تاريخي: فردا چه خواهد شد؟

19 اردیبهشت 1389   maryam.pourmohammadi   علوم انسانی, تاریخی   0 نظر   216 بازدید   |

از جمله مباحثی که امروز در میان کشورهای پیشرفته و صنعتی مطرح شده بحث آینده و شناسایی آن و به طور کلی آینده نگری است. در زمینه ی پرداختن به چنین موضوعی، سوالاتی چند مطرح می شود نظیر: آیا پیش بینی آن چه در آینده اتفاق خواهد افتاد امروزه امکان پذیر شده است؟ و اگر امکان پذیر شده آیا می توان از رهگذر آن به نتایج حتمی دست یافت؟ و آیا آینه بینی در ردیف یکی از دانش های نوین امروزی جای گرفته است؟ چه دغدغه ها و انگیزه هایی موجب توجه قشرهای وسیعی از جوامع مختلف به این شاخه از دانش قرار گرفته است؟...



واقعت این است که این امر انگیزه های بسیاری دارد که بعضی از آن ها مربوط به افق های بسیار پهناور گسترده شده در برابر انسان قرن بیست و یکم است و بعضی دیگر ناشی از همُ ها، غم ها و دل مشغولی ها و به ویژه نگرانی ها و پریشانی هایی است که گرفتاری های بزرگ جهانی و بحران ها و بن بست های پیش روی آدمی در این مرحله از تمدن صنعتی و فرهنگ ماشینی مایه ی ملال خاطر بشر و بی قراری او گردیده است.
البته ضرورت برنامه گذاری و برنامه داشتن برای امور امروز و فردا و تشخیص مسیر آینده، پیشرفت فن آوری و تغییر در راه رسوم زندگی و تحول سریع جهان موجب توجه سیاستمداران و کارشناسان به این شاخه از دانش قرار گرفته است. لذا بر آن شدیم تا طی مباحثی سلسله وار به این موضوعات و تبیین آن ها بپردازیم. اما این که چرا چنین موضوع تخصصی تاریخ رامورد بحث قرار می گیردباید گفت که تاریخ را از دو حیث می توان مورد بحث قرار داد: یا از این جهت که علم حوادث گذشته حیات بشری است یا از این لحاظ که علم قوانین حاکم بر این حوادث است. یعنی قوانینی که مدبٌر گذشته و حال و آینده بشری می باشند. در مورد دوم فلسفه تاریخ خوانده می شود. طرح مبحث فردانگری در این حوزه از تاریخ است. از دیر باز آدمی کوشیده است آینده را پیش بینی و پیش گویی کند اما و سایل و ابزار این کار، بر حسب مقتضیات زمان یا معرفت کسان فرق می کرده است. زمانی تنها ظهور ستاره ای کافی بود که کسانی آن را پیش در آمد پیشامد هایی پندارند و زندگی خود را بر مدار آن بگردانند. زمانی دیگر کسانی دیگر آینده را در پرتو های منشور بلورینی جستجو می کرند و هنوز هم در این روزگار که گروهی اصرار دارند آن را (( دوران دانش)) بنامد، آینده را و چگونگی های آن را در فال ورق، در نقش و نگار ته مانده فنجان قهوه و در خطوط کف دست جستجو می کنند. در گذشته های دور یا نزدیک، پیش بینی و پیش گویی آینده، نوعی جادو گری بود و در شمار سحر و شعبده بازی به شمار می رفت و در نزد صوفیان به ((کرامات شیخ)) شهرت داشت. امروز این کار، این دورنگری و شاید بتوان گفت این مال اندیشی در شمار نوعی علم در آمده است و در صف دانش های نوین جای گرفته است و نام های مانند ((فوتورولژی)) به آن داده اند. آینده و مسائل آن سال هاست که موضوع تحقیق و تفکر بسیاری از اندیشمندان معاصر قرار گرفته ات. اما تصور ما از آینده چیست؟ برای یک فرد می تواند فردا باشد یا کمی دورتر. برای نظام اقتصادی و صنعتی غالبا" صحبت از دوره های پنج ساله است که تازه چندان دقیق هم از کار در نمی آید. در مورد قدرت سیاسی که وظیفه ی آن می بایست تحولات در پیش و به خصوص شتاب تکنولوژیک را در بر بگیرد. اما آیا این کار صورت گرفته؟

