تاريخي: پادشاهی داریوش

19 تیر 1390   maryam.pourmohammadi   علوم انسانی, تاریخی   0 نظر   414 بازدید   |

پادشاهی داریوش
خبر کشته شدن کمبوجیه پسر کوروش بزرگ به همه جای کشور پهناور فارس رسیده بود ،او پس از فتح مصر و اقامتی نسبتاْ طولانی در آن سرزمین در راه بازگشت به پایتخت حکومتی خود شهر شوش از دنیا رفت...



در آخرین روزهای اقامت خود در مصر یکی از سرداران جنگجو، مدبر و مورد اعتماد خود داریوش پسر ویشتاسپ را که از عمو زاده های او بود به عنوان والی مصر در آنجا گمارده بود . علت اصلی بازگشت او با آن عجله و شتاب آن بود که در همدان کسی با نام بردیا پسر دیگر کوروش و برادر کمبوجیه خود را شاه پارس معرفی کرده و به حکومت پرداخته بود ، اما نکته مهم آنکه هم کمبوجیه و هم داریوش می دانستند که بردیا برادر دوقلوی کمبوجیه مدتها پیش از دنیا رفته است و بنابر این کسی که با نام بردیا خود را شاه ایران معرفی کرده بایستی فردی یاغی و سوء استفاده گر باشد . کمبوجیه با عجله مصر را ترک کرد اما در بین راه مرد . داریوش علت مرگ او را ظاهراً خودکشی می داند ، شاید کمبوجیه دچار عذاب وجدان شده بود . زیرا که بر طبق مندرجات کتیبه بیستون بردیا بدست کمبوجیه و پنهانی کشته شده بود.

«داریوش شاه گوید: پس از آن مردی مغ بود گئومات نام، او از پیئشی یاووادا نام برخاست . کوهی است ارکدیش نام ، چون از آنجا برخاست چهارده روز از ماه ویخن گذشته بود. او به مردم چنان دروغ گفت(که)من بردیا پسر کوروش،برادر کمبوجیه هستم. پس از آن مردم همه از کمبوجیه برگشته به سوی او شدند ، هم ماد،هم پارس،هم کشورهای دیگر.شاهی را او برای خود گرفت.۹روز از ماه گرم پد گذشته بود آنگاه شاهی را برای خود گرفت.پس از آن کمبوجیه به دست خود مرد.»

بند ۱۱ ستون اول کتیبه بیستون معروف به DB


کشته شدن کمبوجیه و انتشار خبر آن از یک سو و اعلام پادشاهی فردی به نام بردیا برادر کمبوجیه در همدان از سوی دیگر حکومت هخامنشیان را با یک بحران جدی مواجه کرد .

داریوش از مورد اعتماد ترین و نزدیکترین سرداران و افراد خاندان هخامنشی بود و پدرش ویشتاسپ نیز از سرداران خاص و بسیار نزدیک به کوروش بزرگ بود که از طرف کوروش به استانداری ایالت بزرگ و بسیار حساس باختران گمارده شده بود و بعد از کوروش یکی از مشاورین خاص کمبوجیه و یکی از بزرگان و پیران خاندان هخامنشی به شمار می آمد ، بنابراین از وقایع و اتفاقات این خاندان به طور کامل آگاه بود و لذا می دانست که بردیا برادر دوقلوی کمبوجیه مدتها قبل از دنیا رفته و کوروش پسر دیگری غیر از کمبوجیه و بردیا نداشته و ندارد . بنابراین فردی که با نام بردیا خود را پادشاه معرفی کرده بود حتماً بایستی فردی توطئه گر باشد که از شرایط سوء استفاده کرده است .

با توجه به وضعیت عشیره ای و قوانین مربوط به آن و نیز سوابق خانوادگی ، داریوش خود را مسئول ترین فرد هخامنشیان جهت بررسی وضعیت فعلی و ریاست خاندان بزرگ هخامنشی می دانست و لذا بدون فوت وقت مصر را ترک و به سوی شوش حرکت کرد .

