پایتخت های اساطیر ایرانیان1
پایتخت های اساطیر ایرانیان 3
6-پايتخت كاووس – قزوين

پس از دوره كيقباد كه همراه با آباداني و آسايش ايرانيان و راندن تورانيان بوده است، كاوس به پادشاهي ميرسد.
كاوس شاهنامه، همان سلسله پادشاهي كاسيان يا كاسپها در ايران است. اين سلسله زماني بس دراز در ايران فرمانروائي داشتند و دوران پادشاهي آنان همراه با شكوفائي هنر و دانش و هرجومرج و جنگ و آسايش، لشگركشيهاي بيشمار به بيرون از كشور و چيره شدن تورانيان در آن هنگام، رفتن به جنگ هيتيتها و هوريان و پيوند زناشوئي آنان و سپس گشودن بابل است...
 



آنگاه رفتن از بلنديهاي البرز به سوي درياي گرگان يا مازندران و نهادن نام خود برآن دريا چنانكه اروپائيان آن را كاسپين مينامند.
اين رويدادها در شاهنامه به همينسان يادگرديده، چنانكه كاووس را با شاه هاماوران و بربر و مصر جنگ روي ميدهد. پسانگاه با سودابه دختر شاه هاماوران پيوند زناشويي ميبندد، آنگاه ره به بلندي (دوين)[6] هاي البرز ميگشايد و به كناره درياي مازندران ميرسد.
بيگمان پايتخت اين دودمان قزوين يا كاسپين است و از ديدگاه زمان، درازترين دوران پايتختي در ايران را داشته است زيرا كه كاووس (كاسيان) خود دوراني بس دراز به ايران فرمانروا بودهاند!

7- پايتخت كيخسرو- گنزك – شيز

پس از پايان پذيرفتن نيروي كاسيان نيروئي تازه در ايران پيدا مي شود كه «كيخسرو» ناميده ميشود. كيخسرو نيز پادشاه گزين بوده است و ايرانيان غربي نياكان كردان و لران امروز كه در شاهنامه به گودرز و گيو نامبردارند، به پادشاهي او همراي ميشوند. آنگاه خراسانيان (توس) از اينكه بيآگاهي آنان شاهنشاهي براي ايران برگزيده شده است با گودرز (گوتيان) به گفتوگو ميپردازند:
همي بي من، آئيـن و راي آوريد؟ / جهان را به نو كـدخداي آوريد؟
و چون گفتوگوها بالا ميگيرد، آتش نبرد افروخته ميشود؛ اما با پادرمياني تيرههاي مياني (كه اكنون كاسيان، يكي از آناناند) كار به نبرد نميانجامد و پادشاهي تيره كيخسرو آغاز ميگردد. اينان پارسيان نخستيناند كه پيرامون درياچة اورميه كه در اوستا چئچست (caecasta) وپهلوي و فارسي چيچست خوانده ميشود ميزيستهاند، و همسايگان غربي ايران با آنان به نام پارسواش در همين مرز برخورد كردهاند.
ساختمان آتشكده آذرگشسب بر دست اينان انجام مي گيرد:
چـــنين تـا در آذر آبــادگـــان / بشــد با بزرگـــان و آزادگان
همي خورد باده، همي تاخت اسپ / بيامد سـوي خـان آذرگشسب
***
ز بيرون چونيم از تنگ تازي اسپ / بـــرآورد و بنهـاد آذرگشسب
نشستند، گـردانـدرش موبــدان / ستارهشناسان و هـم بخردان
در آن شارسان كـرد چندان درنگ / كه آتشكده گشت با بوي و رنگ

8- پايتخت لهراسپ – بلخ

در اين هنگام شكوفائي زندگي ايرانيان، سرماي سخت و برف فراوان دركوهستانهاي كردستان و آذربايجان و البرز كنوني و خراسان و نيز اپورسن (كه نام يوناني آن زاگرس است) زندگي و خانه و شهر و روستاها را به زير ميكشد و سكوت و آرامش درآن بخشها سايه مي افكند؛ تا آنكه از شرق ايران پادشاهاني با نام لهراسپ برپا ميخيزند، كه بنابه همه گفتارها جايگاهشان در ايران شرقي و بلخ بوده است و هم در بلخ از ميان ميروند.

9- پايتخت گشتاسب ريوند(نيشابور)

در نامههاي اوستائي و پهلوي جايگاه گشتاسب دركوه ريوند، جائي به نام «پشت وشتاسپان» كه به فارسي پشته گشتاسبي خوانده ميشود در نزديكي آتشكده برزين مهر بوده است. اين نام در اوستا ريونت (reavanta) يا دارنده شكوه و جلال و درخشندگي است كه نرمكنرمك ريوند (reyvand) گرديد كه در جغرافياهاي پس از اسلام همواره از آن با همين نام ياد مي شود، و هماكنون نيز از كناره ديواره مسجد جامع شهر تا مرز سبزوار به نام ريوند خوانده ميشود.
اما آيا پايتخت گشتاسب در جايگاه كنوني نيشابور بوده، يا در شهري در غرب آن، تا نزديكي آتشكده برزين مهر؟ پاسخ بدان نيازمند كاوشهاي باستانشناسي است.

10- آذربايجان و كردستان و اورارتو

باز پادشاهي مركزي ازهم پاشيده ميشود، وآگاهي از اين دوران از روي نوشتههاي آشوري و ديگر برنامههاي غربي است كه از پادشاهاني پراكنده در اين مرز يادكردهاند.

11- پايتخت هماي – هگمتانه

هماي شاهنامه، هوماي يا ماد نيك است كه جايگاه آن روشن است و پايتخت آن نيز پيدا.

12- پايتخت داراب: شوش ، دارابگرد ، زرنوش ( خوزستان )

هخامنشيان در شاهنامه به دو تيره بخش شدهاند، چنانكه در نوشتههاي ديگر نيز چنين است:
نخست: داراب، كه كوروش و كمبوجيه باشند؛
دوديگر: داراي دارايان،كه داريوش و داريوشياناند.
چون پادشاهي از ماد به داراب مي رسد (كه گهواره او را رودهاي خروشان غرب ايران تا خوزستان و پارس ميبرند)، پارس كنوني جايگاه آنان ميشود؛ وداراي دارايان كه داريوش بوده باشد شهر دارابگرد را ميسازد كه همان شوش است كه پايتخت او است و نيز جايگاه جشنهاي نوروزي او كه تخت جمشيد باشد، و كانال سوئز را فرمان به كندن ميدهد:
يكي شارسان كرد، زرنوش نام / به اهـواز گشتند ازاون لگـام
بفرمود كـز هند و ز روميـان / بيـارنـد كـارآزمــوده ردان
گشايند ازاين آب دريـــا دري / رسانند رودي به هركشوري!

به همت : مرضیه بخشایی

مسئول انجمن های: تاریخ ، کامپیوتر و فناوری اطلاعات ، تاریخ(کتابخانه) ، مناسبتها ، دانستنی ها(موسیقی)

bakhshaei2009@yahoo.com

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.