نگاهی به «زندگی با چشمان بسته»
نگاهی به زندگی با چشمان بسته رسول صدرعاملی ترانه علیدوستی حامد بهداد
رسول صدر عاملی با کارنامه پر و پیمانش نشان داده است که علاقه خاصی به روایت تصویری داستان های اجتماعی معاصر دارد . او که اوج هنر فیلمسازیش را با ساخت فیلم "من ترانه پانزده سال دارم " نشان داده، در تصویر جایگاه زنان در مناسبات جامعه معاصر با نگاهی خالی از هر گونه قضاوت به این مقوله پرداخته است . " زندگی با چشمان بسته " با روایتی قابل قبول تصویر تنهایی نسلی را بیان می کند که در میان قضاوت های بی دلیل جامعه از طبیعی ترین حق زندگی محروم می مانند... 



رویکردی که اگر چه فیلم سازان دیگر در آثار سال های اخیر نیم نگاهی به آن داشته اند، اما صدرعاملی با بسط داستان در داخل کانون خانواده سعی داشته از نکات تاریک این جریان پرده بردارد . تصویر سازی زوایایی از زندگی دختران که زندگی شان در پشت درب خانه در سکوت و تنهایی تلف می شود.

او در حالی فیلمنامه ای از محمود اربابی را بر روی پرده تصویر کرده است که با انتخاب بازیگران چهره برای بیشتر شخصیت ها و فضا سازی مناسب قصه، به خوبی بیننده را به فضا و مکان شخصیت های فیلم منتقل می کند. پیاده سازی داستان در محله قدیمی و اشراف همسایه ها بر زندگی این خانواده در بازپروری خط اصلی قصه در بطن فیلم موثر بوده است. محور اصلی داستان دختر جوانی است به نام پرستو که برای برادری که خانواده را ترک کرده نامه نگاری می کند. در سکانس های اولیه همه چیز خوب و کامل است یک خانواده کامل، دختری که مبادی آداب است و سال آخر دبیرستان را در حالی می گذراند که پدر و مادرش به او و رفتار اجتماعی اش افتخار می کنند اما در ادامه ورق بر می گردد و پرستو در حالی مورد قضاوت مردم قرار می گیرد که عملا بی گناه است.نوع نگاه نویسنده و کارگردان به مقوله قضاوت زود هنگام مردم در مورد زنان و دختران در جامعه و آزادی های محدودی که جامعه سنتی به آنها داده است قابل توجه است. واقعیتی که درک آن چندان سخت نیست و زندگی در جامعه معاصر انواع و اقسام اینگونه القاب و رفتارهای غلط مردم در قبال زنان و دختران جوان را به ما نشان داده است .

گویی زندگی همه ما روندی تکراری با چشمان بسته ای است که قانون نانوشته ای آن را هدایت می کند و همه چیز خارج از عرف و سنتها به قیمت آبروی دختران و زنان منتهی خواهد شد.صدر عاملی با انتخاب بجای ترانه علیدوستی و تقابل بازی او با حامد بهداد سعی دارد صداقت و رابطه زیبای خواهر و برادری را برای اولین بار از این نگاه به تصویر بکشد، اعتمادی که در نهایت در برابر شایعات رنگ می بازد. اما در بیشتر سکانسها به دلیل پرداخت ناقص فیلمنامه این امر ممکن نشده است. علیدوستی با بازی گرم به خوبی توانسته است سکوت و تنهایی این دختر را به بیننده منتقل کند. او در بیشتر سکانس ها مجبور به سکوت است و تلخی و تنهایی کاراکتر پرستو را با نگاه های به غم نشسته به بیننده منتقل می کند.پرستو با همه مشکلاتی که خانواده برایش بوجود می آورد، مقاومت می کند و علیدوستی بهترین انتخاب برای پیاده سازی این کاراکتر است.

بهداد این بار سعی کرده است بازی کنترل شده ای را از خود نشان دهد، اعتماد و عشق او به خواهرش در ابتدای حضورش در داستان به خوبی در آمده است. برادری که در پایان با همه عشق و اعتمادی که به خواهرش دارد تسلیم شایعات و حرف وحدیث مردم می شود و خواهرش را در آزمونی سخت تا پای مرگ می برد. او با عملکردش خواهرخود را در حالی زیر سوال می برد که تنها با خون خود می تواند این تصویر ساختگی ذهن مردم محله را پاک کند. نمادی از پافشاری بر عقاید و حرف های بی اساس مردمی که او را تا پای مرگ می برد تا خواهرش را تطهیر کند. در این بین خواهر او که نماینده نسلی است که بسیاری از آرزوهای خود را تباه شده می بینند، با اینکه جرمی مرتکب نشده است باید تاوان نگرشی را پس بدهد که از زن موجودی ترسو و تنها می سازند که بدون اذن خانواده و برخلاف عرف، اگر بر خلاف جریان رودخانه شنا کند، شایسته برچسب های نادرست از سوی جامعه سنتی و مرد سالار است.انتخابهای خوب صدر عاملی در بازسازی شخصیت ها و فضاسازی مناسب محله قدیمی از زندگی با چشمان بسته فیلمی گرم ساخته است که به خوبی تلخی موجود در داستان را به بیننده انتقال می دهد .

حضور پریوش نظریه و فرهاد آئیش در نقش پدر و مادر پرستوقابل قبول است و بازی های آنها در تقابل با علیدوستی خانواده ای را ترسیم می کند که حتی حاضر نیستند لحظاتی را با دخترشان به گفتگو بنشینند تا از اصل ماجرا با خبر شوند. اگر از مشکل فیلمنامه درتوجیه عدم صحبت والدین پرستو با او در کل اثر بگذریم ، زندگی با چشمان بسته در بسیاری از لحظات پیام خود را به خوبی به تماشاگر منتقل می کند. درست است که پرستو در کل قصه آبروی خود را در قبال رازداری اش فدا می کند اما فیلمنامه در انتقال توجیه این فداکاری بزرگ تلاشی نکرده است.

فیلم هشدارهای پنهان خود را بر پرده ترسیم می کند تا از معضلی ظریف و تکرارپذیر در جامعه معاصر ما پرده بردارد. اینکه در جامعه اسلامی کنکاش در زندگی مردم عملی عادی و موجه باشد جای بسی تامل است، سنتی که باعث شده بارها شاهد قضاوتهای غلط در مورد زندگی آدمهایی باشیم که بدون دفاع به پای میزمحاکمه می روند وجامعه با رویکرد غلط خود حکمشان را صادر می کند. تباهی نسل و نسلهایی که می توانند با یک دید تازه به زندگی آنها داستان جدیدی از عمر تلف شده شان ساخت . نگاهی که می تواند تلنگری باشد بر روزمرگی جامعه ای که به راحتی و بدون هیچ حریمی چشمانش را در برابر زندگی مردم باز می گذارد.


فرستنده: سمانه جعفري
ايميل: samanejafari88@yahoo.com
ايدي ياهو: samanejafari88
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.