سينما و تئاتر: فيلم كوتاه

10 مرداد 1390   maryam.pourmohammadi   فرهنگ و هنر, رسانه   0 نظر   236 بازدید   |

فيلم كوتاه
معيار زمان شاخص ترين وجه تمايز بين فيلم كوتاه و بلند است، اما به نظر مى رسد اين ملاك مكانيكى تر از آن است كه بتواند وجوه ارگانيستى اين تفاوت را بازشكافد. زمان در صورتى مى تواند به فيلم كوتاه هويت ببخشد كه محدوديت هاى ناشى از آن منجر به بروز خلاقيت و نوآورى هاى بيانى شود...



البته اين نكته كه ممكن است داستانى چنان ظرفيت محدود داشته باشد كه صرفاً در قالب فيلم كوتاه امكان پرداخت به خود گيرد، وجه ديگر اين ماجراست، اما درحالت كلى فيلم كوتاه با نوعى رهيافت متفكرانه تر نسبت به فيلم بلند تشخص پيداكرده است. فيلم هاى [ داستانى ] بلند بيشتر در زمينه سرگرم سازى و تجارت ناشى ازآن كاربرد دارند كه البته مختصات زيبايى شناسانه مربوط به خود را نيز دارا هستند. اما فيلم كوتاه كمتر در اين سطح حركت كرده است و بعد تجربى آن به ابعاد ديگر سینما مى چربد.

سینما با فيلم كوتاه آغاز شد و شكل گرفت. فيلم هايى از قبيل آب پاشى به باغبان، غذادادن به بچه، خروج كارگران از كارخانه، ورود قطار به ايستگاه و... هر يك واجد ماجرايى بسيار ساده و كم گره بودند. اما اين به آن معنا نبود كه درآن زمان آدم هايى از قبيل لوميرها و كريفيث و ديگران تنها به دنبال وجوه انديشمندانه سينما بودند و از همين رو به جاى ساخت فيلم بلند بالاى ۷۵ دقيقه، آثار نهايتاً ۱۵ دقيقه اى توليدمى كردند. آنچه مهمترين دليل اين روند به شمار مى رفت، ظرفيت اندك دستگاه هاى فيلمبردارى آن زمان (و نيز تعداد كم سالن هاى سينما، گنجايش محدودشان، سرعت بخشى به روند فيلمسازى و بالابردن بهره هاى تجارى ناشى از آن، تعداد اندك دستگاههاى فيلمبردارى و...) بود كه اجازه به كارگيرى حلقه هاى بيشتر فيلمبردارى را نمى داد.
پيشرفت امكانات دراين زمينه ها، اسباب ظهور فيلم بلند را مهيا ساخت كه استقبال مردم نيز بدان سرعت بخشيد و انگيزه فيلمسازان را براى توليد آثار بلند سينمايى را بيشتر كرد.
بدين ترتيب از ميانه دهه دوم قرن بيستم، سينما با فيلم هاى بلند شناسانده شد و اين روند تا به امروز نيز ادامه دارد.
از همين رو كسانى كه در ظرف ۸۰-۷۰ سال گذشته فيلم كوتاه مى ساختند، انگيزه هايى جدا از بلندسازان داشتند و ديگر محدوديت امكانات دليل اصلى به حساب نمى آمد. اين جاست كه بايد از حوزه فيلم كوتاه به عنوان يك حوزه مستقل سينمايى ياد كرد. اما چرا اين حوزه مستقل هم پاى حوزه مستقل ديگر يعنى فيلم بلند رشد و گسترش پيدانكرد؟ پاسخ در دو عامل كلى نهفته است. نخست نبود سرمايه لازم براى ساخت و دوم فراهم نبودن بسترمناسب براى جذب تماشاگر. اين نكته اى نيست كه خاص ايران باشد.

