سينما و تئاتر: 33 روز

16 دی 1390   maryam.pourmohammadi   فرهنگ و هنر, رسانه   0 نظر   443 بازدید   |

مقالات سینمایی نقد فیلم فیلم سینمایی 33روز سینمای جهانی سینمای ایران تازه های سینما سینمای دینی فیلم های ضداسرائیلی رژیم صهیونیستی لبنان فلسطین فیلم سینمایی بازمانده ساخته سیف الله داد فیلم سینمایی شکارچی شنبه جمال شورجه مهدی همایونفر سینمای دفاع مقدس ماهنامه فرهنگی هنری سینما رسانه سایت رسمی مجید اخشابی

جهانی شدن؛ نگاهی به فیلم 33روز؛ ساخته جمال شورجه
 چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه قبول داشته باشیم یا نداشته باشیم؛ سینما قابلیت جهانی شدن دارد و قطعاً در این میان، کیفیت و دقت خوب فیلم، حرف اول را می زند؛ چراکه مخاطب در زمان انتخاب، به یقین، فیلم با کیفیت و بهتر را به اثری بی کیفیت ترجیح می دهد...



افزون بر این سینمایی که قرار باشد جهانی شود، می تواند درباره دو مسئله صحبت کند: از سویی حدیث نفس فرهنگ خویش را برای دیگران نمایش دهد یا برای ملت های مختلف حرف هایِ جهانی بزند. از سوی دیگر سینمایی که قرار است در آن حرف های جهانی زده شود، باید به طور مضاعف، جذابیت و کیفیت داشته باشد. چراکه مخاطب به راحتی در هنگام انتخاب میان فیلم شما و فیلم هایِ مشابه یا حتی متفاوت با دیدگاه شما، فیلمی را انتخاب می کند که کیفیتی مطلوبتر و قوت بیشتری از نظر فیلم سازی داشته باشد. به عبارت بهتر ضرورت کیفیت برای اثری جهانی، بسیار بیشتر از آثار مشابه داخلی و یا حتی بین المللی گونه نخستِ اشاره شده است.

33روز، در میان فیلم های سالهای اخیر سینمای ایران، ادعای جهانی بودن را دارد. انتخاب موضوعی که از دغدغه هایِ مهم کشور است، نشانگر اهمیت این فیلم برای همه ماست. به نظر می رسد فیلم را نه برای مخاطب ایرانی، بلکه بیشتر از مخاطب ایرانی، برای مخاطبان جهانی ساخته اند. این مسئله چیز عجیبی نیست. در هرحال موضوعی پراهمیت مانند فلسطین و لبنان و حضور رژیم صهیونیستی به قدر کافی مهم و پردغدغه هست که ضرورتِ به سراغ آن رفتن احساس شود. این فیلم از این منظر جای تقدیر دارد؛ چراکه مسئله مهمی است که کل تحولات منطقه را تحت تاثیر خود قرار داده، آن قدر مهم است که باید هرسال، چند محصول ادبی و هنری درباره آن نوشت و ساخت.
به نظر می رسد این مسئله در سینمای ایرانی نیز مانند سینمای دیگر نقاط جهان، بایکوت رسانه ای شده است و محصولات ساخته شده در این زمینه را به نوعی سفارشی سازی می خوانند. هرچند هریک از این تولیدات بیشتر از هرچیز، حاصل تعهد و علاقه پدیدآورندگان آنهاست؛ از بازمانده ساخته مرحوم سیف الله داد گرفته تا شکارچی شنبه و 33روز.

