به طور کلی سینمای تاریخی مبحثی است که با وجود دارا بودن زمینه های متعدد برای تفکر، تعمق و تحلیل آنطور که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته. لیکن مباحث پیرامون این مقوله بطور پراکنده مطرح شده که گاهی حتی در تضاد با یکدیگر،بحث پیوند و چگونگی پیوند تاریخ و سینما را مورد بررسی قرار داده است. در این جایگاه ملاحظات مختصری پیرامون این مبحث و چگونگی های آن باز خواهد شد. توجه به این نکته ضروری است که دیدگاه های مطرح شده را به عنوان کامل ترین و یا تنها دیدگاههای موجود نمی دانیم و بر وجود دیدگاههای دیگر که حتی ممکن است در تقابل با نگاه انتخابی ما باشد، آگاهی داریم...



سعی ما بر ایجاد نگرش همه جانبه (تا حد ممکن) بر اساس مطا لعات انجام شده در حیطه بحث خواهد بود . امید، که روشنایی کوچکی باشیم برای دانایی. اصولا" در تقسیم بندی در های گوناگون سینمای تاریخی مشخص نشده است. بحث لزوم یا عدم لزوم تعریف در این نوع تقسیم بندی در نیاز و حوصله بحث ما نمی باشد اما توجه به نکته ضروری است که نگرش به یک فیلم تاریخی، توجه بیشتر ما را در حوزه معنا و محتوا بر خواهد انگیخت، تا تکنیک های سنمایی. با توجه به نوعی تقسیم بندی محتوایی، دو گونه سینمایی داستانی قابل تفکیک است. با اذغان بر تعاریف خاص هر کدام سینمای تاریخی را می توان متلعق به سینمای داستنانی دانست، البته با پرداخت به واقعیت یا لااقل آنچه به عنوان واقعیت شناخته شده، واقعیتی از زمان گذشته،فصلی مشترک(جستجوی واقعیت) با سینمای مستند خواهد داشت. اما در پاسخ گویی به این پرسش که چرا فیلم تاریخی در زمره فیلم داستانی محسوب می گردد، باید عنوان کرد که لزوما" متن تاریخی برای شکل گیری در قالب تصویر باید از اصول کلی و مشخص شده یک فیلم نامه پیروی کند و بدون تغییر شکل اساسی در قالب فیلم نامه نمی تواند مدعی برقرار گرفتن در زمره سینمای تاریخی در دل سینمای داستانی پرورش می یابد. نباید فراموش کرد که با وجود این سلسله رسالت سینمای تاریخی با سینما با رویکرد های دیگر متفاوت است و به بیان دیگر بهتر، سینمایی نباید رسالت تاریخی خود را زیر پا بگذارد. بحث میزان سندیت یک فیلم تاریخی  یا همان  نقطه پیوند تاریخ  و سینما که همواره مورد مناقشات و اختلاف نظرهای بسیاری قرار گرفته است، می تواند بر روشن کردن این مسئله راهبر باشد. در انبوه نظرات ، همواره اختلاف دیدگاه بر سر میزان سندیت، بحثی چالش بر انگیز می باشد . بیشتر متفکران تاریخ به میزان زیادی بر هر چه تاریخ گراتر بودن و رعایت وفاداری به اسناد در ساخت چنین فیلم هایی اصرار می ورزند. در تقابل با این گروه متخصصان سینما و پرداخت درام، تاکید بیشتری می ورزند. تا حدی که حتی برای مثال زیگفرید کراکوثر  در قواعدی فکری خود اصولا" فیلم های تاریخی را فیلم های واقعا" سینمایی یا اندازه ای سینمایی محسوب می کند. اما نکته را ه گشا در این مناقشات توجه به انواع رویکرد متفاوت سینمایی و حتی در نظر گرفتن نوع مخاطبان است. به عنوان مثال، فیلم سازی که با ساخت فیلم کومانتر(فاشیسم میخائیل روم) برحسب کاوش های تحقیقی سعی در وفا داری به اسناد تاریخی را دارد، محنمل است که توجه زیادی به وجوه دراماتیک در فیلم نامه اثرش نشده در امانت داری به متون اصیل تاریخی بکوشد با هرچه کمتر استفاده کردن از تخیل و مبالغه های هنری سعی در ارائه اثری تا حد امکان واقعی را داشته باشد. رویکرد چنین فیلم سازی شاید به نوعی تاریخ آموزی در کنار اهداف سیاسی  و اجتماعی دیگر و ارائه اثر قابل قبول برای مخاطبان خاص باشد. اثری که به دلیل توجه کمتر به ویژگی های داستانی و عناصر فیلم نامه همچون شخصیت پردازی با عدم اقبال تماشاگران عام که نه رویکرد آموزش بلکه با رویکرد های دیگری چون لذت جویی از دیدن یک فیلم به آن می نگرند، مواجه  شوند. قدر مسلم است که ساخت چنین فیلم هایی با توجه به متون و اسناد اصیل و استفاده از آنها برای محققان و تاریخ آموزان خالی از فایده نخواهد بود. در کنار این نوع خاص فیلم، فیلم ساز دیگری می تواند با رویکردی متفاوت به موضوع نظر کند و پس از انتخاب مقطع خاصی از تاریخ با موضوعی خاص بر حسب دغدغه های خود به تولید اثری  با استفاده از متون تاریخی اما با پرداخت بیشتر فیلمنامه و وجوه در اماتیک، شخصیت پردازی ظریف تر و...بپردازد. این قبیل آثار معمولا" با وجود توجه به تاریخ و ویژگی های ذکرشده در جلب تماشاگران دیگر هم موفق بوده و می توانند احساس لذت ناشی  از دیدن یک فیلم با زوایای مختلف را در بیننده بر انگیزند. (سریال امام علی(ع) را می توان نوع تصویری موفقی از این نوع دانست) در کنار اشاره های پیشین، فیلم ساز دیگری می تواند با نگاهی تقریبا" فلسفی به گوشه ای از تاریخ نظر کند. این بار نیز نام و نشان موضوعی تاریخی در فیلم جریان دارد اما نه بر حسب سندیت،بلکه براساس نگرش جدید به تاریخ. در واقع این فیلم ساز با زنده کردن گوشه ای از تاریخ، درصدد بر آوردن دغدغه های ذهنی و شخصی خود و بالیدن آنهاست. دسته بندی یک چنین فیلم هایی در قلمرو تاریخ بحثی طویل و بی انتها در حوزه فلسفه تاریخ می باشد که از حوصله طرح در این مجال مختصر خارج است. نکته قابل تامل اما توجه به رویکرد متفاوت فیلم سازی ساخت است. یقینا" نگرش به چنین آثاری برای محققان تاریخ نمی تواند جنبه تاریخ آموزی به معنای سنتی و پذیرفته شده خود را داشته باشد. لیکن در دنیایی که با حرکت به سوی پست مدرن و طرح مباحث جدید تئوری در نظام های فکری خصوصا" فلسفه، ادبیات،هنر و تاریخ و.... طرحی نو در انداخته می تواند دارای جایگاه و ارزش خاص خود باشد. اما در حالی که توجه به زوایای مختلف و انجام مطالعات تاریخی برای فیلم ساز ژانر تاریخی یک ضرورت است،توجه و کار در این راستا برای فیلم سازی که با رویکرد دیگری به تاریخ نظر می کند نیز خالی از لطف و فایده نمی باشد.

نویسنده: مرضیه بخشایی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.