نفس انسان، موجود و پدیده پیچیده ای است که با توجه به نوع تربیت و تعلیم آن، به شکل و قالبی خاص در می آید و سرنوشت انسان را رقم می زند شناخت نفس که بخشی مهم از وجود انسان است، به او کمک می کند تا با آگاهی و علم و دانش بیشتری، به خود و امکانات و توانمندیها و محدودیتهایش بنگرد و راهی به سوی شناخت آفریننده خود بیابد...



معنی کلمه نفس:
نفس در آموزه های قرآنی آفریده ای است که در کالبد بشری دمیده می شود و با روح و جان و روان و مفاهیم آن ها مرتبط می شود. طبرسی در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه (و ما یخدعون الاانفسهم؛( درباره معنای واژه نفس می نویسد: واژه نفس سه معنا دارد: به معنی روح به معنی تاکید بر چیزی، و ذات و اصل چیزی (طبرسی، مجمع البیان، ج 1، ص 46) در صحاح اللغه دو معنا برای واژه نفس بیان شده است: یکی به معنای روح مانند این که گفته می شود: خرجت نفسه، یعنی: روحش خارج شد. و دیگری به معنای خون مانند تعبیر فقهی که گفته می شود: نفس سائله که به معنای خون جهنده است (صحاح اللغه ذیل واژه نفس).شناخت نفس به جهات مختلف و متعددی ضروری است؛ زیرا شناخت نفس به معنای شناخت خویشتن خویش است و انسان برای این که تعامل سازنده ای با خود داشته باشد و بتواند از ظرفیت و امکانات و محدودیت های اندیشه ای و عملی خویش آگاه شود می بایست نخست خود را بشناسد.افزون بر این، خداپرستان و اهل قیامت، شناخت نفس را شناخت آفریدگار و پروردگار خویش برمی شمارند؛ زیرا هنگامی که انسان خود را شناخت به پیرامون و خود می نگرد، موجودی برتر از خود را نمی یابد. از این روبه سوی شناخت آفريدگار خویش مي رود.چنان که در حدیث معروف از معصوم(ع) آمده: من عرف نفسه فقد عرف ربه: کسی که خود را بشناسد، خدا را شناخته است
از سوی دیگر نفس انسانی به عنوان بخشی از وجود انسان و حتی بخش اصلی او است.نکته مهم دیگر مساله مدیریت نفس است که به نظر می رسد وجود انسانی را از درون مدیریت و کنترل می کند و وی را به هر سوی که بخواهد می کشاند از این رو بسیار شنیده می شود که شخص، نفس خویش را سرزنش می کند که وی را به سویی کشاند که مطلوب و مقصد او نبود و یا در بحران و چالشی افکند که نمی خواست وارد آن شود. این گونه سرزنش ها، توجیه عمل کرد نامطلوب شخص است که می کوشد به هرگونه ای که شده از خود سلب مسئولیت نماید. آیا واقعا چنین است به این معنا که القای معاذیر و بهانه تراشی از این دست درست است و یا راه گریزی است که برخی براي خود بازگذاشته اند.
اقسام نفس :
1-نفس مسوله:
یکی از حالتهایی که قرآنبرای نفس معرفی می کند، حالت گرایش به فجور و تمایلات غریزی و افراط و زیاده روی در حوزه مشتهیات است که از آن به هوای نفسانی تعبیر می شود. در این حالت که قرآن از آن به «نفس مسول» یاد می کند، نفس برای ترغیب و تشویق بشر به کارهای زشت و ناپسند اقدام به نیکو جلوه دادن بدی ها می کند. (یوسف آیه 81 و آیه 38 و طه آیه 69) این همان حالتی است که از آن به وسوسه گری نفس هم یاد می کنند. نفس مسوم و مسول و وسوسه گر می کوشد تا با تغییر در زاویه نگرش و بینش انسانی، حق را باطل و باطل را حق جلوه دهد. زشتی ها و بدی ها را به شکل خوبی و زیبایی بنمایاند تا انسان فریفته شود؛ زیرا نفس انسانی که در حالت تسویه و اعتدال است خود به خود گرایش به زشتی ها و بدی ها نمی یابد؛ از این رو با فشارهای درونی و بیرونی می توان آن را از اعتدال بیرون برد. وسوسه شیطانی و الهامات فجوری موجب می شود تا نفس، اندک اندک در دام افتد و حقایق را باطل یابد.
