آئین چهارشنبه سوری
چهارشنبه سوری؛ تنها جشن زنده از جشن های آتش

چهارشنبه سوری شادترین جشن سال در طلیعه نوروز است، همچنانکه سیزده به در شادترین جشن سال در بدرقه نوروز. در واقع چهارشنبه سوری آغاز جشن های نوروزی و سیزده به در پایان آن شمرده می شود.

چهارشنبه سوری از جشن های آتش و به یادگار مانده از دوران باستان است، و تنها جشنی است از جشن های آتش که باقی مانده است. دیگر جشن های آتش مانند جشن سده دیگر در روزگار ما زنده نیستند و جز در بین عده کمی از زردشتیان به اجرا در نمی آیند.

اگرچه چهارشنبه سوری یادگار دوران باستان است اما افتادن این جشن به شب چهارشنبه آخر سال کهن نیست و در دوره اسلامی باب شده است...



زیرا همانگونه که ابراهیم پورداوود در آناهیتا و مهرداد بهار در « جستاری چند در فرهنگ ایران » و دیگران در جاهای دیگر اشاره کرده اند، ایرانیان تا پیش از اسلام شنبه و یکشنبه و چهارشنبه نداشته اند و روزشمار کنونی پس از اسلام باب شده است.

پیش از آن هر روز ماه به نامی نامزد بوده است. با وجود این شک نیست که این جشن از زمان های کهن به یادگار مانده است.

هاشم رضی در « جشن های آتش – سده، چهار شنبه سوری » گفتاوردی از تاریخ بخارا می آورد: « ... و چون امیر سدید منصوربن نوح به ملک بنشست اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای ها را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر سدید به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوری چنانکه عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند، پاره ای آتش بجست و سقف سرای درگرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت و امیر سدید هم در شب به جوی مولیان رفت ... »

در همین متن کوتاه نویسنده تاریخ بخارا تأکید می کند که جشن در زمانی برگزار می شده که هنوز سال تمام نشده بود، یعنی در پایان سال برگزار می شده است. دیگر آنکه می گوید « چنانکه عادت قدیم است » که نشان می دهد در دوره امیر نوح سامانی هم برگزاری این جشن از عادات و آداب قدیم بوده است.

درباره اینکه چرا چهارشنبه آخر سال را برای این جشن برگزیده اند و نه روز دیگری را، مهرداد بهار می گوید « هیچ دلیل قطعی وجود ندارد، فقط حدس می زنم که چهار بودنش، معرف چهار فصل است.»

اما هاشم رضی در منبع سابق الذکر و محمود روح الامینی در « آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز » به نحوست چهارشنبه نزد اعراب اشاره می کنند و این بیت منوچهری دامغانی را شاهد می آورند که:

چهارشنبه که روز بلاست باده بخور

به ساتکین می خور تا به عافیت گذرد

پورداوود نیز نقل قولی از جاحظ را نشانه نحوست چهارشنبه نزد اعراب بر می شمارد و بدین ترتیب استدلال این است که برای رفع نحوست چهارشنبه، شب چهارشنبه آخر سال را برگزیده اند.

به هر حال از آنجا که پس از اسلام بسیاری از آیین های ایرانی رنگ اسلامی به خود گرفته یا شواهد و دلایل اسلامی نیز بدان افزوده شده، آتش افروختن شب چهارشنبه آخر سال یا شب چهارشنبه آخر صفر را، برخی به قیام مختار نسبت داده اند.

چنانکه صادق هدایت در نیرنگستان اشاره می کند و روح الامینی در کتاب یاد شده، از قول ابراهیم شکور زاده در « عقاید و رسوم عامه مردم خراسان » می نویسد: « مختار سردار معروف عرب وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی شهیدان کربلا قیام کرد، برای اینکه موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شیعیان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود و از آن به بعد مرسوم شد ».

به هر صورت پریدن از روی بوته های آتش ظاهرا رسم قدیم نبوده است. آتش در نزد ایرانیان مقدس بود و باور داشتند که آتش افروختن یعنی غلبه روشنی بر سیاهی و تباهی و بیماری و مانند اینها.

بعدها رسم پریدن از روی آتش و خواندن ترانه هایی مانند سرخی تو از من و زردی من از تو باب شد. پورداوود در آناهیتا می نویسد: « در جشن چهارشنبه سوری از روی شعله آتش جستن و ناسزایی چون سرخی تو از من و زردی من از تو گفتن از روزگارانی است که دیگر ایرانیان مانند نیاکان خود آتش را نماینده فروغ ایزدی نمی دانستند آن چنانکه در آتش افروزی جشن سده که به گفته گروهی از پیشینیان، پرندگان و چارپایان را به قیر و نفت اندوده، آتش می زدند از روزگاران پس از اسلام است ».

در هر حال در روزگار ما آتش افروختن، از روی آتش پریدن، بر سر گور عزیزان شمع و چراغ افروختن، فال کوزه یا فالگوش ایستادن، آش ویژه پختن، شال انداختن و مهمتر از همه آجیل مخصوص خوردن، و همچنین قاشق زنی و رسومی مانند اینها از آداب شب چهار شنبه سوری است که همه نمادین است و هر یک سمبولی است از اهدای نذور و فدیه به ارواح و فروهرها، که اکنون اصل آن از دست رفته و شکل آن مانده است.

اما همین شکل بسیار مهم است و در روزگار ما شیرین ترین خاطرات دوران کودکی و نوجوانی نسل های بسیاری را تشکیل می دهد.

به همت: مرضیه بخشایی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.