منتظران موعود.درباره انتظار امام زمان(عج).انتظار مولابمان حضرت مهدی.درباره حضرت ولی عصر (عج). مهدی فاطمه درزمان غیبت.احادیث درزمان غیبت مولایمان مهدی فاطمه.روایات درزمان غیبت امام زمان.امام زمان درزمان غیبت.آشنایی باامام زمان سایت رسمی مجید اخشابی
اسلام و امام مهدی (ع):
دین اسلام تنها دینی است که آموزه های وحیانی آن دست خوش تغییر، تبدل و تحریف نشده است و کسی هم نتوانسته مثل و مانندی برای آن بیاورد؛ همچنین مطابق نیازهای بشر به روز بوده و هر روز دریچه ای جدید به روی انسان گشوده است؛ هیچ گاه در بستر زمان رنگ کهنگی به خود نگرفت و همواره بشر وامانده و سرگردان را راهنما بوده و هست...



حال که اسلام با این ویژگی‌های منحصر به فرد، در همۀ مسائل بزرگ و کوچک انسان، اعم از فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پرداخته و چیزی را فروگذار ننموده است؛ چطور می‌تواند نسبت به مسئلۀ مهمی مثل آیندۀ جهان و نجات بشر سکوت اختیار کند. مؤید این مطلب سخنان دو تن از اندیشمندان معاصر است:
1 مرحوم علامۀ طباطبایی می‌فرماید:
«و به حکم ضرورت، آینده جهان روزی را در بر خواهد داشت که در آن روز جامعه بشری پر از عدل و داد شده و با صلح و صفا هم زیستی نماید و افراد غرق فضیلت و کمال شوند. البته استقرار چنین وضعی به دست خود انسان خواهد بود و رهبر چنین جامعه ای منجی جهان بشری و به لسان روایات مهدی (ع) خواهد بود
2 شهید مطهری می‌فرماید:
«در طول تاریخ گذشته و آینده، نیروهای انسان به تدریج بیشتر جنبه ایدئولوژیک پیدا کرده و می‌کند و انسان تدریجاً از لحاظ ارزش‌های انسانی به مراحل کمال خود یعنی به مرحله انسان ایده آل و جامعه ایده آل نزدیکتر می‌شود، تا آن جا که در نهایت امر، حکومت عدالت، یعنی حکومت کامل ارزش‌های انسانی که در تعبیرات اسلامی از آن به حکومت مهدی (ع) تعبیر شده است مستقر خواهد شد و از حکومت نیروهای باطل و حیوان مآبانه، خود خواهانه و خود گرایانه اثری نخواهد بود ؛ لذا با این مقدمات وارد اصل بحث خواهیم شد. در این قسمت از مقاله نخست موعود و منجی مورد نظر اسلام معرفی می‌شود و آن گاه آموزۀ نجات از منابع قرآن و سنت بررسی خواهد شد.

