ساز دم دمی مزاج ها
ویولن سازی است كه یكی از زیباترین ساخته های دست بشر و یكی از دم دمی مزاج ترین آنهاست. شاید بسیار صعب الوصول بودن آن است كه بر اعجازش می افزاید جز برای كسی كه برده وار و از صمیم قلب خود را تسلیم این ساز كند.این را حتما باید مدنظر قرارداد كه هیچ ویولنی مثل ویولن دیگر نیست و هر یك مانند یك موجود بشری ویژه و منحصر به فرد است...



در نواختن ویولن نوازنده موجودی مستقل است و هیچ دست بیگانه یی در ملك او اختیار ندارد و هیچ گوشی جز گوش او زیر و بم صدا را تعیین نخواهد كرد و به محض اینكه آرشه اش را لمس كند، چالشی شگفت انگیز آغاز می شود و این ارتباط شگفت بین ویولن و نوازنده است كه این ساز را منحصر به فرد ساخته است .این ساز هیچ محل ؤابت و ساكنی به عنوان تكیه گاه ندارد و خود نوازنده نیز چنین وضعی دارد جز در نقاطی كه پایش زمین را لمس می كند.دست های نوازنده باید تا حد زیادی انعطاف پذیر و قوی و دارای حالت فنری باشد و همیشه در سطح شانه یا در حدود آن به كار گرفته شوند.ویولن یك ساز ظریف و فرنگی است طبق نمونه هایی كه ساخته می شود از ۵۸ قطعه مختلف كه به طرز دقیقی با هم جور شده اند و وزن آن در حدود ۴۰۰ گرم است .این ساز ابتدا توسط سازنده ایتالیایی گاسپارو برتولونی اختراع شده است .از شاگردان مشهور گاسپارو «آآماتی » بود كه او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان (آنتونیو استرادیواریوس ) را پرورش داد....

تاكنون كسی در جهان پیدا نشده كه نه تنها بتواند هنر آنتونیو را تكمیل كند بلكه قادر نبوده ویولنی بسازد كه از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولن های او برابری كند.جلا و ظاهر خوش ویولن استرادیواریوس چیزی در حد كیفیت خورشید است كه روی پوست ابریشمی تابیده باشد.همچنین نرمی ،لطافت منحصر به فرد و پختگی می توان در آن یافت .تاكنون متجاوز از سه قرن از اختراع اولین نمونه ویولن توسط گاسپارو برتولونی می گذرد و در این مدت با وجود كشفیات جدیدی كه در علوم فیزیك و شیمی رخ داده نه تنها توانسته اند در ساختمان ویولن تغییر بدهند بلكه از رموز كار سازندگان قدیم نیز چیزی درك نكردند.

ویولونیست نابغه

یهودی منوهین رالكین یكی از خوش قریحه ترین ویولونیست ها و هنرمندان جهان در قرن بیستم بود، هنرمندی كه به نیروی درمانگر موسیقی ایمان داشت و نه تنها با موسیقی اش بلكه با اعمال انسان دوستانه اش انسان ها را متاؤر می كرد.وی در ۲۲ آوریل ۱۸۹۶ در ایالت نیوجرسی امریكا به دنیا آمد.اجداد منوهین از روحانیون مقیم روسیه بودند.او در خانواده یی به دنیا آمد كه تعلیم ویولن بسیار مرسوم بود و هنگامی كه او پنج سال بیشتر نداشت شروع به آموختن ویولن كرد و طی چند ماه اصول اولیه ویولن را نزد مادرش فراگرفت و بعد برای تعلیم موسیقی نزد زیگموند انكه رفت .اندكی بعد مسوولیت تعلیم او را لویس پرزینگر برعهده گرفت كه خود از شاگردان یسایز بلژیكی و در كودكی به عنوان نخستین كودك نابغه نوازنده ویولن در امریكا شهرتی زودگذر یافته بود.اما شهرت پرزینگر بزودی تحت الشعاع نبوغ و استعداد درخشان شاگردش قرار گرفت كه در سن هفت سالگی با اجرای سمفونی اسپانیل اؤر ادوار لالو تحت رهبری آلفردهارتز در اركستر سمفونیك سانفرانسیسكو چشمها را به خود خیره ساخت .پرزینگر، منوهین را در مكتب فرانسوی بلژیكی آموزش داد.او در همین زمان از آموزش های آدولف بوش نیز در شهر بازل سویس بهره مند شد.یهودی در سن سیزده سالگی به عنوان تك نواز در صحنه های بین المللی ظاهر می شد و به نام «كودك نابغه و ویولونیست قرن » مورد ستایش قرار می گرفت .پس از آن پیشرفت های منوهین سرعت نفسگیری پیدا كرد بطوری كه منوهین در دهه های بعد با بهترین اركسترهای دنیا و معروفترین رهبران اركستر همكاری كرد.او در سال ۱۹۳۵ با ۱۰ اركستر در ۶۳ شهر كنسرت اجرا كرد و پس از آن دو سال در انظار عموم ظاهر نشد.شعله ور شدن آتش جنگ جهانی دوم منوهین را به مسوولیت مهمی كه به عهده داشت واقف ساخت . برقراری صلح و تفاهم بین ملت ها و ارتقای سطح همكاری های بین المللی ، وظیفه یی بود كه او تا آخر عمر برعهده گرفت .علاقه او به فرهنگ های دیگر و عرصه های گوناگون موسیقی باعث شد كه وی سفرهای متعددی را به شرق داشته باشد. چندین بار به ایران سفر كرد و با اركستر سمفونیك تهران كنسرت هایی اجرا كرد.در سال ۱۹۶۲ یك مدرسه شبانه روزی را برای كودكان با استعداد در رشته موسیقی در لندن بنا نهاد و سال ۱۹۷۲ آكادمی موسیقی بین المللی برای نوازندگان زهی جوان در سویس را پایه گذاری كرد.ملكه الیزابت دوم به او نشان لیاقت مقام شوالیه یی ، عنوان لرد و عضویت مادام العمر در حكومت سلطنتی اعطا كرد. منوهین در سال ۱۹۹۲ به عنوان سفیر حسن نیت یونسكو برگزیده شد.یهودی منوهین در روز ۱۲ مارس ۱۹۹۲ در شهر برلین به علت نارسایی قلبی درگذشت .«هر آنچه انسان واقعا خواهان آن است و دوست دارد انجام دهد، باید هر روز به انجام آن بپردازد برای هنرمند می بایست این كار به همان آسانی باشد كه پرواز برای پرنده است . نمی توانیم پرنده یی را تصور كنیم كه به خود بگوید: «خب امروز خسته ام ، امروز پرواز نمی كنم » .


گردآوری : مریم میری
مسئول انجمن های:
موسیقی ،انواع سازها ، پرسش و پاسخ های مرتبط با انجمنها ، اخبار IT ، سینمای ایران ، اینترنت ، حرفهای خودمانی
Email & Yahoo ID : mary_miracle99@yahoo.com
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.