تاريخي: عروسی 2

4 مهر 1389   maryam.pourmohammadi   علوم انسانی, تاریخی   0 نظر   468 بازدید   |

همان طور که در هفته ای گذشته برای شما گفتم هر مراسمی رسم و رسوم های مختلفی دارد آن هم نه یک مراسم ساده بلکه مراسم عروسی مهتاب دختر بهمن بود. که قرار بود به همسری مردی جوان به نام ماهان درآید.
تا جایی که چشک کار می کرد، باغچه های گلکاری دیده می شد: گلهای سرخ، یاسمن ، خطمی در زیر سایه های بلند در ختان نخل و سرو. فواره های بی شمار آب را به درون حوضهای کاشیکاری آبی و سبز رنگی می پاشیدند که در آنها ماهیهای قرمز به آرامی از کنار یکدیگر می گذشتند. دردرون باغ، زیر سایه درختان ، خدمتکاران مشغول پر کردن کوزه های بزرگ شراب شیراز و نیشابور بودند. این شرابها که سالیان دراز در سردابها حفظ شده و هرگز نور ندیده بود، اکنون می بایست مهمانان را سرخوش و مخمور، زبانهایشان را باز و روحشان را تخدیر کند.یک دیگر از مراسمی عروسی موسیقی است . نوازندگان که لباسهایی به رنگ آبی پوشیده بودند، به آماده سازی آلات موسیقی خود سرگرم بودند. تنبک را در برابر آتش گرم و تار را کوک می کردند. یک زن زیبای اهل لیدی انگشتان ظریف خود را روی چنگ می کشید. صدای صاف و دلنشین گروه همخوانان یکی از سرودهای گاتها را آزمایش و آهنگ عروسی را تمرین می کرد:...



امشب چه شبی است
شب امیداست امشب
عروس مبارکت باد
داماد مبارکت باد


در آن سوی کاخ، اندرونی، قلمرو زنان بود. در آن جا بانوان و خدمتکاران با هم زندگی می کردند و مانند همدیگر، لباسهایی به رنگهای تند می پوشیدند. بسیاری از آنان بر روی حصیرها و قالیها چمباتمه زده بودند. در کنار اجاق، خدمتکاری آتش را به هم می زد و دود زننده ای از آن بر می خاست. دیگری دوک بافندگی را می چرخاند و گیسوان سیاه با ظرافت بافته شده اش از زیر عرقچین صورتی بر پشتش ریخته بود.
یکی از رسوم عروسی آرایش عروس بود که درباره آرایش عروس ، از یک هفته پیش، همچنان که در بیشتر حرمسراها اتفاق می افتد، نبدی خشن و زهر آلود در گرفته و چیزی نمانده بود کاخ را منفجر کند. مادر مهتاب از قبیله ای صحرانورد در مرز عربستان بود و می خواست عروسی دخترش مانند عروسی خودش باشد. به دخترش گفته بود)) تو تا هفت روز دیگر باید به پاکی کبوتری سفید در برابر شوهرت حاضر شوی)) در حالی که عقلای قوم می گفتند پاکی عروس وقتی کاملا" به چشم می خورد که پیش از آن عروس دچار ناپاکی بزرگی شده باشد. بنابراین، رسم براین بود که عروس آینده را با روغنهای بدبو بیالایند و بدون شست و شو و تعویض لباس یک هفته تمام به حال خود واگذارند.
بعد از یک هفته وقت آن رسیده بود که عروس خود را تمیز کند . خدمتکاران باشتاب، برگ گل سرخ روی سر مهتاب افشاندند و امروز او، تمیزتر از همیشه خود را آماده پوشیدن لباس عروسی می کرد. دو خدمتکار بر روی شانه ها گلاب پاشیدند.
گیسوان سیاهش در انتظار بافته شدن و لباس سنگین عروس اظهار نظری می کرد و همه از سفیدی پوست و دیگر اعضای بدن او اظهار شگفتی می کردند. بالاخره بعد از ساعتها زن آرایشگر به کار خود پایان داد، سپس ندایی از تحسین برکشید و به سوی زنان خانواده بگشت تارضایت آنان را از شاهکاری که به وجود آورده بود دریابد. اکنون مهتاب زیبا، آماده برای یک عروسی باشکوه بود. این همه از یکی رسم و رسوم آیرانیان در مراسم عروسی بود که جای فرصت برای گفتند آن ها نبود


_________________
مرضیه بخشائی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.