امام در آيينه اخلاق و رفتار

امام در آيينه اخلاق و رفتار


یک بار که خداوند رحمان به این بنده توفیق عنایت فرمود که به دست¬بوسی امام تشریف حاصل کنم، آن جناب در سرمای سوزان در رواق کوچک خانه خود روی یک صندلی کهنه نشسته بودند و سرمای آزار دهنده جماران دست و صورت ایشان را تقریباً از سرخی به کبودی متمایل ساخته بود. علت را جویا شدم که چرا وسیله گرم کننده¬ای در این سرمای سخت و فضای باز نزد امام گذاشته نمی¬شود؟ پاسخ شندیم که ...



مثل همه مردم زندگی می کردند

یک بار که خداوند رحمان به این بنده توفیق عنایت فرمود که به دست¬بوسی امام تشریف حاصل کنم، آن جناب در سرمای سوزان در رواق کوچک خانه خود روی یک صندلی کهنه نشسته بودند و سرمای آزار دهنده جماران دست و صورت ایشان را تقریباً از سرخی به کبودی متمایل ساخته بود. علت را جویا شدم که چرا وسیله گرم کننده¬ای در این سرمای سخت و فضای باز نزد امام گذاشته نمی¬شود؟ پاسخ شندیم که ایشان می¬خواهد با مردم همدرد باشد و نمونه¬ای از این مساوات اشاره کردند که وقتی لباس امام را به بیت برای شست¬و¬شو داده بودند وشسته نشده بود، پاسخ دادند که هنوز نوبت دریافت پودر رخت شویی برای بیت نرسیده است و پس از رسیدن شسته می-شود.

به نقل از حجت الاسلام و المسلمین
سید محمد¬باقر حجتی

نظم روزانه
امام در ساعات ده شب به بستر می¬روند و ساعت دو بامداد از خواب بر می-خیزند و صبح مدت بیست دقیقه ورزش (نرمش) می¬کنند و پس از شام نیز یک ساعت و نیم این کار را انجام می¬دهند.

به نقل از همسر حضرت امام
(رحمه الله¬علیه)
از یک مسئله اخلاقی هم غافل نمی¬شوند

یک بار پس از ملاقات من با حضرت امام در جماران یکی از مسئولان مملکتی برای انجام کاری به خدمت امام رسید. همراه او پدرش مسنش نیز حضور داشت. گفت: وقتی می خواستم به حضور امام برسم، من جلو افتاده بودم و پدرم را دنبال خود می¬بردم و پس از تشرف، پدرم را به امام معرفی کردم. امام نگاهی کردند و فرمودند: این آقا پدر شما هستند؟ پس چرا جلوتر از وی راه افتادید؟ ببنید امام چقدر دقیق بودند! فردی که این همه دشمن دارد و بر سیاست شرق و غرب نظارت می¬کند، از یک مسئله اخلاقی نیز غافل نمی¬ماند.

کمک کردن به کارهای منزل
روزی بر حسب اتفاق، میهمانان منزل امام زیاد شده بود. پس از صرف غذا ظرف¬ها را جمع کردیم و به آشپزخانه بردیم. با زهرا – دختر آقای اشراقی آماده شدیم تا ظرف¬ها را بشوییم، اما دیدیم که خود امام هم بلافاصله به آشپزخانه آمدند. امام آستین¬ها را بالا زدند و فرمودند: چون ظرف¬های امروز زیاد است، آمده¬ام کمک کنم. بدنم شروع به لرزیدن کرد. خدایا چه می¬بینم؟ به زهرا گفتم تو را به خدا از امام خواهش کنید که تشریف ببرند. خود ما ظرف¬ها را می¬شوییم. این برای من خیلی غیر مترقبه بود.

