عصبانیت را بهتر بشناسیم ماهیت خشم :
خشم نسیمی است که آتش فکر را شعله ور می کند.فروید خشونت را غریزه می داند.کنراد لورنز می گوید خشونت باعث حفظ بقا می شود.جامعه شناس ها هم معتقدند ما خشونت را به ارث می بریم تا بتوانیم موانع سر راهمان را از میان برداریم.تحریک قسمت های خاصی از مغز موجب خشونت می شود.در سال 1996 یک مرد همسر و مادرش را به قتل رساند.او اعتقاد داشت : « دنیا ارزش زندگی کردن را ندارد ... » بعد به آخرین طبقه یک برج رفت و 38 نفر را هدف قرار داد و قبل از این که بمیرد 14 نفر را به قتل رساند.پزشکی قانونی تومور بزرگی را در قسمت خاصی از مغز وی کشف کرد.بعضی از افراد خشن نوار مغزی غیر طبیعی دارند،پس ممکن است خشونت یک مشکل مغزی باشد.خشونت می تواند علت شیمیایی،هورمونی یا ارثی داشته باشد.در بسیاری از موارد خشونت ریشه در محیط ندارد.هرکس صاحب خشونت است،دنبال فرصتی برای ابراز آن می گردد.در ضمن لازم است بدانیم که پس از مصرف الکل و در هوای گرم هم احتمال بروز عصبانیت بالا می رود.شاید خشونت هزاران سال پیش به بقا انسان ها کمک کرده باشد ولی در حال حاضر حیات او را به مخاطره می افکند...



ناکامی سبب خشونت می شود :
بعضی شرایط و رفتار های دیگران باعث عصبانیت می شود.هرکس با تقلب،فریب،تمسخر و... مواجه شود عصبانی خواهد شد.این مورد در افراد شکاک بیشتر رخ می دهد.در هر مورد توقع این فرد بیشتر از چیزی بوده که نصیبش شده؛او ناکام مانده است یعنی به چیزی که توقع داشته نرسیده است.اگر هدف خیلی مهم باشد یا به آن خیلی نزدیک شده باشیم و اگر چیزی که مانع شده غیر منتظره یا غیر منصفانه باشد ناکامی سنگین تر خواهد بود.بدن واکنش های متفاوتی نسبت به ناکامی نشان می دهد.مثل افزایش فشار خون،تعریق و ... علایم روانی تنی مثل بیماری های قلبی در افراد شکاک که معمولا عصبانی هم هستند بیشتر دیده می شود.بعضی ها منفجر می شوند بعضی ها هم خشمشان را می خورند که در هر دو صورت امکان افزایش فشار خون وجود دارد.
نا امیدی،به اضافه اهداف دست نیافتنی :
البته هر ناکامی و عصبانیتی،خشونت به بار نمی آورد.از طرف دیگر رفتار خشن موجب کاهش عصبانیت نمی شود!بعضی مواقع هم نمی توان جلوی عصبانیت را گرفت.در این جا دو دیدگاه مطرح است :
1.خشم فرو خورده به شکل دیگری ظاهر می شود.خشونت نا به جا (جا به جا شده) از هدف واقعی به سمت یک هدف بی خطر هدایت می شود.این کار تا حدی ناکامی اصلی را به فراموشی می سپارد،اما مشکل،حل نشده باقی می ماند.جا به جایی واکنش دفاعی در برابر آشکار شدن منشا اصلی عصبانیت است.
2.خیلی ها معتقدند عصبانیت را باید ابراز (تخلیه) کرد.امروزه تقریبا همه قبول دارند که احساسات را باید ابراز کرد.وقتی کودکی چیزی می خواهد و به آن دست نمی یابد احتمالا گریه می کند،یعنی خودش را خالی می کند.
البته در مورد سودمند بودن تخلیه تردید هایی هم وجود دارد.دیدن خشونت،احتمال رفتار های خشن را بالا می برد و همچنین دیدن خشونت باعث الگو گرفتن می شود.برای تخلیه ی خشم راه های دیگری هم هست که یک راه آن مهربانی با کسانی است که ما را آزرده اند.بسیاری از متخصصین معتقدند تخلیه مضر است.بعضی ها هم هر رفتاری-حتی خشونت- را تخلیه می دانند.
از نظر طرفداران فروید تخلیه یعنی بیرون ریختن احساسات فرو خورده ای که مشکل ایجاد کرده اند؛که البته گاهی واقعا سازگار است.دیگران می گویند تخلیه یعنی ابراز احساسات در جهت بهتر شدن حال و کسب بصیرت و کاهش احساسات ناخواسته.این کار مطلقا به معنی خشونت و آسیب وارد کردن به دیگران نیست.
به هر حال تخلیه باید عصبانیت را کم کند نه این که باعث ترویج خشونت شود.در میان گذاشتن مسئله با یک دوست می تواند روش خوبی باشد.
ورزش کردن،تماشای مسابقات ورزشی داستان نویسی درباره ی خشونت،دعوا کردن،تماشای خشونت و ... تخلیه نیست.
این موضوع ثابت شده که تماشا،تخیل و عمل به خشونت،احتمال رفتار های خشن در آینده را افزایش می دهد.در حالی که تخلیه باید خشونت را کاهش دهد،پس این روش ها نمی تواند تخلیه باشد.بیان احساسات با پزشک،مشاور یا یک دوست نزدیک می تواند دیدگاه را نسبت به موقعیت تغییر دهد.بیان احساسی مثل عصبانیت می تواند منجر به پیدا کردن راهی برای حل مشکل شود.باید توجه داشته باشیم که توان کنترل عصبانیت با سلامت،نسبت مستقیم دارد.
پس در می یابیم انسان ها ذاتا خشن نیستند،بلکه ناکامی سبب خشونت می شود.انسان ها در محیطی زندگی می کنند که بد و خوب در هم آمیخته اند،یعنی هم موفقیت وجود دارد هم ناکامی.درون هرکس احساسات متفاوتی وجود دارد که عصبانیت یکی از این احساسات است.فکر ما مدام در حال سبک و سنگین کردن منافع و ضرر های این احساس هاست.نهایتا فرد یکی از این احساسات را برای ابراز انتخاب می کند و نتیجه را هم ارزیابی می نماید.اگر حاصل مطلوب باشد،باز هم این واکنش را ادامه می دهد.برخی متخصصین عصبانیت را یک پدیده ی اجتماعی دانسته و آن را راهی برای گفتن این جمله می دانند : « من نارحت هستم و شما سد راه من شده اید.» این ها عقیده دارند عصبانیت غیر قابل کنترل است.البته نمی توان گفت همه از خشونت نفع می برند.بچه ها از والدینی که دست بزن دارند بیشتر اطاعت می کنند؛جوان های خشن به راحتی جذب گروه های مافیایی و گاهی پولدار می شوند.این پیام یک هشدار بزرگ است و اثبات می کند که متاسفانه «خشونت پاداش هم می گیرد» !

منبع : کتاب خشم و خشونت
گرد آوری و ترجمه : دکتر فرشاد نجفی پور
فرستنده : فرشته حلاجی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.