البته هیچ فردی نمی تواند مبدع و مخترع آینده باشد؛ به سادگی می توان گفت که آینده انباشته از دانش فراوان امکانات و خصایص بسیار است. امروزه می توان بسیاری از اسرار آینده را بر ملا کرد. به طوری که در این زمینه پیش بینی هایی صورت گرفته . البته هیچ فردی نمی تواند مبدع و مخترع آینده باشد؛ به سادگی می توان گفت که آینده انباشته از دانش فراوان و امکانات و خصائص بسیار است امروزه می توان بسیاری از اسرار آینده را برملا کرد به طوری که در این زمینه پیش بینی هایی صورت گرفته است . درپایان قرن نوزدهم روند کشفیات وسیع علمی به خوبی مشهود بود پیشرفت های چشمگیر در علم پزشکی کمک کرد تا مردم از ورطه فقر و جهل بیرئن آیند،به حیات و زندگی خود غنا بخشند ،با علم و دانش نیرو بگیرند و دیدگان خویش را به افق های جدیدی بگشایند. درچایان قرن بیستم علم به انتهای یک عصر رسید ،رازهای اتم گشوده شدند، مولکول های حیات آشکار گردیدند و رایانه های الکترونیکی به وجود آمدند لکن عصری پایان می گیرد و عصری اغاز می گردد عصر آینده متعهد است عمیق تر و کامل تر و نافذ تر از گذشته باشد ما در سر آغاز انقلابی دیگر قرار گرفته ایم دانش بشری هر ده سال دو برابر می شود در ده سال گذشته دانش آدمی بیش از همه تاریخ او ابداع و اختراع داشته است قذرت و نیروی رایانه در هر هجده ماه دو برابر می شود گستره ی اینترنت در هر دو سال دو برابر می گردد و تعداد سلسله ها و رشته های DNA ای که میتوانیم تجزیه و تحلیل کنیم در هر دو سال دو برابر می شود. تقریبا" هر روز شاهد عناوینی از پیشرفت های رایانه، ارتباطات، فن آوری زیستی و کشفیات فضای هستیم به سبب تکامل فن آوری ها، همه ی صنایع و راه و رسم های زندگ دستخوش تحواند و به را ه های کاملا" نوینی سوق داده می شوند. ما در بخش اعظم تاریخ بشری می توانستیم تنها تماشاگر باشیم اما اینک در عرصه ای تاریخ ساز قرار گرفته ایم عصر کشف در علم به ما نزدیک می شود درهای تفوق و تسلط را به رویمان می گشاید. جهان با شتاب متحول می شود و بر ماست که بدانیم چگونه با آن چه بر ما در این سیر متحول و در این گذار پیچیده و نند واد می آید روبرو شویم تا آن چه برای ما دردناک است ما را فلج نکند. بنابراین مسئولیت ایجاد دگرگونی با ماست . باید از خودمان آغاز کنیم باید یاد بگیریم که دریچه ی ذهن خود را به روی واقعایت تازه و اعجاب انگیز و عمیق نبندیم.این به معنای کنار زدن کسانی است که عجولانه هر فکر تازه ای را به این دلیل که غیر عملی است در نطفه خفه می کنند و از وضع موجود هر قدر هم پوچ و ظالمانه و بی فایده باشد به دلیل غیر عملی بودن دفاع می کنند . قدرت های غرب دستگاه ها ،سررشته داران و کارگذارانی دارند که وظیفه ی آنها تنها آینده نگری و آماده سازی ذهنی جهانیان برای تصمیم هایی است که می گیرند. علم تجربی غرب و دانش های باختری با کاربردهای گسترده ای که دارند از راه های دور و دراز کاسته و بسیاری از فاصله ها را از میان برداشته. باید گفت: که جهان را کوچک کرده و بر دامنه ی هستی ما افزوده است و دیگر نمی توان میان مجموعه های مختلف بشر هر قدر با هم در آرمان ها و ویژگی های زندگی خود متفاوت باشند، فاصله انداخت و یا جدایی جاودانی میانشان پدید آورد. در این جا سوالاتی در فردای زندگی آدمی پدید می آید امروزه امکان پذیر شده است؟ آیا در این مجال می توان به نتایج حتمی تعیین کرد؟ آیا آینده شناسی نیز دانشی در میان دانش های نوین امروزی شده است؟ برای آینده بینی و آینده نگری، می توان مسیرها و جریان هایی را پیش بینی کرد و احتمالاتی را حساب کرد و تقریب ها و تخمین هایی به دست آورد. دیدن یا خواندن آینده، دیدن یا خواندن رویدادها نیست بلکه حساب احتمالات و دور نمایی از امکان برخی رویداهاست و این بدان معنی نیست که حتما" آن حوادث محتمل و آن جریان های تخمین زده شده، وی می دهد و پیش می آید. اگر دانشی را برای شناخت آینده تصور کنیم، دانشی است که احتمالات نزدیک به یقین را درباره ی آینده تعیین می کند و این احتمالات را از روی داده ها و اشاره های کنونی که هم اکنون عملا" در دست داریم مقرر می دارد و این((علم))- اگر بتوان آن را علم نامید اهمیت و ارزش در این است که می تواند راهنمای آینده در تصمیم گیری های امروز باشد و راه فردا رابا گام هایی که از هم اکنون به سوی آن بر می داریم، روشن سازد. چنین علمی، البته مربوط به((آینده)) است ولی ارزش آن در این است که در خدمت حاضر قرار دارد. اندیشه ی برنامه گذاری و اصولا" برنامه داشتن برای اداره ی امروز و فردای یک جامعه، مستلزم کم و پیش آینده بینی و روشن اندیشی درباره ی فردا و رویت و بصیرت کم و بیش درست و حساب شده در مورد فردا و فرداهاست. آسایش فردا تا حدود زیادی بستگی به تصوری داد که امروزه درباره ی آن داریم.پیش بینی آینده و مطالعه دورنمای آن و برآورد احتمالات آن، هم اکنون یکی از مواد درسی درپیش از پانصد دانشکده و دانشگاه آمریکایی است. امروزه در بنیادی های آمریکایی و شرکت ها و موسسات بازرگانی و اقتصادی و مالی آمریکا وجود هیئت ها و گروه هایی برای مطالعه ی برنامه های آینده و تعیین خط مشی جهت آینده ی کوتاه مدت یا دراز مدت و تشخیص مسیر آینده و پیدا کردن نشانه ها و اشاره های راه فردا یک امر عادی و متدااول و تقریبا" طبیعی شناخته شده است. درسال 1943 یک جامعه شناس آمریکایی آلمانی الاصل به نام پرفسور ((فیلختهایم)) اندیشه ی ابداع علمی را که نام آن را ((علم آینده)) پیشنهاد کرده بود، مطرح کرد که بعدها به نام آینده شناسی معروف گردید. این علم عبارت از طرح و تدارکات افزارها و روش های علمی و فنی به منظور برآورد احتمالات آینده و پیش بینی ها و پیش گویی هایی در مورد رویداهای آینده و تعیین تقریبی یا تخمینی هنگام وقوع آن ها به قدر معینی از دقت است، به نحوی که مانع تصمیم های غلط و اقدامات باری به هر جهت گردد. گرفتن رهنمود از دانش آینده بینی و آینده شناسی، امروز ازدیدگاه دولتمندان و ثروتمندان جهان به اعتقاد همه ی مدیران و مدبران روزگار، یک ضرورت حیاتی است. زیرا حجم طرح ها و گستردگی برنامه های گوناگون آنان و هزینه های هنگفتی که بر می دارد و نیروهای انسانی بسیاری که می گیرد، و سود و ثمره ی این همه سرمایه گذاری های مادی و معنوی و ابزاری وانسانی است. شاید گزافه نباشد اگر بگوییم که شور و سرور برای کشف آینده و درک چگونگی های فردایی که انتظار ما را می کشد یا ما در انتظار آنیم در جهان به اصلاح متمدن امروز به صورت نوعی((مد)) روز در آمده است تا آن جا که شرکت معروف((آی. بی. ام)) یک مغز الکترونی بسیار بزرگ را در چند سال پیش در پاریس نزدیک میدان((شارل دوگل)) به معرض نمایش گذاشته بود که آینده پرسشگران پاریسی را پیش گویی می کرد و ویژگی های شخصیت هر کس را به او باز می گفت. البته مغز الکترونی شرکت((آی . بی . ام)) در میدان ((شارل دوگل)) پاریس نوعی مظهر استخدام علم در خدمت خرافه است. ولی این گونه کارها و استفاده های دور از روح علم و راه روش آن نافی این حقیقت نیست که جستجوی نشانه های آینده و تکاپو برای شناسایی آن چه در پیش داریم و آماده ساختن خود برای چنین آینده ای در جهان امروز نوعی تکلیف و وظیفه مهم حیاتی است و برآوردن این نیاز نوعی تکلیف و وظیفه مهم حیاتی نه تنها برای افراد بلکه بیشتر برای جوامع شناخته شده است. در واقع توجه به آینده و کوشش برای کشف آن و تصویر و ترسیم دورنمایی از آن، امروزه دیگر مساله ای نیست که تنها مورد اهتمام شماری از کارشناسان و یا دانشمندان متخصص در این زمینه باشد و یا آن که تنها آنان که زمام امور سیاسی و اقتصادی را درست دارند، در پی آن باشند. امروزه، آینده بینی و آینده شناسی علمی مورد جوامع مختلف جهان کنونی قرار گرفته است. اما آیا جوامع ما به گونه ای ساخته و پرداخته شده اند که ابعاد جدید آینده را ارزیابی کنند؟ ظاهرا" نه. در واقع پیشرفت های بزرگ تکنولوژی و مسیرهای بزرگی که این پیشرفت های بزرگ که این پیشرفت ها ترسیم می کنند راه حل های آینده را تشکیل می دهند که جوامع باید به آن توجه کنند. جامعه های به اصلاح عقب مانده یا در حال رشد و توسعه هنوز به ضرورت آینده نگری و حساب احتمالات آینده و آمادگی برای پیشامدهای فردا، پی نبرده اند و حال آن که به چنین شناختی نیاز مبرم و حیاتی دارند. خاصه در جهان پر از تهدید و تجاوز کنونی که هر روز فاصله میان کشورهای شرق و غرب و شمال و جنوب بیشتر می شود. و دستیبابی به بهترین فرمول رشد و توسعه و تعیین بهترین وسایل برای کشورهای جهان سوم امری سرنوشت ساز است. و از این رو آینده بینی و آینده شناسی نیز به همین اندازه برای آن ها مهم و خطیر و حیاتی است. این یک مساله ی حیاتی و مبرم در جهان سوم است. نه تنها از این جهت که ما با دشمن مسلح به تازه ترین ابتکارهای تکنولوژیک این عصر مواجه هستیم، بلکه از آن جهت که ملت های ستمدیده ی خاورمیانه و خاور دور و آمریکای لاتین و آفریقا دستخوش تحولات خطیر و دگرگونی های عمیق و بسیار پیچیده ای هستند و تا زمانی که این تحولات و دگرگونی ها و پیامدهای آن ها با دقت و روشن بینی و حساب درست علمی مورد مطالعه و مداقه قرار نگیرد دور نمای آینده ی آن روشن نگردد، ملت های این مناطق حساس از جهان نخواهند توانست عامل تغییر تحول و چرخ شتابنده ی دگرگونی ها را به خوبی شناسایی کنند و زمام آن را درست در دست خود گیرند به نحوی که فردا و فرداهای زندگی آن ها در مهار خودشان باشد. برای مقابله با گرایش به خود کامگی می توانیم یک فرآیند آموزشی اجتماعی وسیع به راه اندازیم. یعنی یک طرح تجربی برای دموکراسی پیشگیرانه در چند کشور به طور همزمان . می توانیم توده های میلیونی را برای آشوب ها خطرناکی که در پیش داریم آماده سازیم و می توانیم نظام های سیاسی موجود را برای تسریع دگرگونی های ضروری زیر فشارهای استراتژیک بگذاریم. بدون این فشار عظیم از ناحیه توده ها نباید از بسیاری از رهبران اسمی امروز یعنی روسای جمهور و سیاستمداران و سناتورها و اعضای کمیته ی مرکزی احزاب- انتظار نفی نمادهایی را داشت که هر چند کهنه و منسوخ شده اند ولی به آن ها حیثیث و پول و قدرت کاذب ( و نه واقعی ) می دهد. برخی از سیاستمداران یا مسئولین دولتی دور اندیش و کم نظیر از همان آغاز از تلاش برای دگرگونی سیاسی حمایت خواهند کرد. اما اغلب آن ها فقط وقتی به خود می آیند که فشار از خارج تحمل ناپذیر شده یا بحران چندان پیشرفته و نزدیک به خشونت باشد که راه دیگری مسئولیت ایجاد دگرگونی با ماست. این به معنای مبارزه برای کسب آزادی بیان است،یعنی این که مردم حق داشته باشند حرف خود را بزنند ولو این که بدعت آمیز و کفر گونه باشد و مهم تر از همه این بدان معناست که فرآیند نوسازی جامعه را از هم اکنون آغاز کنیم قبل از آن که از هم پاشیدگی نظام های سیاسی موجود، نیروهای چکمه پوش استبدا را به خیابان ها بفرستند و از گذار صلح آمیز به دموکراسی قرن بیست و یکم جلوگیری کند. اگر از هم اکنون آغاز کنیم ما و فرزندان مان می توانیم نه فقط در بازسازی ساختارهای منسوخ سیاسی، بلکه در بازسازی خود تمدن سهیم باشیم.

