Daryosh

 

 

در ایران هنوز سلسه های زیادی تاج و تخت را به دست داشته و پادشاهان این سلسه ها سرنوشت سرزمین و مردم ایران را با تصمیمات و اعمال خود رقم زده اند امروزه این پادشاهان همگی جزئی از تاریخ شده اند که ما به برکت متون تاریخی و آثار به جای مانده از آن ها به نام اعمال آن ها پی می بریم . یکی از این سلسه ها ، سلسی قدرت مند هخامنشی است که شکوه آن ها امپراطوری نام ایران را در دنیا بر سر زبان ها انداخت و پادشاهان مقتدر و قدرت مندی چون کوروش کبیر و درایوش در آن سلسه فرمانروایی و کشور گشایی کردند و به راستی چه شد که داریوش به حکومت رسید؟؟...

 

 



نخستین اشاره ای که در تاریخ به ایرانیان شده است اشاره ی سلم نصر است که در 843 قبل از میلا می زیست از قومی سخن می گوید که تا آن زمان هنوز شناخته نشده نبود می گوید که آن ها خود را پارسه می نامند و حوالی دریاچه ی ارومیه زندگی می کنند. پارسه نام باستانی فارس است که بعد ها نام کشور و پایتخت ایرانی ها شد.زندگی پارس ها با دشواری های زیادی همواره بود آن ها از هر طرف زیر فشارهای زیادی بودند یکی از مهم ترین این فشار ها از طرف مادها بود که قبل از پارس ها به این سرزمین کوچ کرده بودند. پارس ها برای رهای از این فشارها تصمیم گرفتند تمام اقوام همسایه را به اطاعت خود در آوردند در پی همین تصمیم عیلام و پارس باهم متحد شدند و شاه آشور را شکست دادند. شاه عیلام برای سپاس گزاری از کمک پارس ها به آن ها اجازه داد که پارس ها به سرزمین فرمانروایی او کوچ کنند. به این ترتیب پارس ها به سرزمینی دست یافتند که بعد ها به میهن همشگی شان تبدیل شد. بعد از این تحولات آن قدر قدرتمند شدند که توانستند مادها را شکست دهند. در آن روزگار کاهنان معابد در تمدن های مختلف به پیش گویی معروف بودند یکی از این پیش گو ها کاهندی معبد دلفی بود که برای شاه لیدی پیش گویی کرد)):  اگر به جنگ ایرانی ها بروی ، امپراتوری بزرگی را نابود ساخته ای)) شاه لیدی مطمئن از پیروزی خود بی درنگ به جنگ ایرانیان رفته که هیچ کمان نمی کرد  منظور پیش گو نابودی امپراتوری خود باشد. به این ترتیب پارس ها به یکی دیگر از اقوام همسایه غلب کردند.در یکی از جنگ های سرنوشت ساز خود کوروش از زخمی که خورده بود جان باخت. کمبوجیه به جانشینی پدر بر تخت نشست و راه پدر را در حمله به مصر ادامه داردکمبوجیه قبل از حرکت به به مصر برادرش بردیا از ترس قیام برای به چنگ آوردن فرمان روایی پنهانی به قتل رساند. نبرد مصر با موفقیت انجام شد و مصر ضمیمه ی امپراتوری ایران شد در همین هنگام از اقدامات مادها به نام گئومات تخت وتاج او راغصب کرد کمبوجیه با سپاهیانش به سرعت به پایتخت برگشت . اما وی هرگز به مهین نرسید و دراه در گذشت قبل از مرگ هفت تن از وفاودارنش را سوگند داد که انتقام او را بگیرند. ودست غاصب را از تاج و تخت کوتاه کنند.این هفت نفر به محض ورود به پایتخت، توئطه ای برضد گئومات ترتیب دادند و داریوش جوان او را از میان برداشت، هفت همدست، همین که سوگند خود را اجرا کردند، به مشورت پرداختند. تنها یکی از آنها می توانست سلطنت کند و برای تعین این شخص تصمصیم گرفتند آن را به دست تقدیر، یعنی گزینش الهی ، واگذار کند. قرار براین شد که هنگام طلوع آفتاب، هفت مدعی تاج و تخت وار بر اسب در شهر به گردش پردازند و کسی که اسبش پیش از دیگران شیهه کشیده عصای پادشاهی هخامنشیان را صحاحب شده داریوش تصمیم گرفت، به کمک گزینش الهی پشتابد و بدین منظور، به مهترش مهمترش متوسل گردید. شب پیش از گزینش، یک مادیان را به میعادگاه برد و دهنه آن را به درختی بست.سپس دستور داد اسب داریوش را بیاورند و آن را چند بار به دور مادیان بگردانند. تا آماده ی جفت گیری شود. در نخستین ساعات روز که هفت رقیب رسیدند، اسب داریوش محل لذت شبانه اش را شناخت و شروع به شیهه کشیدن کرد. در همان حال برقی در آسمان درخشید و صدای غرش تندر به گوشها رسید.این نشانه های پی درپی، پیروزی داریوش را تضمین کرد و هر چند وابستگی او به خاندان سلطنت چندان روشن نبود، بی درنگ تاج وتخت به او داده شد.

به همت:مرضیه بخشایی

 

منابع:

از زبان داریوش، تحقیقی از پروفسورهایدماری کخ، مترجم: دکتر پرویز رجبی

داریوش ، شاه شاهان ، برنارابرت/ خرم ارشدی، برگردان: دکتر عبدالرضا(هوشنگ)مهدوی

 

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.