- -نفس اماره :
حالت دیگر حالتی است که قرآن از آن به «نفس اماره» یاد می کند. در این حالت که فرد گرفتار شهوات شده و باطل بخوبی برای او جلوه گری می کند و در دام وسوسه هاست، نفس حتی می تواند به صراحت و روشنی بدی ها را به او فرمان دهد و نیازی نمی بیند تا بدی ها و زشتی ها را به صورتی زیبا و حق، جلوه و جلادهد. (یوسف آیه 35) این ها دو حالت شری است که نفس انسانی آدمی را گرفتار می کند.
ويژگي هاي نفس اماره:
مطيع هوي و هوس:
" شيطان عمل بدش را براي او زينت داده و بر قلب او پردهاي كشيده كه خير و شر را تشخيص نميدهد و هميشه مانند انسانهاي جاهل و نادان فكر ميكند، "ان يتبعون الا الظن و ما تهوي الانفس؛ [6] آنان جز از گمانهاي بياساس و از هواي نفس پيروي نميكنند". گاهي آن چنان مطيع نفس اماره هستند كه عقل هيچ كاره ميشود و تمام امور به دست هوي و هوس و نفس اماره است. لذا حضرت علي ـ عليه السلام ـ ميفرمايد: "كم من عقل اسيرٌ تحت هويً امير؛ پس بسيار عقلها و خردها كه شهوات بر آن ها حكومت ميكند".
كينه توزي و دشمني:
در جريان قتل هابيل به دست قابيل خداوند ميفرمايد: "فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله؛ نفس سركش كم كم او را به كشتن برادرش ترغيب كرد و (سرانجام) او را كشت".
تشبيه فرمان بر نفس به سگ:
"... و اتبع هواه فمثله كمثل الكلب ان تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث؛ او از هواي نفس پيروي نمود سرگذشت او همانند داستان سگ است كه اگر به آن حمله كني زبان از دهان بيرون ميآورد و اگر رهايش نمايي باز زبانش را خارج ميسازد. اگر انسان دنبال هوي و هوس و نفس اماره برود و از خدا غفلت كند از اوج تكامل الهي سقوط ميكند چنان که بلعم با عورا كه اين آيه درباره او نازل شده است گرفتار هواي نفس شد و از آن مقام والا تنزل كرد به طوري كه خداوند او را به سگ تشبيه نموده است.
3_ نفس لوامه:
حالت سوم آن است که نفس معتدل هرگاه با الهامات فجوری مواجه شد و کاری زشت انجام داد و یا متمایل به آن شد، با نفس لوامه و وجدان بیدار، وی را سرزنش می کند تا گرایش به زشتی و یا عمل به آن پیدا نکند. (قیامت آیه2 )، نفس لوامه که در آیات سوره قیامت به آن اشاره شده، روحى است بیدار و نسبتا آگاه، هر چند هنوز در برابر گناه مصونیت نیافته گاه لغزش پیدا مى کند. و در دامان گناه مى افتد اما کمى بعد بیدار مى شود توبه مى کند و به مسیر سعادت باز مى گردد، انحراف در باره او کاملا ممکن است، ولى موقتى است نه دائم، گناه از او سر مى زند، اما چیزى نمى گذرد که جاى خود را به ملامت و سرزنش و توبه مى دهد. این همان چیزى است که از آن به عنوان وجدان اخلاقى یاد مى کنند، در بعضى از انسانها بسیار قوى و نیرومند است و بعضى بسیار ضعیف و ناتوان ولى به هر حال در هر انسانى وجود دارد دیگر اینکه با کثرت گناه آن را به کلى از کار بیندازد. خداوند می فرماید: «لا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیَمَه* وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَه»؛ ''سوگند به روز قیامت و سوگند به نفس لوامه، وجدان بیدار و ملامت گر، (که رستاخیز حق است) '' (سوره قیامت/ آیه 1و2))
4-نفس مطمئنه:
یعنى روح تکامل یافته اى که به مرحله اطمینان رسیده، نفس سرکش را رام کرده، و _ به مقام تقواى کامل و احساس مسؤولیت رسیده که دیگر به آسانى لغزش براى او امکان پذیر نیست. این همان است که در سوره الفجر آیه 27 و 28 مى فرماید: «یا ایتها النفس المطمئنه* ارجعى الى ربک راضیه مرضیه»؛ ''اى نفس مطمئنه! به سوى پروردگارت باز گرد، در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو"
5-نفس مُلهَمِه:
نفسی که خداوند شر و خیرش را به او الهام کرده وَ نَفسٍ و ماسَوّیها فَاَلهَمَها فُجُورَها و تَقویها

فاطمه عبديزداني
abdeyazdanifatemeh@yahoo.com
1
1
0
1 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.