پزشکي: خِیل خیال

6 دی 1389   maryam.pourmohammadi   بهداشت و درمان, پزشکی   0 نظر   166 بازدید   |

بيماري پارانويا و درمان آن

بيماري توهم يا پارانويا، در تعريف عام آن، حالتي است که شخص در آن با اهميت فوق العاده و خارج از اندازه اي که به سلامت جاني و مالي خود مي دهد، خود را شکنجه مي دهند. اين گونه از افراد مدام در اين فکر هستند که عواملي انساني، طبيعي يا ماورا طبيعي خودشان، دارايي و افراد خانواده شان را تهديد مي کنند و همه، در فکر توطئه چيني بر ضد آنها هستند.
اميل کريپلين(6581-9291 Kraepelin Emil) روانشناس آلماني، در تلاش اوليه خود براي دسته بندي بيماري هاي رواني، از اصطلاح پارانوياي مطلق براي شرح حالت رواني اي استفاده کرد که توهم، جزو اصلي آن باشد اما اين توهم هيچ صدمه و زوال آشکاري به سلامت عقل شخص وارد نکند و نشانه بيماريهاي ديگري چون جنون زودرس يا(praecox bementia)، که اصطلاح قديمي بيماري شيزوفرني است، در آن نباشد.
پارانويا، در معناي اصيل يوناني خود، به معناي ديوانگي است (پارا= para خارج و نوس= nous عقل). کريپلين با استفاده از اين ريشه لغوي، نامي براي تشخيص افکار توهمي به وجود آورد.
بنابه تعريف او هرگونه افکار توهمي، بدون احساسات خودآزارانه، در اين دسته مي گنجند. براي مثال کسي که دچار اين توهم شده است که يک شخصيت مهم سياسي يا ادبي است، مي تواند در دسته مبتلايان به پارانوياي مطلق بگنجد...



هرچند که اصطلاح پارانوياي مطلق ديگر چندان استفاده ندارد و اصطلاح اختلال توهم ياbisorber Delusional جايگزين آن شده است اما جديدا، از اين لغت براي شرح حالتي به کار مي رود که شخص مبتلا به آن، از توهمات خود بسيار آزار مي بيند زيرا:
1- اين شخص تصور مي کند که صدمه يا حادثه آزار دهنده در حال رخ دادن است يا قرار است رخ دهد.
2- شخص تصور مي کند که شخصي قصد آزار و صدمه رساندن به او را دارد.

مثالهايي از پارانوياي باليني

به طور کلي و با استفاده بي قيد و شرط از اصطلاح پارانويا، مي توانيم بگوييم توهمات پارانوييد مي توانند شامل مواردي چون اينکه شخص تصور مي کند تحت تعقيب است، مسموم شده است يا شخصي بسيار مهم (مانند يک شخصيت سينمايي، سياسي يا ورزشي)، دورادور عاشق اوست. چنين توهماتي به عنوان جنون جنسي نيز شناخته مي شوند.
توهمات پارانوييد معمول ديگر شامل اين باور است که شخص خود را مبتلا به بيماريي تخيلي يا آلودگي انگلي مي داند، يا اينکه باور دارد ماموريتي ويژه داشته و يا اينکه برگزيده خداوند است، يا اينکه اعمال وي توسط نيرويي خارجي کنترل مي شود.
بسياري از حکام مستبد، به پارانويا مبتلا بوده اند. براي مثال استالين(Stalin) نمونه بارزي از شخص پارانوييد بوده است. اين مورد مي تواند سوال خوبي را به وجود بياورد که در مورد استالين، در واقع دشمنان زياد او توهم نبودند.
آيا اين ممکن است که داشتن دشمنان زياد، براي ابتلا به پارانويا کافي نيست؟ اين مبحث، موجب بروز مباحث فلسفي فراواني شده است که به اين لطيفه نيز منجر شده است:
"اينکه تو پارانويا داري دليل نمي شود که کسي آن بيرون نخواهد تو را بکشد."

بروز پارانويا در فرهنگ عمومي

در فرهنگ عامه امروز، پارانويا اشکال و روش هاي مختلفي براي ابراز خود پيدا کرده است از جمله:
اعتقاد به اينکه قدرت خاصي دارند يا در يک ماموريت مخصوص هستند(هذيان عظمت) تئوري توطئه يا اعتقاد به اينکه اخبار و وقايع کاملا نامربوط، درواقع اجزا يک نقشه بزرگ و توطئه آميز هستند. تعقيب شدن توسط دشمنان قدرتمندي چون تروريستها، بشقاب پرنده، سازمان هاي مخفي يا شياطين کنترل افکار توسط اشعه نامرئي و دستگاه هاي پيشرفته ترس از مسموم شدن و اعتقاد به اينکه بعضي مواد غذايي اصولا براي مسموم کردن بشر ساخته شده اند (مانند قند مصنوعي و آبهاي معدني)

درمان پارانويا

درمان پارانويا بيش از هرچيز با رفتار درماني(therapy dehavior) انجام مي شود که هدف آن کاستن از حساسيت هاي فرد مبتلا، نسبت به انتقادها و همچنين تقويت توانايي هاي اجتماعي او است. سر و کار داشتن با افراد پارانييد بسيار مشکل است زيرا بسيار زودرنج هستند و رفتارشان معمولا خصمانه است و از نظر احساسي بسيار بسته و نسبت به هر فعاليتي بي ميل هستند. به همين دليل، درمان اين مشکل، از پيشرفت کندي برخوردار است.براي درمان اين افراد بايد کوشش شود که در ابتدا چرخه شک و ترديد او شکسته شود و او با تمرين هاي آرامش بخش و روشهاي کنترل اضطراب، از حالت انزوا خارج شود و کم کم با کمک پزشک و اطرافيان خود، تغييراتي اساسي در رفتارهاي خود به وجود آورد.


به همت : زهرا سلیمانی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.