واژۀ مهدی:
موعود و منجی اسلام، نزد شیعه و سنی، مهدی نام دارد. مهدی به معنای هدایت شده است. مهدویت از همین ریشه است. مهدی (ع) مشهورترین لقب آن حضرت عامه و خاصه است. البته گاهی نیز در حالت فاعلی، به معنای هدایت کننده به کار می‌رود. محمد بن عجلون از امام صادق (ع) چنین نقل می‌کند: «و قائم عجل الله را از آن جهت مهدی گفته‌اند که مردم را به آئینی که از دست داده‌اند هدایت می‌کند . اما آنچه بیشتر در روایات آمده، همان معنای نخست است. امام باقر (ع) در این باره فرمود: «به درستی که مهدی نامیده شده، به جهت این که به امر مخفی هدایت می‌شود. او تورات و سایر کتاب‌های الهی را از غاری در اذطاکیه بیرون خواهد آورد . از امام صادق (ع) نیز وقتی پرسیده می‌شود: چرا مهدی نامیده شده است؟ فرمود: «لأنّهُ یُهدی إلی کل أمر مخفی»؛ یعنی به جهت این که به تمامی امور پنهان هدایت می‌شود . لقب مهدی اگر چه اختصاص به آخرین امام ندارد و بقیه ائمه (ع) نیز مهدی هستند ولی تنها از آخرین پیشوا به عنوان مهدی یاد شده است. این لقب از همان ابتدای شکل گیری بحث مهدویت بر زبان معصومین (ع) رایج بوده است. در روایات فراوانی از پیامبر اکرم (ص) نیز این لقب به چشم می‌خورد.
بنابراین در کتاب‌های اهل سنت هم فراوان این لقب آمده است .امام حسین (ع) فرمود: «دوازده از ما مهدی است، اول ایشان امیر مؤمنان بود و آخر ایشان نهمین فرزند از نسل من ... است . محمد بن عمران گفت: «من از امام ششم شنیدم که فرمود: ما دوازده مهدی باشیم . مهدویت از دیدگاه اهل سنت اهل سنت در این که مهدی موعود (ع) از نسل پیامبر (ص) و از فرزندان زهرای اطهر (ع) است و این که زمین را از عدل و داد پر می‌کند، پس از آن که از جور و ستم پر شده باشد، این که عیسی مسیح از آسمان نازل شده و در پشت سر آن حضرت نماز می‌خواند، و این که مردم در عصر آن حضرت در رفاه زندگی می‌کنند و این که مهدی، حسینی بوده و از نسل امام حسین (ع) است تردید نداشته و با تمام خصایص و خصلت‌های امام حسین (ع) او را می‌شناسند و به دلیل روایات متواتری که در این باب از پیامبر (ص) وارد شده ابداً نسبت به وجود آن حضرت به خود تردید راه نمی‌دهند. اگر چه بیشتر آن‌ها انکار می‌کنند که آن حضرت پسر بلا واسطۀ امام حسن عسگری (ع) و خلیفۀ دوازدهم رسول خدا (ص) می‌باشد، به دلیل شبهات واهی که دارند (از قبیل این که پنج ساله چگونه به مقام امامت می‌رسد و انسان چگونه می‌تواند این همه عمر کند) با شیعه در شخص امام عصر (ع) هم عقیده نیستند، ولی در اصل مهدویت و این که آن موعود ملل، حضرت مهدی (ع) است بحثی ندارند.

مهدویت از دیدگاه شیعه
شیعه معتقد است که مهدی، فاطمی است؛ یعنی از فرزندان آن بانوی بزرگوار است و پسر امام حسن عسگری (ع) و دوازدهمین امام و وصی و جانشین پیامبر است. شیعه بر خلاف سایر فرق اسلامی معتقد است که زمین هیچ گاه خالی از حجت نخواهد بود؛ لذا یکی از امتیازاتش از سایر فرق، اعتقاد به مهدی موعود (ع) با نام و نشان است.