امام، بهترین مستأجر
موضوعی که بیانگر تقید شدیدی امام به رعایت موازین و احکام شرعی، به ویژه در مورد حقوق مردم و الگویی از یک مستأجر خوب است با آن که صاحب خانة امام از مقلدان و دلباختگان آن حضرت بود و سکونت امام در خانه¬اش بزرگ¬ترین افتخار او بود، لیکن امام مثل فردی عادی که گویی بر هیچ¬گونه علقه¬ای بین مالک و مستأجر نیست، به احکام شرعی ملتزم بودند. روزی برای تأمین نور کافی که برای فیلم برداری از برخی ملاقات¬های رسمی یا برنامه¬هایی نظیر پیام نوروزی مورد نیاز بود سه نقطه از گچ سقف اتاق را به مساحت 5 در 5 سانتی¬متر تراشیده بودند. وقتی که صبح خدمت امام مشرف شدیم با لحنی خشن و تند و قیافه¬ای ناراحت فرمودند: این چیست؟ گفتند برای تأمین نور فیلم¬برداری است. امام فرمودند: چرا بدون اجازة صاحبخانه این تصرفات را می¬کنید؟ با این برخورد تند جرئت ادامه کار سلب شد و جای آن تعمیر گشت.

در مقام معاشرت و همدلی با دوستان

در مقام معاشرت با دوستان در او چهره ای می یافتی که محبت، لطافت و انعطاف در آن موج می زد و انسان را در خود محو می کرد.
خورشیدی بود که دریایی بود که افواج دل ها را در امواج معنویت خود غرق می کرد. اما در برخورد با افراد، مراتب طولی و عرضی آنان را به طور ثابت و دقیق مراعات می کردند و در مقام انجام وظیفه و کار بسیار جدی و قاطع بودند. امام در جایگاه معاشرت با دوستان تا سر حد شوخی و مزاح و لطافت های ادبیانه پیش می رفتند و در خانه و در جمع خانوادگی، نمونة بهترین همسر، پدر و پدر بزرگ دوست داشتنی بودند.

رعایت حقوق همسر

همیشه در اتاق جای بهتر را به من تعارف می کردند تا من نمی آمدم سر سفره غذا را شروع نمی کردند. حضرت امام جارو کردن، و ظرف شستن و حتی شستن روسری بچة خودمان را هم وظیفة من نمی دانستند. وقتی وارد اتاق می شدم به من نمی گفتند در را پشت سرتان ببندید، صبر می کردند تا بنشینم و بعد خودشان بلند می شدند و در را می بستند.

عدم تأخیر در کارها

امام هیچ گاه کار امروز را به فردا موکول نمی کردند. در زندگی او همه چیز سر جای خود قرار داشت. با کثرت کارها و تعداد امور و گزارش ها، هیچ نشانه ای از شلوغی و تراکم کاری به جای مانده در زندگی او مشاهده نمی شد. لباس، کتاب، قلم، رادیو و سایر وسایل شخصی هرکدام جای معینی داشتند. در این میان اگر امانتی وجود می داشت یا چیزی که باید به مسئول آن تحویل داده می شد، در اولین فرصت به ادا و انجام آن مبادرت می ورزیدند، هیچ وقت امام حتی یک چک یا یک امانت را بدون دلیل برای یک روز نزد خودشان نگه نمی داشتند.
کاش من رابطه داشتم
دختری برای امام نامه نوشته بود: اماما، چون تو خدا را دوست داری، تو را دوست دارم. اماما، چون تو با خدا رابطه داری ما هم با تو رابطه داریم. امام این ها را می خواندند و گریه می کردند. نه این که بگویند خوب شد که من با خدا رابطه دارم، بلکه می فرمودند: «ای کاش من رابطه داشتم تا این نوشته راست باشد.»

حجت الاسلام و المسلمین
رسولی محلاتی

منابع:
-مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)
-مجموعه 23 جلدی صحیفة نور.
-سایت مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)
-کتاب سیرة آفتاب، از انتشارات دفتر نشر معارف (وابسته به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها)

به همت : مرضیه بخشایی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.