حسد نمونه ای از بیماری قلبی
در روزنامه ها آمده بود که پزشکان سویس گروهی تشکیل داده اند که به درمان بیماری حسادت بپردازند و این نشانه ای است که پزشکان بیماری حسادت را در اعداد بیماریهايی می دانند که سلامت بشر را تهدید می کند و همانطور که برای درمان و معالجه ی سل و سرطان می کوشند در راه برانداختن مرض حسادت هم دامن همت بر کمر بسته اند...



ما نمی دانیم این پزشکان چگونه و با چه وسیله کار خود را آغاز می کنند و آیا در این کار توفیق حاصل خواهند کرد یا نه ،هر چه باشد همین که این فکر مقدس به وجود آمده مایه امیدواری است ـ بشر سالیان دراز است بیماری حسد را شناخته ولی راه درمان آن را پیدا نکرده است و نمی داند با چه دارویی این مرض خانمانسوز و خانه برانداز درمان می شود،حتی تعالیم و توصیه های شرایع و ادیان هم در این راه، عملی مؤثر انجام نداده است ـ دستورهای اخلاقی نیز کاری از پیش نبرده است و بشریت پیوسته از وجود این آتش که در ضمیر و وجود حسد پیشگان زبانه می کشد آسیب و رنج دیده است به عقیده ی ما حسادت از سرطان خطرناکتر است، زیرا سرطان در سال صدها نفر را به هلاکت می رساند و حسد می تواند در یک لحظه میلیونها نفر از مردم دنیا را نابود کند، بیشتر از حوادث تاریخی که از جنگ و جنگبارگی، رنگ و بو گرفته، مولود حسادت بود. اسکندر مقدونی از آن مردمی بود که خويی پلنگی داشته و پیوسته با دیده ی حسد در کشورهای دیگر هم عصرخود نگاه می کرده، و یکی از علل لشکرکشی او به ایران وجود همین حس حسادت بود، می گویند وقتی که تخت جمشید را آتش زده بود و آتش از در و دیوار کاخ زبانه می کشید، اسکندر در حالی که از خوردن می مست بود با خشمی نشاط آمیز می خندید و این خشم را که با لبخندهای مستانه توام بود پرتوی از آتش حسد او خوانده اند که همیشه در دلش روشن بوده است.
درباره ی هیتلر که در جنگ جهانی دوم دست به آن کشتار و فجایع زد، نوشته اند که مردی بسیار حسود بوده، حتی نمی توانست رنگ لباس دیگران که گاهی به نظرش زیبا جلوه می نمود تحمل کند و به هر صورتی که ممکن بود، لباسی را که مورد حسادت او قرار گرفته بود از میان می برد. در یکی از مصاحبه هایش گفته بود من نمی توانم ببینم پیر می شوم و جوانها بیایند جای مرا بگیرند.
یکی از نویسندگان که تخصص او در نوشتن مسائل تاریخی است معتقد است که علت آنکه هیتلر دست به این همه کشتار زد، همان حسادت او بوده و او با این شدت عمل آتش حسادت خود را خاموش می ساخت...

نظری به این مقاله

جای خوشوقتی است که جمعی از دانشمندان سویس یکی از بیماریهای روانی بشر را دانسته اند لکن باید بدانند که معالجه ی قطعی آن و سایر بیماریهايی که هنوز نشناخته اند از عهده ی بشر بیرون است و تنها خداوندی که به پنهان و آشکار داناست می داند و درمان قطعی آن مراجعه به طبیب روحانی و نسخه ی کتاب آسمانی یعنی قرآن مجید است که در آن داروی هر درد روانی است.
دیگر اینکه نوشته است تعالیم شرایع و ادیان در راه علاج حسد عملی مؤثر انجام نداده است. اگر منظورش این است که مردمان به آن تعالیم عمل ننموده اند تا شفا یابند درست است وگرنه در تعالیم قرآن مجید نقصی و قصوری نیست. کدام فرد مسلمان خواست از علوم قرآن داناشود و به تمام دستوراتش عمل کند، آنگاه بیماریهای روانیش شفا نیافته باشد؟
آنچه از انحرافات و بیماریهای روانی که در مسلمانان دیده می شود تمام از سرپیچی از دستورات قرآن مجید است.


منبع:روزنامه پارس شماره3363مورخ8دیماه1348-کتاب قلب سلیم

به همت: الهام هاديان

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.