تاريخي: آرگو

12 دی 1389   maryam.pourmohammadi   علوم انسانی, تاریخی   0 نظر   461 بازدید   |

آرگودر هفته ای پش خوانید که یک پیشگو به پادشاه شهر یولوکس گفته بود که هر مردی با یک صندل وارد کاخ تو شده است به معنای آن است که می خواهد تو  را برکنار کرده  و پادشاه شهر یولوکس شود که حرف پیشگو به واقعیت پیوست و مردی با یک صندل به کاخ وارد شد و آن مرد یاسون نام داشت عمو زاده پادشاه . پادشاه برای آن که یاسون  را از خود دور کند به او ماموریت داد که به دنبال پشم زرین بگرد تا در بین راه از بین برود و یاسون از تصمیمی که پادشاه گرفته بود با خبر شد و تصمیم گرفت که...



اما یاسون اطمینان داشت که می تواند پشم را باز آورد. وی گفت که برای انجام این کار به کشتی ویژه ای نیاز است، و آرگوس ، استاد کشتی ساز، با راهنمایی ایزدبانو آتنه ، آرگو نیرومند را بساخت. بنا به گزارش والریوس فلاکوس:
انبوهی از مردان سخت کار کردند. در همان حال ... درختان بیشه ای را انداخته بودند و همه جا و در کارگاه ها، صدای ضربه های تبر طنین انداز بود. آرگوس بی درنگ کاج ها را با تیغه باریک اره می برید و قطعات بدنه کشتی را بر روی هم سوار کرد.
الوار ها را با آتش ملایم نرم می ساختند و پالاس آتنه در جستجوی بازویی افقی برای دکل بود. که می توانست سینه دریاهای ناشناخته را بشکافد و بپیماید. آرگوس نقش و نگارهایی هم بر آن افزود.
اما کشتی ای این چنین ممتاز، حقیقتا" ملوانی ممتاز هم می خواست و چندان نگذشت که یاسون شماری از قوی ترین و کار آمد ترین و شریف ترین مردان یونان را گرد آورد در زمره اینان، یکی هم هراکلس (هرکول) پهلوان نیرومند بود که زره دار با وفایش، به نام هیلاس او را همراهی کرد می کرد، و اُرفئوس( اُرفه) استاد نوازنده و خنیاگر، پلئوس سلحشور( پدرآشیل)، و پسران همزاد زئوس، به نام های کاستور و پولیدسس(پولوکس رومی) و بسیاری مردان دیگر.

ادامه دارد...
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.