وسوسۀ وسواس

بيماري وسواس از جمله اختلالات اضطرابي است. بر اساس آمارهاي ارائه شده جهاني، از هر صد نفر، دو تا سه نفر مبتلا به اين اختلال هستند. وسواس يعني مورد محاصره و مورد حمله واقع شدن توسط يک روح يا وجودي خبيث که فرد را از بيرون وادار به انجام کاري مي کند. و اما در علم روانشناسي باليني وسواس از دو جز» تشکيل شده است:

1- وسواس فکري
وسواس هاي فکري: افکار، تصورات، عقيده يا حس مزاحم و تکرار شونده هستند که هشياري را اشغال مي کنند، اغلب نفرت انگيزند و کنار گذاشتن يا کنترل آن ها بسيار دشوار است. اين افکار صرفا نگراني هاي شديد درباره مشکلات زندگي واقعي نيستند. فرد مبتلا به وسواس فکري مي داند که اين افکار، زاييده ذهن او هستند و از خارج به او تحميل نشده اند. او همچنين واقف است که وسواس فکري او افراطي و نامعقول است و مي کوشد با فکر يا عملي ديگر آن ها را سرکوب يا خنثي کند...




2- وسواس عملي
وسواس هاي عملي: پاسخ هايي هستند که به افکار وسواسي داده مي شوند. اين وسواس ها شامل تشريفات مقرراتي (مثل دست يا وارسي کردن) يا اعمال ذهني (مثل شمردن يا تکرار بي صداي کلمات) و يا اجتناب هستند که شخص احساس مي کند مجبور به انجام آنها در پاسخ به رويدادهاي هولناک است. با اين حال اين اعمال هيچ گونه ارتباط منطقي با آنچه قرار است از آن پيشگيري شود نداشته و به وضوح افراطي هستند.

درمان وسواس فکري-عملي
دارو درماني

کلومي پرامين داروي قوي ضد افسردگي و بازدارنده جذب مجدد سروتونين است. زماني که بيماران مبتلا به اختلال وسواس فکري-عملي کلومي پرامين مصرف مي کنند وسواس هاي فکري ازبين مي روند و با سهولت بيشتري مي توانند در مقابل وسواس هاي عملي مقاومت کنند.
با اين حال کلومي پرامين دارويي عالي نيست. تقريبا نيمي از بيماران بهتر نمي شوند يا به خاطر عوارض جانبي آن از جمله خواب آلودگي، يبوسيت و از دست دادن ميل جنسي آن را مصرف نمي کنند. آنهايي که از آن بهره مي برند بهبود مي يابند; نشانه هاي آنها کاهش مي يابند اما آثار افکار وسواسي معمولا باقي مي مانند و وسوسه اقدام به تشريفات وسواسي هنوز هم حضور دارند.

روان درماني

شواهد زيادي در تاييد اين نکته وجود دارد که آرام بخش ها حتي گاهي در پي مصرف کوتاه مدت وابستگي را افزايش مي دهند و نيز اينکه مصرف درازمدت آنها اثرات زيان باري به همراه دارد. وسواس هاي فکري و عملي مانند همه روان رنجوري ها نشانه اي از تعارض هاي رواني ناآشکار و ساير موضوع هاي سرکوب شده اند. از اين ديدگاه فرد به وسيله وسواس هاي فکري و يا عملي، افکار يا احساس هاي سرکوفته را به شيوه اي نسبتا بي خطر بيان مي کند.

مواجهه و بازداري از تشريفات (ERP)

در گسترده ترين و پذيرفته ترين رويکرد رفتاري براي تشريفات وسواسي، دو شيوه مواجهه و پيشگيري پاسخ با هم ادغام مي شوند. در اين روش بيمار با موقعيت هايي مواجه مي شود که عمل وسواسي را فرا مي خواند (دست زدن به ظرف کثيف) و سپس از اجراي مراسم مورد نظرش امتناع مي ورزد (شستن دست). فرض بر اين است که اين آداب وسواسي نوعي تقويت کننده منفي هستند چرا که اضطرابي را که در اثر يک محرک يا رويداد محيطي نظير گردوخاک روي صندلي برانگيخته شده است، کاهش مي دهد. وقتي فرد را از اجراي عمل تشريفاتي باز مي داريم او را در وضعيتي اضطراب برانگيز قرار داده ايم و در نتيجه اين امکان را فراهم ساخته ايم که اضطراب خاموش شود.

شناخت درماني

در شناخت درماني سعي مي شود تلاش براي سرکوبي و اجتناب از افکار وسواسي کاهش يابد تا سعي براي کاستن از فراواني آنها صورت گيرد. به بيماران کمک مي شود که دفعات افکار وسواسي خود را براي مقايسه به منظور ارزيابي اثر سرکوبي و پرت کردن حواس ثبت کند. چون سرکوبي و اجتناب با اين اعتقاد صورت مي گيرد که انديشيدن به يک موضوع موجب وقوع آن مي شود.

جراحي رواني

اخيرا گزارشي در مورد بيماران وسواسي که در طي 25 سال گذشته يک يا بيشتر از يک عمل قطع کمربندي را داشتند، ارائه دادند. حداقل 25 تا 30 درصد بيماران با عوارض جانبي ناچيز از روش مذکور نفع اساسي برده بودند. اگرچه مولفان متوجه شدند که 4 نفر از 33 بيمار درمان شده از طريق قطع کمربندي، اقدام به خودکشي کرده بودند. در مقايسه با ساير بيماران مضطرب پيشنهاد شده است که قطع کمربندي در مورد وسواس دو برابر ساير اختلالات اضطرابي موثر بوده است.


به همت : زهرا سلیمانی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.