مهدی در قرآن
خداوند در قرآن کریم، در آیات متعددی وعدۀ تشکیل حکومت جهانی اسلام، بسط دین است، غلبه آن بر همه ادیان، زمامداری صلی و ارباب لیاقت و پیروزی حزب الله را داده است. در این زمینه، آیات بسیاری در قرآن کریم وارد شده است. برای نمونه آیاتی را در مبحث ذکر می‌کنیم:
1. «لا ینال عهد الظالمین»؛ دلالت و مضمون التزامی این آیه آن است که عهد و امامت الهی (مقام ناجی و موعود) که به ابراهیم (ع) داده شد، پس از او سنتی جاری و همیشگی است که حضرت ابراهیم (ع) آن را برای ذریۀ خود طلب کرد و خداوند خبر داد که این عهد اختصاص به غیر ظالمین دارد. پس باید همواره چنین شخصیت شایسته ای روی زمین باشد.
2. «أنما انت منذر و لکل قوم هاد» روایات می‌گویند منذر، رسول اکرم (ص) و هادی قوم صدر اسلام، امام علی (ع) بوده‌اند و به حکم عمومیت آید، دیگر اقوام نیز نیازمند هادی‌اند و هادی امت عصر حاضر حضرت مهدی (ع) است. فخر رازی می‌گوید: «انذار کننده، پیامبر اسلام (ص) و هدایت کننده علی (ع) است، چون ابن عباس می‌گوید: پیامبر دست مبارک را بر سینه‌اش گذاشت و فرمود: انا المنذر و سپس اشاره به علی (ع) کرد و فرمود: انت الهادی یا علی بک یهتدی المهتدون من بعدی.»
3 و اما آیه «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»
صریح آیه شریفه می‌فرماید که از اولی الامر خود پیروی کنید. این دستور مطلق است و مانند دیگر خطابهای قرآنی مربوط به همۀ انسان‌ها در همۀ زمان‌ها و مکانها می‌شود. لازمۀ این دستور دائمی وجود ولی امر در هر زمانی است، و گرنه دستور، فاقد موضوع می‌شود. طبق این آیه، همۀ مؤمنان مکلف هستند پس از خدا و رسولش به ولی امر خود مراجعه کنند. پس باید همواره به وجود یک ولی امر معتقد بود، همانطور که رسول اکرم (ص) به عنوان ولی امر، رسالت نجات مردم ما از جهالت و ناامنی عهده دار بود، ولی امر جانشین او نیز این گونه خواهد بود. پرسش اصلی این است که این ولی امر کیست؟ چه ویژگی‌هایی دارد؟ آیا همین حاکمان موجود و حاکمان گذشته نمی‌توانند مراد از این اولی الامر باشند؟ دقت در مضمون این آیه شریفه و دیگر آیات مربوط و نیز احادیث و سخن دانشمندان دینی مسلم می‌سازد که مراد از ولی امر کسی است که دارای اوصاف نبی اکرم (به ویژه عصمت و علم عالی) باشد و نیز دستور پیروی از اولی الامر در ردیف دستور پیروی از خدا و رسولش قرار گرفته است و این اثبات می‌کند که ولی امر از انسان‌های عادی معمولی نیست، بلکه انسانی است الهی و دارای صفات ویژه که در کنار خدا و رسولش قرار گرفته است.

مهدی در روایات
در میان متون روایی، روایاتی است که به موعود باوری و مهدی باوری و امید به نجات نظر دارند: در روایات از حقایقی خبر داده شده است و تکالیفی از مسلمانان خواسته شده است که لازمۀ آن‌ها مهدی باوری است و اعتقاد به مهدویت بر مضامین این گونه روایات بنا شده است. این روایات از حیث متن و مضمون در حد تواتر و در منابع متعدد و معتبر شیعه و سنی نقل شده‌اند. مطالعۀ اجمالی این روایات ثابت می‌کند که مهدی باوری ریشه ای محکم در فرهنگ اسلامی دارد. در این بازه می‌توان به برخی از روایات اشاره کرد:

الف. حدیث ثقلین
این حدیث گر چه تفاوت الفاظ دارد، ولی از حیث معنا و مفاد، واحد است، لذا حدیث ثقلین تواتر معنوی دارد؛ قال رسول الله : إنی تارکَ فیکُمُ الثقلین، کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما إن تمسکتم بهما لن تضلو ابداً و لن یفترقا ًحتی یردا علی الحوض؛ و در نقل اهل سنت آمده: قال رسول الله : إنا تارک فیکم ثقلین اولهما کتاب الله فیه الهدی و النور فخذوا بکتاب الله و استمسکوا بهفحث علی کتاب الله و رغافیه، ثم قال و اهل بیتی اذکرکم الله فی اهل بیتی اذکرکم الله فی اهل بیتی.
در مجموع، نکات زیر از این حدیث قابل برداشت است:
1.این روایت سنداً تواتر معنوی دارد.
2.مراد از «عترت» و «اهل بیتی» حضرت زهرا (ع) و دوازده امام (ع) است.
3.قرآن و عترت هر گاه با هم باشند ناجی بشر و پناهگاه آنان خواهند بود و تمسک به یکی از آن دو کفایت نمی‌کند.

ب. حدیث من مات
از روایات صحیح، قطعی و مورد پذیرش شیعه و سنی در دست است که رسول خدا (ص) فرمودند: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات مئة جاهلیة» (البته با اختلاف الفاظ) این یک دستور عمومی و همیشگی برای همۀ مسلمانان و بلکه همۀ انسان‌هاست. این دستور و تکلیف همگانی و همیشگی اقتضا می‌کند که باید در هر زمانی یک امام باشد تا حکم و تکلیف، بدون موضوع نباشد. همۀ انسان‌ها و مسلمانان عصر حاضر نیز مخاطب این تکلیف هستند. پس حتماً امامی موجود است.

