۱)تخمین زده اند که روزانه بالغ بر ۵۰ هزار فکر از ذهن ما می گذرد: افکار مثبت، منفی، ترسناک، تعالی بخش یا جنون آمیز. علت وجود این افکار این است:
خاطرات گذشته و تصاویر ذهنی، واژه ها، بخش هایی از گفت وگوها (حتی از زمان بچگی)،احساسات، کنجکاوی، تشویق، تأسف، خشم و غم.
گاهی ما خودمان فکرها را به وجود می آوریم. گاهی هم خودشان خیلی غیرمنتظره به ذهن ما وارد می شوند. ما آنها را می پذیریم، مورد سؤال قرار می دهیم به چالش می کشیم یا به دورشان می اندازیم. بعضی از این افکار در ذهن مان پرسه می زنند، بزرگ و غیرمنطقی می شوند که نتیجه اش تشویش و فلج ذهنی است.
۲( ما از همه کسانی که در دوران کودکی بر ما نفوذ داشته اند، الگوهای رفتاری را کپی برداری می کنیم. همه این الگوها به نظرمان درست می رسند و فکر می کنیم تنها الگوهای موجود هستند؛ مگر وقتی کسی بیاید و آنها را به چالش بکشد. اگر یک وضعیت ذهنی در ما تثبیت شود، تغییر آن بسیار سخت خواهد بود. تفکرات گذشته، مانع و توقف به وجود می آورد و در نهایت منجر به جانبداری، تعصب و لجاجت می شوند. چنین بیاناتی نشان می دهدکه تفکر برخی از اشخاص تا چه حد غیرمنعطف و محدود است.
۳) نحوه تفکر ما بر دیدگاه ما نسبت به زندگی تأثیر می گذارد:
مثبت اندیشان موفق می شوند زیرا بر این باورند.خلاقان می دانند برای هر مسأله ای راه حلی است، هر چند غیرممکن به نظر برسد.
دوراندیشان (پیامدسنجان)، حساب شده ریسک می کنند؛ زیرا «بدترین سناریوی ممکن» را هم بررسی کرده اند و آن را پذیرفته اند.
اما زندگی برای منفی اندیشان، پیچیده، بی ثمر و پر از نگرانی است. این افراد به جای این که از زندگی شان لذت ببرند، به آن به چشم مبارزه ای برای بقا نگاه می کنند.
۴) نحوه تفکر ما به این بستگی دارد که چگونه خود را می بینیم و درباره خود چه نظری داریم.

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.