این جا تهران است باور کنید نگاهی به فیلم شرایط، تازه ترین ساخته یک ایرانی تبار علیه ایران سایت رسمی مجید اخشابی
نگاهی به فیلم شرایط، تازه ترین ساخته یک ایرانی تبار علیه ایران
فیلم "شرایط" (CIRCUMSTANCE)ساخته مریم کشاورز، پس از کسب جوایز فراوان سینمایی ساندنس و دریافت جایزه ویژه تماشاگران، اول و سوم ماه مه در جشنواره بین المللی فیلم "سان فرانسیسکو" نیز به نمایش درآمد تا روایت مجعول دیگری از زندگی به سبک ایرانی (همچون خانه جهنمی سوسن تسلیمی)، روانه پرده سینماها شود، آن هم توسط کارگردانی ایرانی تبار که بیشتر عمر خود را خارج از ایران گذرانده است. "شرایط" داستان رابطه دو دختر است که در جریان رخدادهایی در یک خانواده مرفه در تهران و هم زمان با تحول پسر خانواده، از یک معتاد به یک بسیجی(!)، افت و خیزهای دراماتیک پیدا می کنند...



در این بین کارگردان در مسیر ترسیم رخدادهای خانوادگی ، به تصویر مناسبات حاکم بر جامعه و محدودیت هایی مرتبط با آزادی های اجتماعی و سیاسی هم نیم نگاهی البته جدی دارد. مریم کشاورز، کارگردان فیلم که دانش آموخته دانشکده فیلم دانشگاه نیویورک است تا کنون چند فیلم کوتاه و بلند مستند ساخته است. او که در خانواده ای ایرانی در نیویورک به دنیا آمده، پیش از ساختن این فیلم به تناوب به ایران سفر می کرده، اما پس از نمایش فیلمش، یکی از چالش های عمده خود را این گونه بیان کرده است که گمان می کند پس از نمایش فیلم عملا سفر به ایران برایش غیرممکن باشد!
عموم کارگردان هایی که آثارشان محصول مهاجرت است و یا اساسا مانند مریم کشاورز خود فرزند مهاجرت هستند، به لحاظ ایدئولوژی از همان زوایه نگاه امثال شیرین نشاط و شهرنوش پارسی پور به مناسبات تاریخی، سیاسی و اجتماعی می نگرند و مثل سایر هم قطاران کهنه کارشان، علاقه فراوانی به سکسوئالیسم دارند. چهار محور عمده ای که وقاحت کارگردان برای روایت داستان را شکل می دهند، عریانی رابطه دو دختر جوان، استفاده مکرر از کلمات رکیک، ارائه تصویری خشن، تجاوزگر، بی منطق از نیروهای امنیتی و در نهایت تصویر کردن فضایی سیاه از وضعیت آزادی بیان و نظام جمهوری اسلامی ایران است. برخلاف بسیاری از فیلم هایی که در مورد روابط اجتماعی و خانوادگی ایرانیان ساخته می شود ، مریم کشاورز از به تصویر کشیدن روابط عاشقانه-جنسی در شکل هالیوودی آن هیچ تردیدی به خود راه نمی دهد، صحنه های ارتباط دو دختر، به دریا رفتن، مصافحه و ابراز کلامی تمایل به برقراری رابطه جنسی از جمله این موارد است . تصویرهای یادشده نهایت ابتذال است و بیننده را برای فهم عمیق رابطه ای که بین دو کاراکتر اصلی فیلم (آتیه و شیرین) شکل می گیرد و پرورش می یابد به بیراهه می برد. اما این فیلم بر خلاف آثار مشابه دیگر، این بار بسیج را نشانه گرفته؛ در این فیلم کاراکتری وجود دارد به نام رضا که طبق روایت کاملا مخدوش و جعلی، مثلا بسیجی معتادی است که پس از ترک اعتیاد برای قدرت یابی و بازگشت به جامعه راه مذهب را پیش گرفته و به بسیج می پیوندد. رضا(برادر آتیه) رییس بسیج را به مهمانی