مضرات پوشش سیاه
1-کاهش میزان تولید سروتويین(انتقال دهنده عصبی) در مغز که این امر باعث افسردگی و رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه و اختلال در خواب و سیستم گوارشی میباشد.
2-به هم خوردن تنظیم هورمون ها و در خانم ها سبب اختلال در عادت های ماهیانه و زایمان های سخت و یا زودرس میشود.
3- جذب کننده مریضی و آلودگی و ناراحتی های روحی و روانی
4- کاهش قوه حافظه.
5-سیستم دفاعی بدن را کاهش و احتمال ابتلا به سرطان را افزایش میدهد.
6- رنگ سیاه سبب افزایش شدت درد علی الخصوص درد های عصبی میشود
7-رخوت و سستی بدن
8-اثرات نا مطلوب روی قلب و گردش خون
9- اضطراب و دلهره می آورد.

رنگ درماني
نويسنده: پاولين ويلز
مترجم: مرجان فرجي

4
4
0
4 نفر

2 نظر

  1. یادم میاد بچه بودم هنوز مدرسه نمیرفتم ،تابستون بود یه شب کلی مهمون بزرگ و کوچیک فامیلهای نزدیک ریخته بودن خونمون حتی یادم میاد شام کباب تابه ای داشتیم ،همه تو خونه بودن،من تو حیاط روی یه چهار پایه کوچیک پلاستیکی قرمز نشسته بودم زول زده بودم تو آسمون ،آسمون صاف بود ستاره ها درخشان و تمییز بودن (بچگی هام فکر میکردم هر وقت میریم حموم مثل ستاره ها تمییز میشیم) نه اون موقع نه حالا بعد از گذشت اینهمه سال نفهمیدم اون شب تنها تو حیاط تو آسمون دنبال چی میگشتم؟فقط اینو میدونم اصلا به اختیار خودم نبود انگار یه کسی صدام میزد صداشو نمیشنیدم ولی نگاهم به طرف اون بود.اون موقع ها دنیارو از نگاه کوچیک خودم میدیم درخت ها رو میدیم آدمارو میدیدم همه چیزای رنگارنگ دور وبرمو میدیم ولی با این وجود خیال میکردم خدا همه آدمارو درختارو همه چیزارو آبی و سفید رنگ کرده ،اشکال نداره اگه بهم بخندین ولی عین واقعیته من واقعا خیال میکرم همه دنیا یا آبی یا سفید انگار رنگ دیگه ای رو نمیشناختم،اون موقع ها کارتون چوبین و سرزمین کوچولوهاو خرسهای پرنده میداد همون وقت که تلویزیون فقط دو تا شبکه داشت،شب که میشد به چوبین و مادرش به ممول (سرزمین کوچولوها)تو ستارشون فکر میکردم که الان دارن چیکار میکنن؟اونام دارن شام میخورن؟روز که میشد به خرسهای پرنده فکر میکردم که رو ابرا زندگی میکردن دلم میخواست منم میرفتم پیششون،همه عشقم این بود با گچ کف کوچه نقاشی بکشم ،بازی ام میکردم وقتی بازی تموم میشد میرفتم تو بهر آسمون با همه بچگیم تو دلم میگفتم چقدر قشنگه؟آسمون آبیه ابرا سفیدچقدر قشنگه؟کلا بچه ای بودم که توآسمونا سیر میکردم(بقیه میگن هپروت)وحالا همیشه به آسمون نگاه میکنمو با علمو شناختی که پیدا کردم میگم چقدر قشنگه؟خدا پشت همه این ابراست ،داره منو میبینه (اگه اون لحظه یه بنده خدا که یه کم عصبیم هست پیشم باشه بهم میگه مسخره بازیا چیه؟دیوانه نمیخوای قاطی بقیه آدما بشی روانی)،فکر کن نمیدونی این مطلب تا چه حد علمیه؛من اینو میدونم در طول روز دنیا همه رنگ داره بجز سیاه ،فقط شب وقتی همه خوابن دنیا سیاه میشه یعنی کسی سیاهی شبو نمیبینه ،حتی کسانی که نصف شب با خدا قرار دارن(نماز شب) این تاریکیو حس نمیکنن چون قلبشون قبلا روشن شده (واقعا اینطوریه حواسشون به تاریکی شب نیست،نمونش بابای خودم موقع وضو گرفتن ونماز حواسش به هیچی نیست)اگه حس میکردن ،میترسیدن وچشماشونو فقط به روشنایی روز باز میکردن، علم روانشناسی میگه همه آدما از ناشناخته ها یه کم میترسن و تاریکی بزرگترین ناشناخته ای که یه وقتهایی خیلی ترسناک میشه.علم روانشناسی رنگها واقعیت رو میگه من بیشتر اوقات آدم آروم و بی دردسری ام واین به خاطر تاثیریه که دوران بچگی ازرنگ آبی و سفید دیدم(من خودم از تاریکی و تنهایی تا جاییکه همه لامپ هارو روشن کنم میترسم،یه چیز دیگه اولین باره که اینارو باز گو کردم همیشه ترس مسخره شدن داشتم)
  2. ممنون مطلب جالب و آموزنده ای بود
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.