تاريخي: داوري پاريس

4 اردیبهشت 1391   maryam.pourmohammadi   علوم انسانی, تاریخی   0 نظر   383 بازدید   |

رويدادهاي منجر به محاصره ده ساله تروا هنگامي آغاز شدند كه اريس، خداي كم اهميت كينه توز ناسازگاري و نفاق، دريافت كه در جمع خدايان اصلي المپ و براي شركت در ضيافت مجلل جشن ازدواج تتوس، پري درياها (مادر آشيل قهرمان) دعوت نشده است. اريس به تلافي اين كوتاهي، طي پروازي بر فراز تالار ضيافت، سيبي زرين بدان جا انداخت كه بر آن نوشته بود...



براي زيباترين ايزد بانو. و دور از انتظار نبود كه هر كدام از ايزد بانوان حاضر، سيب را از آن خود بپندارد. سرانجام اين هرا و آفروديته و آتنه بودند كه پيش رفتند و زئوس را خواستند تا مشخص كند كه سيب زرين از آن كدام يك است؛ اما زئوس ، كه نمي خواست موجب تحقير و سرافندگي دو بازنده شود ، عاقلانه از داوري سر باز زد.

زئوس اظهار داشت كه فكر بهتري دارد و گفت : مرد جواني به نام پاريس ، شاهزاده شهر مهم تروا، بر كرانه شمال غربي آسياي صغير ( در تركيه امروز) ، بهترين داور زيبايي است. زئوس اين ايزدبانوان را متقاعد ساخت كه به كوه آيدا ، در نزديكي تروا ، بروند و آن جوان را بيابند. ديري نگذشت كه اين سه رقيب، پاريس را در دامنه هاي آيدا در حال شباني يافتند. چندي پيش از اين ، شاه پرياموس ، پدر پاريس ، از پيشگويي شنيده بود كه اين جوان روزي سبب نابودي تروا خواهد شد ، از اين رو وي را از شهر بيرون كرده بود.

پاريس به محض ظاهر شدن آن سه ايزد بانو سراپا شگفتي شد. هر يك بي درنگ كوشيد پاريس را تطميع كند تا وي را برگزيند. هرا قول داد وي را فرمانرواي سراسر اروپا و آسيا سازد؛ آتنه وعده كرد كه ترواييان ، يونانيان را شكست دهند و وي را پيروز گرداند؛ و سرانجام هم، آفروديته پيمان كرد كه زيباترين زن جهان را گرفتار عشق وي سازد. داوري دشواري بود، ولي در نهايت پاريس عشق را برگزيد، و سيب زرين رسيد.

در آن روزگار همه ميدانستند كه هلنه ، همسر منلائوس ، شاه اسپارت ، از شهرهاي يونان ، زيباترين زن جهان به شمار مي آيد. در واقع هلنه چنان جذاب بود كه همه شاهان و شاهزادگان يوناني زماني به وي ابراز عشق كرده بودند؛ و به هنگام اعلام نامزدي وي و منلائوس ، پدر هلنه همه آن خواستگاران را سوگند داده بود كه اگر كسي اين پيمان زناشويي را بگسلد، به ياري منلائوس بشتابند. به راهنمايي آفرويته ، پاريس به اسپارت رفت و ميهمان اين زن و شوهر شد. چندي بعد كه منلائوس به كرت عزيمت كرد ، شاهزاده تروايي هلنه را متقاعد ساخت كه همراه وي برود. شب هنگام
هر دو گريختند و دختر نه ساله ملكه را تنها گذاشتند.


به همت : مرضیه بخشایی
مسئول روابط عمومی رادیو مهرآوا
مسئول انجمن های: تاریخ ، دانستنی ها(موسیقی) ، اخبار اجتماعی ، کامپیوتر و فناوری اطلاعات ، تاریخ(کتابخانه) ، اجتماعی ، مناسبتها
ایمیل: bakhshaei2009@yahoo.com
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.