اما قرن 21 چگونه خواهد بود؟

راجع به آن چه در قرن بیست ویکم بر بشر خواهد گذشت دیدگاه های سه تن از اندیشمندان آینده نگر تاکنون بیش از همه شهرت یافته است. از جمله ی آن ها ساموئل هانتینگتون نام دارد که در مقاله ای تحت عنوان ((برخورد تمدن ها)) با اشاره به احتمال نزدیکی یا اتحاد تمدن های اسلامی و کنفوسیوسی و برخورد آن ها با تمدن غرب هشدار دهنده به جهان غرب دارد. محقق دیگر فرانسیس فوکویاما است که کتابی تحت عنوان پایان تاریخ و آخرین انسان نگاشته و در آن با سلسه استدلال هایی تئوریک کوشیده ثابت کند که جامعه ی بشری در قرن آینده رو به سوس لیبرال دموکراسی چنین نظامی به اساسی ترین نیازهای انسانی دست یابد. سومین محق آلوین تافلر نام دارد. به عقیده ی او درگیری اصلی قرن بیست ویکم مقوله ای است. که نه می تواند موید نظریه هانتنگون باشد و به نظریه ی فوکویاما . بلکه نوعی درگیری عمیق و همه جانبه بین تمدن موج سومی(اطلاعات و تمدن ارتباطات) با تمدن های موج دوم(تمدن صنعتی) و موج اول(انقلاب کشاورزی) خواهد بود. او می گوید)) تحقق نخستین موج تحول- انقلاب کشاورزی- هزاران سال طول کشید در حالی که تحقق موج دوم – ظهور تمدن صنعتی- فقط 30 سال به طول انجامید. ولی امروز تاریخ هم از این پرشتاب تر می رود و چه بسا که موج سوم فقط طی چند دهه پشتر تاریخ را طی کند . به کمال برسد. همان موجی که بر جامعه ی آینده بشر گسترده خواهد شد و با وقوع انقلاب ارتباطی و اطاعاتی دیگر نخواهد گذارد که زندگی انسان ها بر اساس تمدن موج دومی(یعنی هم شکلی و یکنواختی و دیوان سالاری و مبتنی بر نیروی عضلانی وخط مونتاژ) شکل بگیرد و پیش برود.)) باید گفت که عصر اطلاعات فقط مسئله ی تکنولوژی و اقتصاد نیست بلکه متضمن اخلاقیات و فرهنگ و اندیشه نیز هست. در یک کلام موج سوم مستلزم دگرگونی واقعی در امور انسانی است. درست همان طوری که انقلاب صنعتی بسیاری از ساختارهای سیاسی را نابود کرد، انقلاب دانایی و تغییرات حاصل از آن با بسیاری از کشورها چنین خواهد کرد. آن دسته از احزاب سیاسی و نهضت هایی که این واقعیت تاریخی را دریابند و تشخیص دهند باقی می مانند و آینده را برای ما و فرزندان مان شکل می بخشند. و آن ها که موفق به درک و تشخیص این واقعیت تاریخی نشوند در کام تنوره ی طوفان تاریخ فرو خواهند غلتید. قرن 21 چگونه خواهد بود؟ تنها پاسخی که می توان داد آن است که قرن 21 همان خواهد بود که انسان های رو به عنوان میراث دریافت خواهند کرد چنانچه اراده کننده خواهند توانست درهای جهان جدیدی را بگشایند. ولی جهش و دگرگونی واقعی باید ضرورتا" توام یا یک بعد فرهنگی باشد. نسل های آینده برای مجهز شدن به بعد فرهنگی تکنولوژیک باید بر موانع زیادی چیره شوند. و در این راه عقل که منبع قدرت انسان است اماکانات این چیرگی را فراهم ساخت.
