عرفاني: عشق حافظ

28 مهر 1390   maryam.pourmohammadi   علوم انسانی, عرفان   0 نظر   306 بازدید   |

عشق حافظ
عشق حافظ
خود را دوست داشتن با خود شيفتگي بسار متفاوت است. اگر انسان خود را دوست نداشته باشد، از دوست داشتن ديگران نيز محروم خواهد بود. مثل سنگي كه درون رودخانه اي پرتاب مي شود. اولين موج دراطراف محل فرود آمدن ايجاد ميشود و سپس امواج ريز و درشت اطراف را فرا مي گيرد. اين خود را دوست داشتن است...



ولي ماجراي خود شيفتگي برخلاف اين است. انسان خود شيفته مثل تاريكي است و عشق چون نور. اين دو با هم سازگار نيستند. يا نور بايد بماند و يا تاريكي.
براي مثال در تاريخ بسيار بودند روحانيوني كه به حافظ باب ناسازگاري گذاشتند.
ملا سید عبدالله تبریزی که از بس سمج بود به ملا مگس شهرت داشت، هر دو پایش را در یک نعلین کرده بود که شاه اسماعیل صفوی را به تخریب آرامگاه حافظ وادارد.
شاه اسماعیل هم این سماجت ملا مگس را نمی توانست نادیده بگیرد. او که بنیاد پادشاهیش را بر تشیع نهاده بود، اعتراضات روحانی شیعی سرشناسی چون ملا مگس را نمی توانست ناشنیده بگیرد. مثلاً اعتراض به این که حافظ دشمن شیعیان علی است و یا بیتی از یزید بن معاویه ملعون را در صدر دیوانش جای داده است، یا اعتراضاتی مانند آن.
بگذریم از این که دیوان حافظ در زمان خود او گردآوری نشد که او غزلی را در مقدمه آن بگذارد. نیز بگذریم از این که دوستان حافظ دیوان او را پس از مرگش بر پایه حرف آخر قافیه هر غزل تدوین کردند. پس طبیعی بود که غزل « الا یا ایهاالساقی ادر کاساً و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها»، به حکم ترتیب حروف الفبا، در صدر دیگر غزل های او جای گیرد. و باز نیز بگذریم که یزید بن معاویه هرگز چنین بیتی نگفته، هیچ، هیچ کس دیگری هم، غیر از خود حافظ چنین بیتی نسروده است. باری، شاه اسماعیل که خود طبع شعری هم داشت، برای از سر باز کردن ملا مگس، به او پیشنهاد داد که پیش از تخریب آرامگاه حافظ، نظر خود خواجه را با تفالی جویا شوند. ملا مگس با این پیشنهاد شاهانه مخالفتی نتوانست کرد. "فال هم نمی تواند جلو زیر و زبر کردن مقبره ملعون از خدا برگشته یی چون حافظ را بگیرد." ملا مگس امیدوار بود.

پس فالی از دیوان خواجه زدند و غزلی پاسخ نیتشان را داد که این بیت در آن می درخشید:

«قــــــدم دریغ مـــــــدار از جــــــنازه حافــــــظ
که گر چه غرق گناه است، می رود به بهشت»

اما مگر ملاسیدعباس تبریزی- ملا مگس- دست بردار بود؟ گفت قبول نیست،یک بار دیگر فال بگیریم. ناچار باز فالی زدند که غزلی آمد با این بیت دندان خرد کن در آن:

«ای مگس! عرصه سیمرغ نه جولانگه تُست
عِــــرض خود می بری و زحمت ما می داری»

ايننشان خود دوستي حافظ بود، نه خود شيفتگي. وي براي هنرش، براي عقيده هايش، دينش ارزش قائل بود و اجازه نمي داد كسي شخصيت او را زير سوال ببرد و مخدوش كند.



به همّت: سونيا خندان
مسئول انجمن هاي: دين و اديشه_ عرفان
ايميل: hakimnezami9990@yahoo.com
شناسه: hakimnezami9990

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.