تانتالوس پسر بشری زئوس، جوانی بود که نزد خدایان محبوبیت و احترام بسیار داشت، چنان که او را اجازه داده بودند تا پیوسته در تالار ضیافت واقع بر کوه المپ، با ایشان خوراک خورد. آنان حتی لطف هایی در حق او روا داشتند که هیچ انسان دیگری را از آن ها بهره نبود، از جمله این که به او اجازه داده بودند تا از شراب راز آمیزشان بهره گیرد؛ به علاوه برای صرف شام او هم به کاخش بر روی زمین رفتند.
لیکن به دلایلی که تا به امروز کسی بدان ها پی نبرده، تا نتالوس نسبت به لطف و اعتمادی که خدایان به او داشتند، خیانت بزرگی روا داشت. شاید وی در دل از ایشان بیزار بود؛ یا شاید هم خود را بهتر از آنان می دانست و می خواست نشان دهد که چه آسان می توان ایشان را فریفت. انگیزه اش هر چه بود، یک بار که خدایان برای شام به کاخش آمده بودند، وی پسر خود پلوپس را سر برید و در دیگی بزرگ پخت و تکه تکه کرد و در برابر میهمانان نهاد...



او شادمان نزد خود اندیشید که آنان بی آن که بدانند، به یکی از پست ترین و وحشیانه ترین اعمال – که آمخواری باشد – تن خواهند داد.
ولی تصور تانتالوس مبنی بر این که می تواند به آسانی خدایان را بفریبد، کاملا" نادرست بود. آنان چون بشقابی را که او برایشان آورد، دیدند و بوییدند، نیک دانستند که آن چیست و با تنفر و خشم بسیار پس کشیدند. البته آنان می توانستند بلافاصله تانتالوس را بکشند، لیکن احساس کردند که برای چنین جنایت شنیعی، مرگ سریع، مجازاتی بسیار سبک و آسان است. آنان به جای این کار ، او را به اعماق ها دس پرتاب کردند، جایی که ادیسه سال ها سال بعد، در سفر دهساله مشهورش، کیفر پیوسته و ابدی تانتالوس را به چشم خود بدید.
و اما بشنوید از پلویس بینوا . خدایان را دل بر وی به رحم آمد و او را به زندگی بازگرداندند. اما از بخت بد، یکی از آنان، شاید دِمِتِر، به شتاب از آن طعامی که تانتالوس فراهم آورده بود، اندکی چشیده بود، و در نتیجه هنگامی که تکه های آن جوان را دوباره سرهم کردند، یکی از بازوهایش نبود؛ از این رو خدایان به جای آن، برایش از عاج بسیار ظریف، بازویی دیگر ساختند.
پلویس زندگی خوش و پرثمر دیگری را آغاز کرد. اما وی تنها فرد از خانواده و تبارش بود که چنین موقعیتی یافت، زیرا خدایان جنایت تانتالوس را هرگز از یاد نبردند. آنان این خانواده را دچار نفرین کردند و نیوبه، خواهر پلویس، پس از تانتالوس، نخستین کسی بود که از پیامدهای هولناک آن به رنج افتاد.


به همت: مرضیه بخشایی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.