آپادانا، بزرگ ترین تالار کاخ، از هر جهت باشکوه ترین تالار ها بود. از سوی غرب با ایوانی ستون دار به دره شاپور مشرف بود. مراسم رسمی، ضیافتها، نمایشها و سخنرانیهای شاه در این تالار برگزار می شد. دیوارهای آن، با نقوش برجسته ، قدرت و عظمت شاه را می ستود. مواد ساختمانی آن را از ایالات دور دست آورده بودند: سنگ لاجورد باختریان، آجرهای براق بابل، چوبهای گرانبهای پیشاور و سدر لبنان. فضای وسیعی که میان ستونها و ستونها و سقف وجود داشت، اجازه می داد هوا و نور آفتاب به آسانی داخل تالار شود...



در این ساعت صبحگاهی، صدای طبلهای که از آپادانا بر می خاست، به گوش هر کس در دورترین نقاط کاخ می رسید. در حدود یکصد ورزشکار ریشو چرخاندن میلهای سنگین بودند. با وجود ابعاد بزرگ تالار، بوی شدید عرق بدن و چرم مرطوب از این مردان در حال حرکت بر می خاست. سربازانی که این مراسم را انجام می دادند، یک گروهان از گارد جاویدان بودند؛ لشکر نخبه ای که داریوش شاه برای محافظت شخص خود تشکیل داده بود. افراد گارد جاویدان که تعدادشان ده هزار نفر بود و تحت فرماندهی سردار هیرکانس قرار داشتند، همگی ایرانیان بودند که به سبب نیروی بدنی و وفاداری تزلزل ناپذیر خود برگزیده شده بودند. البته، هیچ یک از آنان رویای زیستن جاودانی را در سر نمی پروراند. وظیفه آنان فدا کردن جان خود در راه پادشاهشان بود. از این رو، در میان ارتش داریوش مکانی ویژه به آنان اختصاص داده شده بود. هرگاه یکی از آنان دستخوش بیماری یا مرگ می شد، بی درنگ یکی دیگر را جانشین او می کردند، به گونه ای که شمار افراد گارد هرگز بیشتر یا کمتر از ده هزار نفر نبود.
((شاهزاد خشایار شا، اکنون وقت آن رسیده است که مرخص شویم. نمایش گارد جاویدان هر روز قلب مرا سرشار از سرور و شادی می کند. می دانم در حالی که چندصدنفر از آنان در کاخ شوش به تمرین سرگرم اند، می دانم در حالی که چند صد نفر از آنان در کاخ شوش به تمرین سرگرم اند، هزاران نفر دیگر در سراسر امپیراتوری برای اطمینان از وفاداری رعایا از یک ساتراپ نشین به دیگری سفر می کنند. ولی آفتاب در حال طلوع کردن است و اکنون وقت آن رسیده که به نیایش بپردازیم. بعد هم باید چند تن از سرداران را به حضور بپذیریم.))
دو مردی که از ایوان سمت راست آپادانا این نمایش دیدنی را تماشا می کردند، کسی به جز داریوش و فرزندش خشایارشا نبودند.آنان تاج بر سر و ریشی کوتاه داشتند.
داریوش دو سوم از عمر خود را سپری کرده بود و با ریش و موهای مجعد هنوز به نوجوانی مشابهت داشت که تمثال او سکه های پول امپراتوری را زینت می داد. وی مایل بود خوش سیماترین مرد کشور باشد و بدین منظور، کوتاهی قد و لنگی پای خود را باکفشهایی دارای کف ضخیم جبران می کرد. داریوش نمایندگان خارجی را از فراز تختی که بر روی تختگاهی با سه پله بلند نهاده بودند، می پذیرفت. برای پنهان کردن سن زیادش این تدابیر زاید به نظر می رسید؛ زیرا داریوش شاه در شصت سالگی ورزشکاری کامل بود. هنوز به کشتی و تیر اندازی با کمان می پرداخت و در ارابه رانی تا از نفس افتادن اسبان، نظیر نداشت.


منبع: داریوش، شاه شاهان
به همت: مرضیه بخشایی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.