عرفاني: هويّت ما

13 مرداد 1390   maryam.pourmohammadi   علوم انسانی, عرفان   0 نظر   370 بازدید   |

هويّت ما
هويّت ما
اوشو در كتاب راز خود داستاني كوتاه را بيان مي كند و مي گويد: روزي روزگاري روباهي با خرگوشي جوان در جنگل ملاقات كرد. خرگوش گفت: تو كيستي؟ ... 



و روباه پاسخ داد: من روباه هستم و اگر بخواهم مي توانم تو را بخورم.
خرگوش دوباره سوال كرد: تو چطور مي تواني ثابت كني كه روباه هستي؟
روباه نمي دانست چگونه اين كار را كند. زيرا در گذشته هميشه خرگوش ها از او فرار مي كردند و از او ازاين سوالها نمي پرسيدند.
و آن گاه خرگوش گفت: اگر بتواني نوشته اي به من بدهي كه تو روباه هستي، من باور مي كنم .
پس روباه با عجله نزد شير دويد و از او يك گواهي گرفت كه روباه است.
وقتي به مكاني رسيد كه خرگوش در آنجا منتظر بود، شروع كرد به بلند بلند خواندن آن سند. اين كار چنان او را خوشحال كرد كه با لذّتي فراوان روي هر جمله و پاراگراف تأمل مي كرد. در همين احول، خرگوش كه خلاصه مطلب را از همان چند سطر نخست گرفته بود در جنگل گم شدو هرگز ديده نشد.
روباه نزد شير رفت و ديد كه گوزني با شير صحبت مي كند.
گوزن مي گفت: من مي خواهم يك گواهي كتبي داشته باشم كه ثابت كند شما شير هستيد.
شير گفت: وقتي گرسنه نباشم نيازي ندارم تا به خودم زحمت بدهم. وقتي گرسنه باشم، تونياز به هيچ سند كتبي نداري.
روباه به شير گفت: وقتي من يك گواهي براي خرگوش خواستم، چرا به من نگفتي كه چنين بگويم؟
شير جواب داد: دوست عزيزم تو بايد به من مي گفتي كه آن گواهي را براي خرگوش مي خواستي. من فكر كردم كه تو آن گواهي را براي انسانهاي احمقي مي خواهي كه برخي از اين حيوانات ديوانه، اين بازي را از آنان ياد گرفته اند.

اوشو، در ادامه مطلب چنين مي نويسد كه: اگر بخواهي خود را اختراع كني بايد از ديگران درخواست كني.
يك سالك بايد از اين دام بسيار هشيار باشد. تو نبايد خود را اختراع كني، بلكه بايد خود را كشف كني. كشف كردن يعني يك سفر دروني. اكتشاف يعني نپرسيدن از ديگري، بلكه پرسش از خود كه:« من كيستم؟». و اجازه دادن به اين پرسش تا ژرف تر و ژرف تر شود، و مانند يك پيكان بتواند تا عمق درونت نفوذ كند و هر لحظه اي كه تو بداني كيستي، تمام زندگي ات دگرگون مي شود. تمام زندگي ات الهي مي گردد.
از اوشو و گفته هاي او كه بگذريم، به راستي ما كيستيم؟ پاسخ به اين سوال را هيچ گونه نمي يابيم مگراين كه گم شويم و از نو در او پيدا شويم. ما جلوه اي از او هستيم كه جز به اونمي رسيم. براي رسيدن به او هر چه جز خود باشيم، هرچه اختراع كنيم، اوهام است. آن كه راه بجز او رفت بيراهه رفته است و خود را و او را گم كرده. ما همين جسم خاكي نيستيم. اين جسم از سمت او آمده و دوباره به او ملحق مي شود، بايد اين جسم را براي رسيدن و لايق چون اويي شدن آماده كنيم و اين در قالب جسم ديگري ممكن نيست. بايد خود باشيم و در عين حال همه او شويم.


به همت: سونيا خندان
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.