ماجرای فیلم 33روز که درباره جنگ پراهمیت33روزه میان حزب الله لبنان و اسرائیل است، تلاش می کند با روایت این مقطع از تاریخ معاصر، هم ادای دِینی به تلاش رزمندگان مقاومت کرده باشد و هم تلاشی برای معرفی رژیم اشغالگر قدس. با توجه به انتخاب سوژه میتوان گفت که این فیلم ادعای جهانی شدن دارد و قطعاً برای فیلمی که ادعای جهانی دراد، داشتن کیفیت فیلم برای مخاطبان جهانی لازم است. جدا از مسئله ضرورت کیفیت فیلم برای مخاطبانِ جهانی، همین که قرار است فیلمی ساخته شود، قطعاً باید از اصول و قواعد فیلم سازی پیروی کند. نکته ای که در فیلم 33روز مشاهده نمی کنیم!!
33روز باوجود سوژه جذاب و داغ و داستانی دفاع کردنی، به شدت از چند نقطه ضربه پذیر است: در طول فیلم، چیزی به عنوان معرفی شخصیت ها را مشاهده نمی کنیم. عمده بار معرفی شخصیت ها را در داستان، کلیشه های مخاطبانِ هم فکر بر دوش می کشد. به عبارت دیگر، فرمانده ی اسرائیلی ها برای ما یادآور فرمانده های درنده خویِ بعثی فیلم هایِ دفاع مقدس هشت ساله جمهوری اسلامی است و رزمندگان حزب الله نیز شبیه رزمندگان دفاع مقدس هستند. این شباهت به تنهایی مشکلی ندارد، اما مشکل آن وقت ظاهر می شود که عملاً فیلم نامه، بار معرفی شخصیت ها را با کلیشه ای کردنِ آنها از روی دوش خود برداشته است.
انتخاب بازیگرانِ غیرِ ایرانی از قوت هایِ این فیلم است. آنها توانسته اند بسیار به بومی کردنِ فضایِ فیلم کمک کنند؛ اما بار دیگر، این فضاسازی بر دوش عواملِ دیگری، مانند دیالوگ ها و طراحی صحنه است که هنوز تا حد مطلوب فاصله دارد.
در ابتدای فیلم، داستان کشش مناسبی دارد؛ اما در ادامه وقتی طرح حمله ریخته می شود، از تب و تاب اولیه خود می افتد و آرام میگیرد و پس از حمله، دوباره به اوج نزدیک می شود. غیر از این مشکلات پرسش هایِ دیگری نیز درباره داستان پیش می آید. ایرادهایی که نه به ساخت بلکه به تحقیقات پیش از ساخت فیلم مربوط می شود؛ مثلاً با وجود دستور فرمانده ارشد در هنگامه جنگ، چرا نیروهای مقاومت تمرد می کنند؟ یا چرا منهدم کردنِ تانک مرکاو به این راحتی انجام می شود که عملا از فاصله دور و فقط با زدن موشک به هر قسمت از تانک، از برجک گرفته تا شنی، تانک از بین می رود؟با این کار اهمیت و ارزش انهدام تانک مرکاوا زیر سوال می رود. یا چرا رزمندگان چریکی حزب الله در هنگام حرکت در جنگل، همه در کنار هم و به صورت افقی و توده ای حرکت می کنند؟ زیرا با منطق اصلاً جور در نمی آید؛ چون در این حالت در صورت اصابت موشک یا گلوله، احتمال کشته شدن تعداد بیشتری از نیروها وجود دارد. از همه ی اینها جالبتر، سکانس حمله نیروهایِ ارتش صهیونیستی است که فرمانده ی نیروهایِ اسرائیلی، در حالی که رزمندگان مقاومت پنهان شده اند، دوشادوش سربازان خود حرکت می کند و در میانه میدان نبرد کشته می شود که این هم از نکات جالب فیلم است.
به نظر نگارنده، این مسئله خیلی واضح است: برای فیلمی که قرار است هم جهانی باشد و هم از موضع جمهوری اسلامی درباره اسرائیل صحبت کند، باید بیشتر وقت گذاشت و تامل کرد؛ زیرا جدای اهمیت مطلب برای دیگران، این فیلم نماینده نظام و هنرمندان متعهد جمهوری اسلامی است و در صورت داشتن اشکال و نقص، انگشت اتهام به سمت کسانی است که از همفکران مولفان فیلم محسوب می شوند، نه شخص کارگردان.
در انتها لازم است بار دیگر تاکید کنیم که برای رسیدن به سینمایِ جهانی که ضرورت ملی و درجه اول ماست، ابتدا باید به زبان سینما مسلط بود. سپس تلاش کرد تا حرف خود را به گونه ای بیان کنیم که تمام فطرت هایِ پاک و انسان هایِ دغدغه مند را به سمت خود متمایل کنیم.


به همت: طاهره جعفری- مسئول انجمن شعر –
EMAIL & ID: LINATANHA@YMAIL.COM

برگرفته از ماهنامه فرهنگی هنری |سینما رسانه|


برگرفته از ماهنامه "سینما رسانه"
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.