تمام دارایی ما این لحظه است.میزان آرامش ذهن و کارآیی فردی ما بر اساس میزان توانایی ما برای زیستن در لحظه ی حال مشخص می شود.صرف نظر از آنچه دیروز رخ داده است و آنچه فردا ممکن است اتفاق بیفتد.حال، جایی است که شما در آن ایستاده اید.
از این دیدگاه، کلید شادی و خرسندی ذهن بر لحظه حال است.یکی از نکات جالب درباره کودکان همین است که آن ها خود را تماماً در حال غرق می کنند.آن ها کاملا درگیر فعالیت کنونی خود می شوند.اما وقتی بزرگ می شویم هنر فکر کردن و نگران بودن همزمان را فرا می گیریم! به مشکلات گذشته و مسائل آینده اجازه تجمع در زمان حال را می دهیم و به این ترتیب حال را می بازیم...



ما همچنین یاد می گیریم که شادی های خود را به تعویق بیندازیم و همواره به امید آینده ای متفاوت بنشینیم.زیستن در زمان حال همچنین بدین معناست که ما از هر کاری که در حال انجام آن هستیم به خاطر خود آن لذت ببریم و نه اینکه صرفا به دنبال هدف نهایی آن باشیم.زیستن در زمان حال به معنی تعمیم آگاهی انسان برای دلپذیر ساختن لحظه جاری به جای دور انداختن آن است.حق انتخاب با ماست که لحظه به لحظه زندگی را واقعا زنده باشیم و جذب کنیم و اجازه ی لمس زندگی و تأثیر آن را به خود بدهیم یا...؟
هرگاه در حال زندگی می کنیم ترس را از ذهن خود می رانیم.اساساً ترس مقوله ایست مربوط به حوادثی که ممکن است در آینده اتفاق بیفتد.این ترس می تواند آن چنان فلج کننده باشد که انجام هر عمل سازنده ای را برای فرد ناممکن سازد.اما شما فقط زمانی در معرض ترس های شدید قرار می گیرید که بی حرکت و منفعل باشید.و درست در همان لحظه که وارد عمل می شوید و واقعاض کاری انجام می دهید،ترس ها فروکش می کنند.زیستن در حال به معنای حرکت کردن بدون ترس از عواقب است.این نکته را به خاطر بسپارید که ما نمی توانیم «هیچ» را جانشین یک «چیز» کنیم.اگر نگرانی هایی در ذهن خود دارید، خود را از آن ها خالی کنید و به آرامش برسید.اما ساده ترین راه برای بهبود وضعیت روانی شما مشارکت است.زمان واقعا وجود خارجی ندارد، زمان چیزی جز یک مفهوم انتزاعی در ذهن ما نیست.این لحظه، تنها زمانی است که در اختیار داریم، از این لحظه چیزی بسازید!
ما می توانیم خود را در ذهن خود به جهنم بیندازیم تا ببینیم که آن جا چه می گذرد؟با این همه اگر به لحظه حال نظر داشته باشیم، که تمام دارایی ماست، هیچ مشکل بزرگی اصلا وجود نخواهد داشت!
وقتی منتظر وقوع چیزی هستید خود را با کار دیگری مشغول کنید.سرزنش کردن و احساس گناه داشتن هر دو احساساتی خطرناک و مخربند.وقتی به سرزنش کردن دیگران می پردازیم از مسئله ی اصلی که باید کاری در رابطه با آن انجام دهیم غافل می شویم.انتخاب همیشه با ماست که مهار زندگی خود را به دست بگیریم و در حال زندگی کنیم یا خود را در لجاجت و پریشانی های گذشته زنجیر کنیم.گاه شاد بودن می تواند کاری بس دشوار باشد.لازمه شاد زیستن، جستجوی زیبایی ها و خوبی هاست.یکی زیبایی منظره را می بیند، دیگری کثیفی پنجره را.این شما هستید که انتخاب می کنید چه چیز را ببینید و به چه چیز بیندیشید.
کازانتزا کیس گفته است : «قلم و رنگ در اختیار شماست، بهشت را نقاشی کنید و بعد وارد آن شوید.»
وقتی به مشکلات و سختی ها هجوم می بریم درمیابیم که این مصیبت ها آنقدر ها هم مصیبت بار نیستند.وقتی به ثمرات شیرین این تجارب تلخ واقف شویم آسان تر می توانیم با آن ها کنار بیاییم.

منبع : کتاب راز شاد زیستن
نویسنده : اندرو متیوس
مترجم : وحید افضلی راد
فرستنده : فرشته حلاجی

1
1
0
1 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.