رقص و آواز که در آن زن ها بدون حجابند و لباس باز پوشیده اند و مشروبات الکلی سرو می شود دعوت می کند؛ این از جمله سکانس های فیلم است که کاملا غیرقابل هضم به نظر می رسد. فیلم "شرایط" به دلیل موضوع وقیحانه ای که دارد نه به صورت زیرزمینی در تهران که در لبنان فیلم برداری شده است. بنابراین می توان انتظار داشت که کارگردان برای انتخاب نماها از محدودیت های زیادی برخوردار بوده است. شاید به همین جهت است که باورپذیر نبودن نماها در جای جای فیلم خود را به مخاطب تحمیل می کند. نقصی که فیلم شیرین نشاط(زنان بدون مردان) نیز بدان گرفتار است. این آثار فیلم هایی بدون جغرافیا محسوب می شوند. در صحنه ای که آتیه در خیابانی راه می رود و در دوسوی او اتومبیل های آخرین مدل غربی حرکت می کنند، نماهای دور از شهر، نماهای نزدیک داخل شهر، صحنه های مربوط به پارتی های شبانه، دکوراسیون و مبلمان خانه آتیه که کاملا سبک عربی دارد تا ایرانی و حتی نحوه لباس پوشیدن افراد در میهمانی آخر فیلم همگی در دور کردن حس تماشاگر از این که ماجرا در تهران می گذرد موثرند. با این همه مریم کشاورز، هرچقدر در بیان موضوع اصلی فیلم، یعنی رابطه شیرین و آتیه، به فضای ذهنی مخاطب نزدیک می شود، کاستی های جدی را از خود به نمایش می گذارد. جلوگیری از مهمانی های شبانه توسط ماموران انتظامی در فیلم "تهران من حراج" (ساخته گراناز موسوی)، هم در محوریت قصه قرار دارد، با وجود این آنچه در "شرایط" دیده میشود چه در دیالوگ های نوشته شده، چه در چگونگی بیان رخداد به شدت غیرواقعی و مصنوعی به نظر می رسند. اوج غیر واقعی بودن دیالوگ ها زمانی است که بیننده در جریان فیلم به یک خبر رادیویی گوش می کند که در آن گفته می شود "برادران سپاه یک گروه ضدانقلاب را دستگیر کردند!" این خبر قطعا غیر از سالهای اول انقلاب، ادبیاتی نیست که طی سالهای گذشته در رادیو و تلوزیون ایران مورد استفاده قرار گرفته باشد! فیلم ساز در دیالوگ های بازجویی و یا دیالوگ های دوستان آتیه و شیرین در اثنای فیلم هم با آن که مرزهای عرفی کلامی را پشت سر گذاشته و تلاش می کند که با استفاده از کلمات رکیک آن را واقعی نشان دهد عملا در ارتباط با مخاطب فارسی زبان ناکام می ماند. برای بیننده غیرفارسی زبان هم ربط دادن استفاده از چنین زبانی، با موقعیتی که کاراکترها در آن قرار دارند، معما است. جالب اینکه این فیلم از معدود فیلم هایی بود که واکنش ایرانیان خارج از کشور را برای نخستین بار به همراه داشت . تا حدی که تلوزیون دولتی کانادا هم به این مساله پرداخت. عده ای کانال تلوزیونی CBC را برای پخش این فیلم با انگشت اتهام نشانه می رفتند و معتقد بودند این برنامه، یاوه ای بیش نبوده و عده ای دیگر هم که در گفتار خود را واقف به صحت موضوع معرفی می کردند، با غلظت آنچه به نمایش درآمده بود، مشکل داشتند!

برگرفته از هفته نامه "پنجره"

به همت "طاهره جعفری" – مسئول انجمن شعر – عضو تحریریه ی هفته نامه همراز –
Email & ID: linatanha@ymail.com

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.