جهان بازتابی از خود ماست.وقتی از خود بیزاریم،از همه بیزاریم و وقتی به همین که هستیم عشق می ورزیم،تمام جهان به نظر فوق العاده و دوست داشتنی می آید.تصویری که انسان از خویشتن در ذهن دارد دقیقا تعیین می کند که چه رفتار هایی از او سر خواهد زد، با چه کسانی دوستی خواهد کرد، برای چه چیز هایی دست به تلاش خواهد برد و از چه چیز هایی اجتناب خواهد کرد.
منشاء تمام افکار و حرکات ما چگونه دیدن خویشتن است.تجربیات، موفقیت ها، شکست ها، افکاری که درباره ی خود داریم و واکنش های دیگران نسبت به ما، همه و همه شکل دهنده تصویری هستند که از خویش در ذهن داریم و اعتقاد به حقیقی بودن این تصویر است که سبب می شود زندگی را دقیقا در چارچوب آن به پیش ببریم.بنابراین تصویر ذهنی ما تعیین می کند دنیا را تا چه اندازه دوست داریم و چقدر مایل به زندگی در آن هستیم و دقیقا چه اندازه در زندگی موفق خواهیم بود...



ما همانی هستیم که معتقد به بودن آنیم.از این روست که دکتر ماکسول مالتز نویسنده کتاب پر فروش «سیبرنتیک روانی» می نویسد، «هدف تمام روان درمانی ها تغییر تصویری است که فرد از خویشتن دارد.»
اگر خود را در ریاضیات درمانده ببینید، آنگاه تا ابد با اعداد و ارقام مشکل خواهید داشت! شاید تحت تاثیر چند تجربه زود هنگام، نگرشی در شما شکل گرفته است که می گوید : «نوعش فرق نمی کند، من از پس ریاضیات بر نمی آیم.»
بنابراین تلاش نمی کنید و در نتیجه درجا می زنید و عقب و عقب تر می روید.اگر موفقیتی هم کسب کنید آن را اتفاقی تلقی می کنید!
اما وقتی موفق نمی شوید می گویید : «ببین! من که گفتم نمی توانم.»
احتمالا شما به دیگران هم گفته اید که از پس جمع و تفریق بر نمی آیید و هر چه بیشتر راجع به این درماندگی با دیگران حرف می زنید،بیشتر باورش می کنید و بیشتر و عمیق تر در حصار این تصویر ذهنی محاط می شوید.
اولین گام به سوی یک پیشرفت گسترده برای کسب نتایج مطلوب، تغییر نوع تفکر و بیان ما در رابطه با خویش است.کسی که کند می خواند به مجرد تغییر باور خود در مورد توانایی هایش می تواند شروع به تمرین و تند خوانی کند.اگر تصویر ذهنی به شما بگوید که حس همکاری و تعاون شما عالیست آنگاه می توانید به آسانی در یادگیری ورزش های گروهی جدید موفق باشید.اما اگر این تصویر به شما بگوید که از عهده اش بر نمی آیید آنگاه باید تمام مدت را نگران از دست دادن توپ باشید که مطمئنا موفق هم خواهید شد.
تصویر ذهنی انسان از خویشتن درست مانند یک ترموستات عمل می کند و رفتار های او در دامنه محدود این تصویر رقم می خورد.بنابراین فردی که انتظار دارد تنها در پنجاه درصد موارد شاد باشد وقتی می بیند که اوضاع بیشتر از اندازه به نفع او پیش می رود با خود می گوید : «صبر کن، اوضع نمی تواند تا این اندازه خوب باشد.هر لحظه ممکن است اتفاق بدی بیفتد.» و وقتی چنین می شود نفس عمیقی می کشد و می گوید : «می دانستم که این خوشی ها دوام نمی آورد.»
شاید او نمی داند در دنیا کسانی هم وجود دارند که همیشه غمگین اند و کسانی هم هستند که تقریبا همیشه شادند.همه ی ما بر اساس تصویر ذهنی خود از شاد زیستن، کیفیت زندگی خویش را تعیین می کنیم.این بدان معناست که ما تعیین کننده ی تصاویر ذهنی و ارزش های خویش هستیم و خود تعیین می کنیم که از زندگی توقع چه میزانی از شادی را داریم.

منبع : کتاب راز شاد زیستن
نویسنده : اندرو متیوس
مترجم : وحید افضلی راد
فرستنده : فرشته حلاجی

1
1
0
1 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.