تفسیر شما از موفقیت‌ و شکست‌هایتان در جایگاهی که اکنون در زندگی ایستاده‌اید موثر است

فسیر شما از موفقیت‌ و شکست‌هایتان در جایگاهی که اکنون در زندگی ایستاده‌اید موثر است,.
همه ما به نحوی از یک سری مکانیزم‌های فکری برای تجزیه و تحلیل و پیکربندی علل موفقیت و شکست خود و دیگران استفاده می‌کنیم. این مکانیزم‌ها در سراسر دنیا کم و بیش یکسانند و تفاوت‌های فرهنگی تأثیر زیادی در آن‌ها ندارد. 

فرایند‌های علی و منطقی ما برای توجیه و ریشه‌یابی موفقیت‌ها و شکست‌ها فرایندی است که امروزه آن را اسناد می‌نامیم. اسناد در روانشناسی به معنای نسبت دادن عللی خاص به پدیده‌ها و رفتار خود و دیگران است و مجموعه فرایند استنباط‌های ما از رفتارها و پدیده‌ها و اتفاقات است. 
اسناد با موضوع موفقیت و شکست را اولین بار وینر به طور علمی ‌مطرح و تحقیقات خود را روی این موضوع متمرکز کرد. وینر در قالب چارچوب اولیه نظریه اسناد به طرح نظریه اختصاصی‌تری در زمینه علت شناسی موفقیت و شکست از دیدگاه انسانی پرداخت. وی با مطرح کردن اهمیت و تأثیر نوع نگرش‌ها و نحوه تفکر افراد جامعه در میزان رشد و پیشرفت ملت‌ها و باروری اجتماعی، چهار مؤلفه مهم را در فرمول بندی‌های ذهنی انسانی مطرح کرد. این چهار مؤلفه عبارتند از: توانایی، تلاش، محیط و شانس. 
در مفهوم کنترل ما به دو شاخه کنترل درونی و کنترل بیرونی برمی‌خوریم که دو احساس انسانی درباره اتفاقات دنیای بیرون هستند. در احساس کنترل درونی، فرد این استنباط را دارد که بر وقایع و اتفاقات و مسیر و سرنوشت زندگی خود تسلط دارد و به اصطلاح سیستم کنترل زندگیش در درون وی قرار دارد. 
در احساس کنترل بیرونی عکس این پدیده اتفاق می‌افتد و فرد خود را ناتوان احساس می‌کند و به غلبه دنیای بیرون بر اراده خود در مسیر زندگیش ایمان دارد. 
مسلم است که احساس کنترل درونی باعث انگیزه و تلاش آدمی ‌شده و انسان را از یک سنگ کف رودخانه به یک موجود تصمیم‌گیرنده پرانگیزه تبدیل می‌کند. 
در حقیقت تفسیر وقایع و رفتارهای خود و دیگران با این دو مؤلفه و در نظر گرفتن این دو مؤلفه به عنوان علل رفتارها و نتایج احساس کنترل درونی خود را تقویت می‌کنیم. یک مثال عینی در این زمینه افرادی است که موفقیت و پیشرفت دوستان خود را می‌بینند و آن را نتیجه توانایی و تلاش وی می‌دانند و در تفسیر این موقعیت به خود می‌گویند : " من هم می‌توانم مثل او تلاش کنم و موفق شوم. هیچ عامل دیگری غیر تلاش و استعداد در موفقیت فلانی دخیل نبود." روی دیگر سکه این است که شما به خود بگویید فلانی شانس آورد و جای خوبی هم افتاده بود! با این تفسیر شما احتمال موفقیت خود را ناچیز در نظر می‌گیرید؛ زیرا احتمال و شانس و عوامل محیطی خیلی متغیرند و در کنترل شما هم نیستند. پس هیچگاه شروع نمی‌کنید. 
به زندگی خود نظر بیافکنید و به نحوه توجیه موفقیت و شکست‌های خود دقت کنید. چه عواملی را همیشه در این توجیهات استفاده می‌کنید؟ درونی یا بیرونی؟ در نظر داشته باشید که بهترین و موثرترین مولفه وینر تلاش است و تجزیه و تحلیل‌های شما باید بیشتر به سمت این مؤلفه گرایش پیدا کند. 
به عنوان مثال اگر نمره خوبی بگیرید: من آدم باهوشی هستم. من خیلی تلاش کردم؛ حقم بود موفق شوم. امتحان ساده‌ای گرفته بودند. شانس آوردم از همان جایی که خوانده بودم سوال دادند. 
شک نکنید که نحوه تفسیر شما از موفقیت‌ها و شکست‌های خود، در جایگاهی که اکنون در زندگی ایستاده اید بسیار مؤثر بوده است. احساس کنترل شما درونی است یا بیرونی؟ 
مسلما تغییر سخت است و صرف انرژی و زمان برای پیشرفت سخت تر. پس اکثر افراد که البته اکثریت متوسط و ضعیف را تشکیل می‌دهند سعی می‌کنند از راه‌های میان بر و کم زحمت به موفقیت برسند، پس به شانس(شرکت در قرعه کشی‌های زیاد) یا محیط (با برقراری ارتباط‌های کاری بجای استفاده از مهارت‌های خود ) به عنوان نجات دهنده خود امید بسته‌اند و همه می‌دانیم که چه امید‌های واهی و شکننده ای است این امیدها. 
مهمترین نکته این است که آیا حاضرید کمی‌بیشتر سختی بکشید و از نیروی فکر خود بیشتر استفاده کنید؟ 
انیشتین می‌گوید: " تفکر سخت‌ترین کار در این جهان است." مسلما راه درازی است راه موفقیت، ولی بسیار پرثمر و تضمین شده است و نتیجه‌ی درخشانی در پی دارد.

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.