تاريخي: فمنیسم

16 خرداد 1389   maryam.pourmohammadi   علوم انسانی, تاریخی   0 نظر   313 بازدید   |

فمنیسم مردمی در نیمه اول قرن 19 در فرانسه پدید آمد، آن هم توسط زنان کارگر که معتقد بوند جنبش آنها  خواهان بر آوردن حقوق اقتصادی برای زنان است  و بر این اصل تکیه داشت که این حقوق  نخست بوسیله مبارزه کارگران برای یک جامعه سوسیالیستی بدست می آید و بدین سان در این تئوری زنان عاملان اصلی آزادی شخصی خود نبودند...



فلورا تریسینا و ژان دوران و یولن دولان رهبران این جنبش معتقد بودند آزادی زنان بدست خودشان میسر نمی شود. همزمان در ایلات متحده مارکارت نولر که بینشی تعالی گرا داشت نظریه ای شبیه همین ها داشت او با آراء انقلاب 1848 آشنا شد. او احساسی آتشین داشت مبتنی بر این که زن باید برای دست یابی به یک خود مستقل مبارزه کند زیرا تمکین محض در برابر مد عشق را سرد می کند و ازدواج را به انحطاط می کشاند و مانع از آن می شود که دو جنس به آن چیزی دست یابند که از نظر خودشان باید باشند. اما او به این عقیده رسیده که آزادی زنان در 1825 با امضای ویلیام تامسون انتشار یافت که تنظیم متن آن بوسیله آن میلر صورت گرفت و در آن نظریه مجوز«منافع فمینیستی» که مبنی بر این بود که زنان متاهل باید از طریق قدرت شوهر حمایت شوند افشا کرد، چون مشخص شد که لااقل 4/ 1 زنان نه شوهر دارند و نه پدری که از آنها حمایت و نگهداری کند. آنها برای انتخاب جان استوارت میل که مدافع بزرگ حقوق زنان بود به فعالیت دست زدند تا به  پارلمان وارد شود. همچنین در همین کشور ژوزفین پاتلر تصمیم  گرفت که فدارسیون بین المللی فسخ اسارت را ایجاد کند تا بتواند حذف مقررات روسپیگری را در اروپا بدست آورد. 66 سال بعد مجوز بستن خانه های فساد در فرانسه فراهم آمد. در سوئد و آلمان زنان حساسیت کمتری را در بدست آوردن حقوق سیاسی ابراز داشتند تا تغییرات کلی در وضع کانون خانواده و در امر ازدواج. مطالبات فمینیستی بیشتر مربوط می شد به تغییر یا حذف ازدواج، حق زن در داشتن فرزند بدون ازدواج و بدست آوردن حقوق اجتماعی که زنان و کودکان را خارج از چارچوب ازدواج حمایت کند. یعنی به عبارتی خواسته هایی که در آغاز با جنبش رهایی بخش انگلیسی – آمریکایی وابستگی نداشت. در فرانسه دعوای زنان در نیمه قرن، فمینیستهای پرشور مانند دری کور و ژولیت لامه را به مخالفت با ضد فمینیستهای عصر (اگوست کنت، میشله، ژیر آردن، یرودن) کشانید. پس از آنکه امپراتوری  آزادی گردهمایی در سال 1868 اعطا کرد، فمینیستها بار دیگر برای مطالبه حقوق خود گرد هم جمع شدند . ماریا در اسم، فابل به مبارزه برداشتند و بنگاه هایی تاسیس کرده و روزنامه های فمینیستی را راه انداختند. بسیاری از آنان همان طوری که  ملاحظه شد در برقراری «کمون» مشارکت داشتند. از طریق مجلات بود که زنان متوسط در قرن 19 نظرات خود را به خوبی بیان کردند و از زنان و نه مردان برای رهایی زنان مدد خواستند. مجله زنان(1848-1836) اعلامیه حقوق و وظایف زنان را منتشر کرد. در این اعلامیه  مخوصا" باز شدن درهای مشاغل عمومی به روی زنان مطالبه می شود . در 1869 لئون رشیه اتحادیه حقوق زنان و مجله حقوق  زنان را که هنوز هم وجود دارد بنیان نهاد . فمینیستها  همراه با ماریا در اسم خواهان برابری حقوق زنان در کارهای ازدواج و خانواده شدند اما از بیم نفوذ کشیشان در مورد انتخاب زنان تا سال 1904 خواهان حق رای برای زنان نشدند. مجله  همشهری زن که در سال 1881 توسط اوبرتین الکد بنیان گذاشته شد و خواهان حقوق سیاسی زنان بود نخستین ارگان  زنان حق رای بشمار میرفت. دسترسی به آموزش  در تمام سطوح برای فمینیستهای قرن 19 پیروزی بزرگی به شمار می آمد  در فرانسه طرفداران حقوق زن برای دستیابی  دختران به سطوح متوسط  مبارزه سختی کردند. در ایلات متحده زنان دانشگاههای مخصوص به خود را گشادند.بدین سان در 1865 یک مدرسه طب برای زنان در نیویورک  ایجاد شد. در قرن 19زنهای بسیاری در حوزه های مختلف سرشناس شدند. در هنر، ادبیات ، ریاضیات، در نجوم و در علوم. ثمره قرن 19 تشکیل  I   C   W  (International    Common    Women)  در 1888 در واشنگتن با حضور 66 زن آمریکایی و 8 زن اروپایی بود که در آن مطالبات زنان قرن 19 در طرحی عملیاتی  عنوان شد ودر این گرد همایی ها  عنوان شدند  که آزادی زنان نه فقط بنفع بلکه بنفع کل بشریت است و آزادی زنان به مثابه آزادی مردان نیز هست آنها در مورد آموزش زنان   در همه سطوح برنامه هایی داشتند.

نویسنده: مرضیه بخشایی 

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.