به وجود آوردن اخلاق مردم افزون بر ارزش های مادی،ارزش های معنوی را هم به شکل دیدگاه ها و تصور ها پدید می آورند.قانون،اخلاق،دانش،هنر و ... را باید،شکل های خاصی از جریان کار عمومی مردم دانست.زندگی اخلاقی جامعه،قسمتی از زندگی معنوی جامعه است.هیچ اخلاقی مخصوص یک فرد نیست.اخلاق شکل اجتماعی دارد،و حاصل فعالیت کسانی است که ارتباط فکری و اعتقادی معینی با یک دیگر دارند.به همین جهت ارتباط متقابل بین فرد و جامعه دارای اهمیت زیادی است.اخلاق در جریان عمل اجتماعی مردم پدید می آید و در این رابطه تأثیر برخی شخصیت ها بسیار مهم است.جامعه،از افراد و شخصیت های جداگانه ای تشکیل شده است که در حد معین و محدودی در محیط تأثیر دارند...



در این رابطه فعالیت افراد با استعداد و دارای نبوغ،جایگاه ویژه ی خود را دارد.در جریان دگرگونی های اجتماعی تأثیر شخصیت های بزرگ و برجسته مهم تر،و مسئولیت آن ها بیشتر می شود.مردم در شرایط دگرگون شده،بیش از هر زمان دیگری،از صورت موجودات بی خاصیت و بی تفاوت در می آیند و مجموعه ای را تشکیل می دهند که هر کدام از آن ها می توانند،پی گیر و آگاه،در ساخت دنیای جدید و ارزش های معنوی شرکت داشته باشند.اخلاق به وسیله ی افراد به وجود می آید،امّا حاصل فعالیت اخلاقی این افراد در تأثیرات متقابل اجتماعی تغییر شکل می یابد.از سوی دیگر،در نتیجه ی فعالیت شخصیت هایی که قادر به خلاقیت مستقل معنوی هستند،اخلاق به صورت مجموعه ای از اندیشه ها و دیدگاه های مهم در می آید.به این ترتیب،اخلاق آفریده ی مردم که معرف کشش روحی آن ها و وسیله ای برای تحکیم منافع و عملکرد آن هاست،تبدیل به نیرویی می شود که گویا بدون دخالت افراد به دست آمده و شکل اخلاق همه ی جامعه را،که پشتیبان و محافظ آن است به خود می گیرد.حاصل فعالیت های معنوی در زندگی اجتماعی،به عنوان یک هستی مستقل به صورت اراده ی جامعه،سنّت ها،آداب و رسوم،رفتار های اجتماعی،عادت ها و ماده های قانون،تکیه گاه همگان می شود.فرد در جامعه به اخلاق شکل گرفته ای مقید است و این قید ها،به نیرویی تبدیل می شوند که موجب جهت گیری و محدودیت،و در مواردی موجب اطاعت او می شود.
هر قدر هم که دنیای افراد متفاوت باشد چگونگی اخلاق و روان آن ها مشروط به این است که در کدام جامعه رشد و نمو یافته و برخاسته و پرورش یافته ی کدام طبقه ی اجتماعی باشند.این حالت های اخلاقی که به وجود آمده از ضرورت های عینی محیط اجتماعی است،مصالح زندگی معنوی فرد را تشکیل می دهد و اندیشه ها و احساسات او را-مثبت یا منفی-به عنوان نماینده ی منافع یک گروه اجتماعی منعکس می کند.پس می توان دریافت که انسان کلی وجود ندارد،انسان جدا افتاده و تنها پیدا نمی شود،آنچه وجود دارد انسانی است که معرّف و نماینده ی جامعه،طبقه و دوران معیّن است.به همین جهت نمی شود گفت اندیشه ها و احساسات کسی تصادفی به وجود آمده و از ضرورت های محیط اجتماعی ناشی نیستند.

منبع : کتاب پایه های اجتماعی اخلاق
نویسنده : محمد رضا صادقی
فرستنده : فرشته حلاجی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.