از قرن بیستم به بعد انقلاب عظیم الکترونیکی را مشاهده می کنیم.رایانه ها و دستگاه های پیشرفته مشکلات لاینحل و مسایل بخرنج و باور نکردنی را در صنعت حل کرده،و برای مسافرت به دنیای خارج ما وسیله و دستگاه های کامل و پیچیده ای در اختیار داریم که قادرمان می سازد با سفینه ی فضایی،خودمان را به کرات دیگر برسانیم و بعد با ایمنی و سلامتی حتی در شرایط اضطراری به زمین برگردیم.
در عین حال یک انقلاب وسیع و پردامنه ای هم در دنیای داخلی مغزمان در حال تکوین است،چون به وضوح می بینیم خداوند یکتا دستگاه و مکانیزم مخصوصی در مغزمان،کار گذاشته،که از هر دستگاه مغز الکترونیکی که تاکنون بشر اختراع کرده مهم تر وشگفت آور تر است...



خداوند به همه ی ما قدرت و نیرویی فوق العاده عطا فرموده،که به وسیله ی آن قادر خواهیم بود به اهداف خودمان برسیم.بنابراین اهداف ما قطعاً باید بالاتر و مافوق زندگی فیزیکی مادی و حیوانی بوده باشد به نحوی که موفقیت و رضایتمندی ما را در زندگی حاصل نماید.زیرا حیوانات در زندگی فیزیکی فقط به تهیه ی خوراک و تولید مثل می پردازند،از این جهت ما مشاهده می کنیم پرندگان در فصل زمستان برای حفاظت از خودشان و تهیه ی غذای مناسب به نقاط گرمسیر و خوش آب و هوا پرواز می کنند.
هزاران میل در پروازند،بدون اینکه راجع به هواشناسی از گوینده ی تلویزیون اطلاعاتی کسب نموده باشند!
یک سنجاب که در فصل بهار به دنیا آمده،بدون اینکه از زمستان تجربه ای داشته باشد،برای قوت و آذوقه ی زمستانی خودش گردو و فندق جمع می کند!به هر حال حیوانات اهدافشان را خودشان انتخاب نمی کنند،اهداف حیوانات تنها برای حفظ بقای نسل و تولید مثل است که از پیش تعیین گردیده است.از طرفی بشر پیشرفته و متمدن در طبقه و مرتبه ای بالاتر و مافوق حیوانات قرار گرفته است.ما دارای نیروی خلاقیت و تصورات عالی هستیم که همین ما را از زندگی صرف حیوانی مجزا می سازد.و به خاطر این نیروی تصورات و خلاقه ای که در وجودمان هست اهداف ما نامحدود است.در میان سلول های مغز شما دستگاه الکترونیکی کوچکی هست.یک نوار ضبط،یک (سر و مکانیزم) خودکار،یک مکانیزم موفقیت،که مثل یک کامپیوتر الکترونیکی کار می کند و کمک می کند تا شما به سوی هدف خودتان حرکت کنید.
مثل یک سفینه ی فضاپیما که به سوی هدفش هر قدر هم دور باشد می رود و به زمین برمی گردد.شما هم ممکن است در دنیای داخلی فکرتان به گردش دربیایید و ثروت ارزشمندی که در وجودتان به ودیعه گذاشته شده کشف کنید و بعد به خودتان برگردید.نه تنها مغز متفکرتان می تواند به طور خودکار در حل مسایل روزمره به شما کمک کند،بلکه به شما کمک می کند که از روی میل و رغبت خودتان را با زندگانی تطبیق بدهید و قبولش بدارید.و از نظر رسیدن به هدف عالی بشری به شما بصیرت می دهد که به سوی تکامل خودتان گام بردارید.این بدان معنی نیست که بشر به منزله ی یک ماشین است،بلکه در واقع بشر قادر است یک ماشینی که متعلق به خودش هست همواره آن را کنترل نماید.ما باید بدانیم در میان وجودمان به غیر از دستگاه مکانیزم موفقیت،یک دستگاه مکانیزم،شکست و نومیدی هم وجود دارد.دستگاه شکست یک مجموعه ای از ناملایمات و مشکلات و احساسات منفی است که همواره ما را به سوی راه های انحرافی سوق می دهد.طرح و نقشه ی فکری ما را خدشه دار می کند.و برای رسیدن به مقام والای بشری و انسانی سد راهمان می شود.ولی اگر به ناکامی ها و شکست های گذشته تان برگردید مسلماً شکست می خورید هرگاه شما به سوی شکست و نومیدی حرکت کنید و بیندیشید،شما به آن تصویری که از خودتان در ذهن دارید لطمه زده اید نسبت به خود احساس تنفر و عدم اعتماد می کنید و شما از راهنمایی و هدایت خود به طور کامل عاجز می مانید.باید همواره خودتان را در یک مرتبه و درجه ای بالاتر بدانید.از سرزنش و تحقیر خود خود داری کنید.خودتان را در بهترین لحظات زندگی تان ببینید اجازه ندهید احساس موفقیت و پیروزی در وجود شما بمیرد.این لحظات خوب مدام در جلوی چشمتان باشد-هر چقدر هم تعداد لحظات موفقیت آمیز شما کم و مختصر باشد مهم نیست-مهم آن است که شما با جدیّت فکرتان را به روی تصویر لحظات موفقیت آمیز ذهنی خودتان متمرکز نمایید و ادامه بدهید تا اینکه این فکر در بنیان شخصیت شما قرار بگیرد.شما در دو دنیا زندگی می کنید.در یک دنیا،تیرگی و تاریکی و شکست و نومیدی می بینید.مصیبت و بدبختی هم در کنار و اطرافتان هست و تهدیدتان می کند.اما در دنیای دوم نور خورشید،چمن های سرسبز و آسمان آبی را ملاحظه می کنید و امید شما به آینده هر لحظه روشن تر به نظر می آید.


منبع : کتاب قدرت تفکر و اندیشه
نویسنده : دکتر ماکس ول
مترجم : شادروان مصطفی رحیم زاده
فرستنده : فرشته حلاجی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.