نباشد



ادامه دارد...
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.