ج. حدیث خلفایی اثنی عشر
در متون معتبر روایی شیعه و سنی، روایاتی وارد شده است که خبر از آمدن دوازده امام و خلیفه یا جانشین برای رسول اکرم (ص) می‌دهد که به نام اثنی عشر خلیفه مشهور است. مسلماً از شئون و وظایف مهم رسول اکرم (ص) نجات مردمان از حیرت، جهالت و فساد بود؛ خلیفه حقیقی او نیز دارای چنین شئون و وظایفی است. از آنجا که عقیده به «اثنی عشر» مسلم بوده است و یازده خلیفه آن آمده‌اند و در حالی که سعادت و نجات بشری از اهداف مهم آنان بوده است، خلیفه دوازدهم کیست و کجاست؟ پاسخ این است که او هنوز نیامده است و همان مهدی موعود (عج) است. شماری از دانشمندان اهل سنت به صراحت مهدی را یکی از خلفای دوازده گانه مورد نظر رسول اکرم (ص) برشمرده‌اند، مانند ابی داوود لجستانی. پیامبر (ص) «یکون بعدی اثنی عشر خلیفه کلهم من قریش»

موعود در ادیان غیر ابراهیمی
اعتقاد به منجی و موعود نهایی در آیین‌ها، کیش‌ها، فرهنگ‌ها و دین‌های غیر ابراهیمی را که خاستگاه آن‌ها (غیر از زرتشت) کشورهای آسیای شرقی و جنوب شرقی، شامل هند، چین، ژاپن، تایلند و ویتنام است، نمی‌توان به عقاید و آموزه های زرتشتی، یهودی، مسیحی و اسلامی منطبق دانست؛ بلکه می‌توان پاره ای از این باورها را «شبیه و همانند» آموزه های آن ادیان تلقی کرد. موعود باوری در این کیش‌ها یا زاییده خرد ورزی اندیشمندان باستانی و برآمده از داوری عقل فطری و محدود به آن است و یا بقایا و نمودهایی از آموزه های پیامبران الهی است که صحف آسمانی آنها به کلی مفقود شده، تعالیم آنان با پندارهای بومی و افسانه‌ها در هم آمیخته و تنها نمادهایی از حقایق ادیان الهی (ابراهیمی) در آن‌ها باقی مانده است.

نتیجه گیری
با توجه به بررسی موعود در ادیان می‌توان نتیجه گرفت که اصل موعود در میان همۀ ادیان امری مسلم است موعود ملت‌ها در ادیان، به خصوص ادیان ابراهیمی، هدفی واحد دارند و آن اقامۀ عدل و داد و بر پایی نظامی عادلانه و الهی است. ادیان ابراهیمی هم همین اهداف را در مراتب پایین‌تری دنبال می‌کنند و بشارت نجات، کمال، عدالت و ... سر می‌دهند. ایدۀ ظهور موعود بزرگ عقیده ای است که پیروان ادیان سه گانۀ ابراهیمی و بخش چشم گیری از سایر ملل به آن ایمان داشته و دارند. یهودیان مانند مسیحیان که به بازگشت عیسی (ع) معتقدند به ظهور یک منجی می‌اندیشند علی رغم وجود مذاهب مختلف اسلامی و تفاوت‌های عقیدتی ناشی از آن، همۀ مسلمانان طبق بشارت رسول اکرم (ص) به ظهور امام مهدی (ع) در آخرالزّمان اعتقاد راسخ دارند در مصداق آن میان مسلمانان و دیگران اختلافاتی وجود دارد، لیکن تمامی امّت اسلامی بر این باورند که اسم مبارک وی «محمّد» و لقب او «مهدی است.

نویسنده: محمد نوید داراب زاده
منبع:راسخون


ارسال کننده: لیلا ملکیان


ناظر کیفی:
محمدمهدی اصفهانیان
مسئول: انجمن میکس ومونتاز و دین و اندیشه
ایمیل: mehdiesfehanian@yahoo.com
نام کاربری: mehdi esfehanian
Id یاهو: mehdi.esfahanian

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.