تاريخي: فاطمه حور العین

28 آذر 1389   maryam.pourmohammadi   علوم انسانی, تاریخی   0 نظر   601 بازدید   |

فاطمه حورالعینبزرگ ترین دختر سیدالشهداء فاطمه بود که از بس زیبا بود لقب حورالعین داشت. این دختر از ام اسحاق عاتکه دختر طلحه بن عبیدالله تیمی به دنیا آمده بود. دختران طلحه عموما" زیبا بودند و این عاتکه هم زن زیبایی بود که همسر سیدالشهداء شده بود.
فاطمه علاوه بر میراث پدری زیبایی خود را از مادرش هم به ارث برده بود. فاطمه در حیات پدر بزرگوارش به عقد پسر عمش حسن بن حسن بن علی (ع) در آمده بود. روات حدیث می گویند که حسن به حسن مشهور به ((مثنی)) آروز داشت داماد عمّش ابوعبدالله الحسین باشد، اما سرش می آمد که پرده از این آرزو بردارد...



به عرض ابوعبدالله رسید که پسر امام حسن چنین توقعی را در خاطر می پروراند اما یارای اظهارش را ندارد. دستور داد که احضارش کردند. ((خوب پسر من! شنیده ام دوست می داری داماد من باشی)).حسن مثنی از شرم سرش را به زیر انداخت . سیدالشهدا لبخندی زدو فرمود: (( من دو دختر بیش تر ندارم هر کدام را بپسندی به عقد تو در خواهم آورد )) باز هم حسن سکوت کرد.
امام حسین (ع) فرمود: (( اکنون که تو حرف نمی زنی من خود برای تو همسرت را انتخاب می کنم. من فاطمه را برای تو انتخاب کردم که هم دختر بزرگ من است و هم هم نام مادر من فاطمه زهر است و قیافه اش هم از خواهرش به مادر من شبیه تر است)). بدین ترتیب فاطمه حور العین به عقد حسن مثنی در آمد و از وی دو پسر به دنیا آورد که اسم بزرگ ترشان ((عبدالله )) و کوچک ترشان((ابراهیم)) بود.
این عبدالله را بدان جهت (( محض)) می گفتند که هم از جانب مادر و هم از جانب پدر نسب به علی بن ابی طالب و فاطمه زهرا می رسانید؛ زیرا مادرش دختر امام حسین و پدرش امام حسن بود.
حسن بن حسن در فاجعه یوم الطف مجروح شد و پس از شهادت سیدالشهداء اسماء بن خارجه وی را با خود به کوفه برد و در آن جا معالجه اش کرد. اما مع هذا این جوان در جوانی بدرود زندگانی گفت.
همسرش فاطمه بنت الحسین بر مرگ شوهر جوانش سخت جزع کرد و یک سال تمام بر سر خاک حسن مثنی چادر زد و در حال اعتکاف به سر برد.
می گویند در پایان سال، آن شب که فاطمه حور العین دستور داد که چادر ها را بلند بکنند و از قبرستان به شهر بازگردند، گوینده ای به فریاد گفت: (( هل وجدوا مافقدوا؟؛ آیا آنچه را که گم کرده اند بودند بازیافتند؟))
صدای دیگری از آن دست بیابان چنین جوابش داد: (( بل یئسوا و انقلبوا؛ بلکه مایوس شدند و بازگشتند.))
فاطمه حور العین فرمود خیمه ها را از قبرستان کندند و بر شترها بستند و خود برای آخرین بار کنار مزار شوهر جوانش بر خاک نشست.
دختر سیدالشهدا، پس از مرگ حسن به حسن(ع) با عبدالله بن عمرو ابن عثمان ازدواج کرد و از وی نیز پسری به نام محمد به دامن آورد و این پسر از بس زیبا بود که به (( محمد دیباج)) معروف بود.
عبدالله بن عمرو نیز چندان در این دنیا به سر نبرد که چشم از زندگی فروبست. فاطمه حور العین که دوباره عروسی کرد و هر دو شوهر جوان از دنیا رفتند دیگر تصمیم نداشت با مردی همسری کند، اما آنقدر زیبا بود که مردم دست از او بر نمی داشتند.

بالاخره فاطمه پس از سال ها رنج و سختی در سال صد و هفدوهم هجرت در مدینه زندگانی را بدرود گفت و در مدینه به خاک سپرده شد.

منبع: حسین بن علی(ع)
به همت: مرضیه بخشایی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.