سخن آخر
آینده بینی یا آینده شناسی و آینده نگری یا آینده نگاری کاری یا دانشی است که امروز ما را غنی تر می سازد و ما را در اقدامات کنونی خود و تصمیم گیرهای فعلی خویش داناتر و بصیرتر و خردمندتر می گرداند، زیرا کشف و تخمین و تقریب آن چه فردا روی می دهد وسیله ی ارشاد ما در گزینش های((امروز)) و رفتار و کردارکنونی ماست واین با هدفی که ما از مطالعه ی تجربه های(( دیروز))و تامل در صفحات تاریخ گذشته داریم، فرقی ندارد. ناخت گذشته و فردا همه برای روشن تر شدن تکلیف امروز است و در این هر دو حال، ما در خدمت حاضر حیات خود هستیم که آینده چیزی جز ادامه ی آن نیست.انعطاف پذیری و هوشمندی نخبگان امروز، سهم و نقش مهمی ایفا می کند. اگر این گروه های حاکم گذشته کوته بین و فاقد قوه ی ابتکار و هراسان باشند سرسختانه در مقابل این موج مقاومت خواهند کرد. در نتیجه به خطر برخوردهای خشونت آمیز و نابودی خودشان دامن خواهند زد، اما برعکس اگر خود را با این حرکت همگام سازند و اگر نیاز به یک دموکراسی گسترده تر را درک کنند واقعا" می تواننددر ساختن یک تمدن جدید(موج سومی) سهیم شوند. همان طور که اغلب نخبگان هوشمند موج اولی با پیش بینی ظهور جامعه ی صنعتی در ایجاد آن مشارکت کردند. نخبگان هر قدر هم که روشن اندیش باشند، باز به تنهایی قادر به ایجاد تمدنی جدید نیستند. ایجاد تمدن جدید مستلزم نیروی همه ی انسان هاست. و این نیرو موجود و آمادهی کار است. در واقع اگر ما هدف نسل آینده را، ایجاد وخلق نمادها و قوانین اساسی تازه قرار دهیم چیزی فراتر و مهم تر از نیروی مذکور را آزاد خواهیم ساخت و آن ابداع و تخیل جمعی است. از این رو آینده امری نیست که بتوان آن را ناشناس و مجهول فرض کرد بلکه تحدید و تشخیص و تصویر و تصوری از آن به صورت کم و بیش روشن و مفید، یکی از مسائل عمده ی عصر کنونی ماست.

نویسنده: مرضیه بخشایی



فهرست منابع:

1-کاکو میچیو، چشم انداز ها، انقلاب های علم در قرن بیست و یکم، ترجمه ی یوسف اردبیلی

2-سبحانی، جعفر، جهان آینده چگونه خواهد شد،

3-کسمایی، علی اکبر، جهان امروز و فردا در تنگنای تمدن صنعتی،

4-مارسو فلدان، قرن بیست ویکم، ترجمه ی غلامعلی توسلی،

5-تافلر آلوین، به سوی تمدن جدید، ترجمه ی محمد رضا جعفری

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.