« داریوش شاه می گوید : نبود مردی نه پارسی نه مادی نه هیچ کسی از دودمان ما که شاهی را از آن گئومات مغ بازستاند . مردم شدیداً از وی می ترسیدند که مبادا مردم بسیاری را که پیش از آن بردیا را شناخته بودند بکشد. ... »

بند سیزده از ستون اول کتیبه بیستون معروف به DB


البته اشاره داریوش به فردی به نام گئومات مغ بعد از دستگیری مدعی پادشاهی است و گرنه در زمان حرکت او از مصرهنوزمعلوم نبود که هویت واقعی فرد مدعی بردیا بودن چیست ؟

به هر صورت داریوش به شوش می رسد و با یاری تعدادی از سران قبایل پارسی به سوی همدان حرکت کرده و غائله را به پایان می رساند .

« داریوش شاه گوید : ... هیچ کس یارای گفتن چیزی درباره گئومات مغ نداشت تا من رسیدم . پس از آن من از اهورامزدا مدد خواستم . اهورامزدا به من یاری ارزانی فرمود . ده روز از ماه باگیادئیش گذشته بود ، آنگاه من با چند مرد آن گئومات مغ و آنهایی که برترین مردان دستیار او بودند کشتم . دژی سیک ی و ویئش نام (واقع) در سرزمینی نی سای نام در ماد آنجا او را کشتم . شاهی را از او ستاندم . بخواست اهورامزدا من شاه شدم . اهورامزدا شاهی را به من عطا فرمود . »

بند سیزده از ستون اول کتیبه بیستون معروف به DB


غیبت نسبتاً طولانی کمبوجیه در مقر حکومتی – همدان ، شوش و پاسارگاد – و همچنین دوران حکومت در قلمرو پهناور سرزمین پارس آن روزگار فراهم آورده بود تا هر کس در گوشه ای از این خاک وسیع خود را شاه بنامد و علم استقلال برافرازد . داریوش علیرغم احترامی که برای همه اقوام تحت تابعیت حکومت هخامنشی قائل بود اما می دانست که کوچکترین مسامحه ای درباره یاغیان منجر به نابودی کامل کشور بزرگ پارس خواهد شد . لذا با اقتدار تمام و به جهت برقراری نظم و آرامش در سراسر کشور کار خود را آغاز کرد .

« داریوش شاه گوید : شاهی را که از دودمان ما بیرون رفته بود آن را من برپا کردم . من آن را در جایش استوار نمودم . چنانکه پیش از این (بود) همانطور من کردم . من پرستشگاه هایی را که گئومات مغ ویران کرده بود مرمت نمودم . به مردم چراگاه ها و رمه هاو غلامان و خانه هایی را که گئومات مغ بازستانده بود بازگرداندم . من مردم را در جایشان استوار نمودم هم پارس هم ماد و کشورهای دیگر را . چنانکه پیش از این (بود) همانطور آنچه را برداشته شده پس آوردم . بخواست اهورامزدا من این را کردم . من کوشیدم تا خاندان ما را در جایش استوار نمایم چنانکه پیش از این (بود) آنطور من کوشیدم . بخواست اهورامزدا تا گئومات مغ خاندان ما را برندارد . »

بند چهارده از ستون اول کتیبه بیستون معروف به DB


اما هرج و مرج در کشور بیش از آن بود که با اصلاح وضعیت مراتع و چراگاهها و بازپس دادن رمه ها و خانه های مردم و تعمیر و مرمت پرستشگاهها ، کنترل گشته و آرام گیرد .

کشور وسیع پارس دستخوش موجی از آشوب طلبی های ناروا گشته بود که برخی از متولیان آن آشوبها به دروغ خود را با نامهایی که در بین مردم آشنا و گاه محبوب بود پادشاه نامیده و هر یک در گوشه ای علم طغیان برافراشته بودند و حتی در بعضی از مناطق با توجه به آنکه داریوش چهره شناخته شده ای نبود و مردم نسبت او را با خاندان هخامنشی نمی دانستند آشوب طلبان توانستند عده قابل توجهی از مردم را با خود و بر علیه حکومت مرکزی تازه پا گرفته همراه نمایند .

داریوش چاره ای جز اقدام جدی بر علیه طغیانگران نداشت و به جهت یکپارچگی و تمامیت ارضی و حفظ اقتدار حکومت هخامنشیان کار خود را آغاز کرد .

« داریوش شاه گوید : این است آنچه من به خواست اهورامزدا در همان یک سال پس از آنکه شاه شدم کردم . نوزده جنگ کردم . به خواست اهورامزدا آنها را زدم و نه شاه را گرفتم . .. »

به همت : مرضیه بخشایی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.