عرفاني: انديشه خيام

11 شهریور 1390   maryam.pourmohammadi   علوم انسانی, عرفان   0 نظر   311 بازدید   |

انديشه خيام
انديشه خيام
اين بار مي خواهيم به انديشه ها بپردازيم و تفاوت هاي بين افكار را بهتر درك كنيم. من هميشه معتقد بوده و هستم كه مولانا، انديشه اي والاتر از مثلا حافظ دارد و براي اين حرف دلايل خاص خود را دارم. بماند...



اما دراين ميان از انديشه هاي خيام هم نمي شود به راحتي گذشت و آن را ساده گرفت. او رياضي دان، فيلسوف، منجم و ... بود و به اكثر هنرها و علوم تخصص و در آنها تبحر داشت ولي تا آخر عمر او كسي نمي دانست كه در سرودن شعر هم دستي دارد، و پس از اين كه پرده از اين ماجرا برداشته شد، بزرگاني چون حافظ نيز بسيار از اشعار وي در سروده هاي خويش استفاده كردند. اين را به اين دليل گفتم كه انديشه هاي حكيم عمر خيام را مي توان از اشعارش درك كرد. انديشه و افكاري متفاوت با همه. شايد اگر غلو نباشد، مي توان گفت انديشه هايش با شيخ ابو سعيد ابوالخير همخواني و نزديكي بيشتري داشته باشد.
خوش بود و با مي ومستي جهان را به سر مي برد و دليل اين كار را با اين ابيات شرح ميداد كه:

گويند بهشت حور عين خواهد بود/ آنجا مـــــي ناب و انگبين خواهد بود
گر ما مي و معشوق گزيديم چه باك؟/ چون عاقبت كار چنين خواهد بود.

خيام، وصف بهشت را از سايرين و كتابها شنيده بود و خوانده بود، و به اين نتيجه رسيد كه وقتي در آن جهان مي و معشوق فراوان است، پس در اين دنيا هم چنين كاري گناه نيست، زيرا آخر و عاقبت به هر جهت اينگونه خواهد بود. اين جهان برايش كمي ابهام داشت. انگار نمي دانست به كجا خواهد رفت. قبلا كه گفته بودم، گروهي بهشت را مي خواهند و گروهي در پي بالا تر از آن، يعني رسيدن به صاحب بهشت هستند. خيام از نوع دوم بود و مي دانست كه انسانها در جهان آخرت، به دسته هاي مختلف تقسيم مي گردند و به مكانهاي مختلف مي روند، از اين رو جواب آن سوال بي جواب، همان«ز كجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود» را اينگونه جواب مي داد كه:

مي نوش ندانـي ز كجا آمده اي / خوش باش ندانــــي به كجا خواهي رفت

گفتگوهاي او با خداوند نيز جالب است. گويند روزي ظرف شراب خيام افتاد و شكست. خيام رو به خداوند كرد و اين رباعي را سرود:

ابريق مي مرا شكستــــــــي ربــــــــي/ بر من در عيش را ببستـــــي ربــــي
من مي خورم و تو مي كني بد مستي؟/ خاكم به دهان مگر كه مستي ربي؟

و شب در خواب بديد كه خدا، روي او را سياه گردانيده و بر او غضب كرده. خيام از خواب برخواست و براي عذر خواستن، اينچنين سرود:

ناكرده گنه دراين جهان كيست بگـو/ آن كس كه گنه نكـــرد چون زيست بگـو
من بـــد كنم و تو بد مكافات دهـــــي/ پس فرق ميان من و تـو چيست بگـــو







سونيا خندان
مسئول انجمن هاي: دين و انديشه_عرفان
ايميل: hakimnezami9990@yahoo.com
شناسه: hakimnezami9990
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.