روانشناسي: کمال طلبی

4 اردیبهشت 1390   maryam.pourmohammadi   بهداشت و درمان, روانشناسی   0 نظر   576 بازدید   |

بسیاری از کسانی که دچار ضعف در مهار خویشتن هستند، از مشکل خود آگاهند،اما در واقع از این نظر احساس ناراحتی نمی کنند.آن ها دائما تنبلی می کنند و از هر دقیقه ی آن هم لذت می برند، با آنکه می دانند بعدا باید بهای سنگینی برای آن بپردازند.همه ی ما کسانی را می شناسیم که تا حد مرگ سیگار می کشند و احتمال زیادی دارد که دچار سرطان ریه یا آمفیزم یا سایر بیماری های ریوی شوند، ولی حتی به فکر کم کردن مصرف سیگار هم نمی افتند!
اما کسان دیگری هم هستند که نومیدانه تلاش می کنند خود را بیشتر مهار کنند، اما به دلایل نوروتیک ناشناخته قادر به چنین کاری نیستند.یک نمونه ی جالب دیگر از تأثیر منفی کمال طلبی افراطی در بهتر شدن نتیجه ی کار، مربوط به کودکان ثروتمند و باهوش است...



این کودکان در تمام عمر خود شنیده بودند که با بچه های دیگر تفاوت دارند و بنابراین نیازی نیست که برتری خود را بر آنان نشان دهند.متاسفانه این شیوه ی برخورد، در این کودکان نوعی ترس از عدم مطابقت با استاندارد های دشوار تعیین شده از سوی والدین خود را به وجود می آورد.چون فکر می کنند کامل تر از آنند که بتوانند مرتکب اشتباه شوند.بنابراین به جای آن که با اعتماد به نفس و لذت، به انجام تکالیف خود بپردازند، اغلب یا اصلا تکالیف خود را انجام نمی دهند یا از ترس نا امید کردن والدین خود کار می کردند.در چنین شرایطی مهار خویشتن فوق العاده دشوار است.این نکته را همه می دانند که بشر از راه آزمایش و خطا یاد می گیرد.و اغلب و مکررا اشتباه های دیگری را کشف می کنند.این فرآیند آزمودن یک چیز، بدون توجه به کامل و درست بودن آن و مشاهده ی اشتباهاتی که رخ می دهد و سپس اصلاح و تصحیح آن ها، و به این ترتیب امکان تکرار آن آزمون با استفاده از این آگاهی تازه، راه پیشرفت ما را هموار می کند.اما این فلسفه می گوید که ما باید تنها کارهایی را تکرار کنیم که آن ها را خوب انجام داده ایم.و هر کاری که بد انجام شده است باید به فراموشی سپرده شود.نکته ی اخلاقی این ماجرا آن است که انجام دادن یک کار، مایه ی آبرو ریزی و شرمساری نیست.در واقع، اشتباه کردن در آغاز هر کاری گریز ناپذیر است.این هم بخشی از تمامی منحنی یادگیری است.درست یاد گرفتن هر چیز از ابتدا، تقریبا غیر ممکن است.مگر چیزهایی که فوق العاده ساده باشند.ما در همه ی زندگی خود با کارهایی کلنجار رفته ایم که در ابتدا بسیار مشکل می نمودند، اما حالا به شکل مضحکی ساده به نظر می رسند، برای ما ساده نبود که راه رفتن را یاد بگیریم – بارها زمین خوردیم.حتی یک جوجه هم باید دانه چیدن از روی زمین را یاد بگیرد.این مهارتی نیست که به طور کامل به دست آید.درست است، جوجه ها هم در نوک زدن به اشیا اشتباه می کنند، و به تدریج تجربه کسب می کنند.اگر یک جوجه می خواست به این توصیه عمل کند که نباید به چیزی نوک بزند مگر آن که این کار را همیشه درست انجام دهد، از گرسنگی می مرد.بنابراین، کسانی که اصرار دارند همیشه بی نقض باشند، از همه ناقص تر عمل می کنند.آن ها به ندرت به نتایج خوبی می رسند، زیرا به جای آن که به دنبال یک هدف واقع گرایانه بر روی زمین باشند، همواره ماه را نشانه می گیرند.کسانی که می خواهند نقش سوپرمن را بازی کنند، نخواهند یافت که بدن های کاملا انسانی آن ها برای آن که همه ی کارها را به بهترین نحو انجام دهد، ساخته نشده است.اغلب ما در هیچ زمینه ای بهتر نیستیم، ولی با وجود این هم زندگی می تواند زیبا، شاد و معنی دار باشد.

منبع : کتاب اینگونه می توانید
نویسنده : دکتر پال هاوک
مترجم : دکتر ناصر بلیغ
فرستنده : فرشته حلاجی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.