متن ادبى، امام عصر، آفتابگردان، جام و ما، وب‌سايت رسمى مجيد اخشابى
ما همه آفتابگردان تو ایم
در تمام این سالها که گذشت ، چقدر با تو فاصله داشتیم، وقتی تو کنارمان بودی و ما در سطر سطر ورقهای فردا به دنبالت می گشتیم، وقتی که ماه هر شب در کنج حیاط خلوت قلبمان آرام می گریست و ما هم صدای ،نجوای بارانی اشکهایش، می شدیم...



چقدر با تو ، با روشنایی ، با آفتاب ، فاصله داریم ، وقتی که در هر غروب جمعه ، بی تو ، به تماشای شعله ور شدن دریا می نشینیم.
چقدر از نگاه تو دوریم ، وقتی که در غیاب تو ، سر بر شانه های صبح می گذاریم و آهسته دعای ندبه را زمزمه می کنیم.
چقدر با روشنایی فاصله داریم ، وقتی تو در آغوش لحظه لحظه های عاشقانه ی مائی و ما در عبور جاده های انتظار تو بی قرار و سردرگم .
چقدر با تو فاصله داریم ...

تو همان برگ زرینی که از دفتر دیروز، در دستهای پر التهاب فردا قرار گرفته ،
همان خورشید پشت ابر ، که آسمان فردا با ظهورش شكل دیگریست.
پس... ، فردا دیگر بیا ... به خاطر نگاه منتظر تمام آفتابگردانهایی که یک عمر تو آفتابشان بودی و در تمام این سالها برای فرار از چشمک گاه و بی گاه ستارگان ، چشم به زمین دوختند.
فردا دیگر بیا ...
بیا که ما هنوز آفتابگردان توایم ...
0
0
0
0 نفر

1 نظر

  1. متن قشنگی بود .تشکر smiley6

    متن قشنگی بود .تشکر smiley6
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.