از لحاظ معنوی،هیچ عملی مهمتر از پذیرش و تسلیم نیست.پذیرش و تسلیم،ظریف ترین انگیزه قلب و اقدامی از روی عشق است که هر چه را معشوق بخواهد به او می دهد. تسلیم شدن یعنی هشیاری نسبت به چیزی که دقیقا در حال رخ دادن است،نه پذیرش انتظارات تحمیل شده از گذشته. پذیرش و تسلیم، ایمان به قدرت عشق است که می تواند بر هر چیزی فائق آید حتی...



حتی وقتی که نمی توانید عاقبت کاری را پیش بینی کنید. در مرحله اولیه دوران عشق و عاشقی،اینطور به نظر می رسد که گویی برگزیده شده اید و نیرویی مقاومت ناپذیر به قلبتان حمله کرده است.اما در مرحله تعهد،جاده عشق مسیر از قبل تعیین شده ای نیست و باید آن را آگاهانه انتخاب کرد و فرد باید هر روز تصمیم بگیرد که می خواهد در این جاده باقی بماند یا نه. به طور کلی به جای اظهار پذیرش و تسلیم به دیگری، باید بگوییم پذیرش و تسلیم به جاده (عشق). بنابراین بینشی که در یک رابطه تعهد آمیز وجود دارد متناسب با جاده (عشق) است. جاده ی عشق با استفاده از رابطه متعهدانه (ازدواج) تو را از حصار تنگ «من»،«برای من»،«مال من » بیرون برده، به تو هویتی گسترده و نامحدود می بخشد- این همان رشد و تحول از خویشتن دروغین (نفس) به سوی خویشتن راستین (جان) است. اکثر مردم، به رغم اینکه ممکن است نپذیرند، در مرحله عبور از دوران عشق و عاشقی به تعهد،ماتم می گیرند.از آنجا که وفادار ماندن به رابطه تعهد آمیز،نیاز به صبر،فداکاری و استقامت دارد بسیار مشکل تر از مرحله ی عاشق شدن است.اما پاداش معنوی آن از طریق وقف نمودن خود به رشد درونی به دست می آید. 

رابطه تعهد آمیز همچون کلاس درس و مدرسه است و دوران عشق و عاشقی مثل زنگ تفریح.به خاطر همین سختی هاست که ازدواج معمولا شور و اشتیاق را از آدم می گیرد و در عوض،مشکلات،نا امیدی و درد می آورد.اگر به خوبی پایان نگیرد می تواند منجر به عدم اعتماد کامل و خیانت شود.اما همه ی این ماجرا حدیث نفس است.از لحاظ معنوی،تنها اختلاف واقعی میان دوره ی عشق و عاشقی و رابطه ی تعهد آمیز،بر سر پذیرش و تسلیم است.وقتی که دو نفر عاشق هم می شوند پذیرش و تسلیم به طور طبیعی فرا می رسد.عاشق و معشوق با گم شدن در لذت عشق،وقتی برای خود خواهی و عدم اعتماد به دیگری ندارند.اما ازدواج بر طبق این اصول حرکت نمی کند.هنگامی که دو نفر درگیر رابطه ای صمیمانه و دیرپا می شوند نقاب خیال و رویاها دریده می شود و دوران خود خواهی ها فرا می رسد.نفس بر می گردد و به شدت بر نیازهای «من» پافشاری می کند،پذیرش و تسلیم دیگر حالت خود انگیخته ندارد و به هدفی آگاهانه تبدیل می شود.بدین ترتیب پذیرش و تسلیم می تواند همان شادی و خشنودی زمان عاشق شدن را با خود به ارمغان بیاورد،همان احساسی که عشاق را از حصار تنگ نفس رها می کند. 

منبع : کتاب جاده عشق

به ترجمه : محمد رضا بلوچ و حسن هندی زاده

نوشته ی : دیپاک چوپرا

فرستنده: فرشته حلاجی

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.