به عبارت ديگر هرجا روى آسمان فيلم كوتاه همين رنگ است، گيريم يك جا ابرى تر است و جاى ديگر صاف تر.
مثلاً حدود ۱۵-۱۰ سال پيش عده اى از سازندگان فيلم كوتاه در اروپا جلسات وپژوهش هايى را درباره ماهيت و علت استقبال كم از فيلم كوتاه برگزاركردند كه در آن به نتايجى كاربردى از قبيل امكان نمايش توأمان تعدادى فيلم كوتاه با موضوع واحد در يك سانس يا چند سانس سينما، تنوع بخشيدن به مضامين فيلم هاى كوتاه، رساندن زمان فيلم هاى كوتاه به نيم ساعت و كمتر و ترغيب دولت يا انجمنهاى روشنفكرانه به حمايت از فيلم كوتاه رسيدند.
اين نشان مى دهد معضل سرمايه و مخاطب درخصوص فيلم كوتاه ابعاد جهانى دارد و البته اين بدان معنا نيست كه تلاش مسئولان هم در همه جا براى رفع اين معضل يكسان است. درواقع آنچه به احياى فيلم كوتاه كمك مى كند توجه به همين نكته است.
در سينماى ايران، پيش از انقلاب اسلامى، بنابر مناسبات ناسالم سينمايى آن زمان توجه به فيلم كوتاه به عنوان حوزه اى روشنفكرانه تر بسيار اندك بود. اما در همين مجموعه كم حجم مى شد آثارى با كيفيت مناسب ديد كه برخى از آنها هنوز جزو فيلم هاى كوتاه ارزشمند و به يادماندنى و حتى تكرار نشدنى به حساب مى آيند.
رهايى و بارجن (ناصر تقوايى)، اون شب كه بارون اومد (كامران شيردل)، نان و كوچه (عباس كيارستمى)، مسجدجامع (منوچهر طياب) و... از اين دست هستند. در سال هاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى، اگرچه بر ميزان و حجم تعداد فيلم هاى كوتاه افزوده شد. اين نيز شايد بيشتر بدان خاطر بود كه مسئولان تمايل داشتند نسل جديدى را در سينما پرورش دهند كه رفته رفته جايگزين فيلمسازان نسل پيشين، شوند، اما در آغاز اين حمايت، فيلم كوتاه را به مثابه مقدمه اى براى ورود به سينماى حرفه اى و ساخت فيلم بلند جاانداخت و درواقع نوعى سكوى پرش به حساب مى آمد و هويت مستقل خود را ازدست داد.
اما به تدريج با تقويت انجمن سينماى جوانان ايران و تأمين دفترهاى آن در شهرستان ها، فيلم كوتاه اهميت بيشترى يافت و حتى فستيوال هاى آن از زير سايه سنگين جشنواره فيلم فجر بيرون آمد و در قالب جشنواره ها و برنامه هاى مستقل استانى و كشورى شكل گرفت. از ۱۵-۱۰ سال پيش كه ويدئو گسترش پيداكرد، رفته رفته فيلمسازان فيلم هاى كوتاه كار خود را از فيلم هاى هشت و شانزده ميليمترى به سمت فيلم هاى ويدئويى تغيير مسير دادند.

با قانونى شناخته شدن ويدئو، جشنواره مربوط به اين فعاليت ها هم به راه افتاد. حضور محمدآفريده در انجمن سينماى جوان كه پيش از آن با ساخت برنامه اى تلويزيونى به نام سينماى ديگر، گام بزرگى در گسترش فرهنگ سازى فيلم كوتاه برداشته بود، نقطه اى عطفى بخش براى اين حوزه سينمايى به حساب مى آمد و در ميانه دوم دهه ۷۰ تحول اساسى در ابعاد كمى و كيفى فيلم كوتاه رخ داد كه البته در بحث سينماى مستند نيز قابل بررسى است. در اين زمان چهره هاى شاخص سينماى بلند نيز وارد عرصه فيلم كوتاه شدند و نام هايى از قبيل بهرام رادان، رؤيا تيموريان،فاطمه معتمدآريا، پرويز پرستويى، فريدون شهبازيان، محمدعلى سجادى، محمود كلارى، عباس گنجوى و... در اين ساحت به چشم مى خورد. گسترش پديده ديجيتال از دهه ۸۰ به اين سو، روى آورى جوانان به فيلم هاى كوتاه را مضاعف كرد وسينماى مستقل حوزه فيلم كوتاه تا آن حد اعتبار پيداكرد كه علاوه بر جشنواره هاى متعدد، سايت اينترنتى نيز به خود اختصاص داد.

واقعيت آن است كه فيلم كوتاه همواره احتياج به حمايت دارد. در برخى كشورهاى اروپايى، تهيه كنندگان سينما ملزم هستند در ازاى هر فيلم موفق، ۳ فيلم كوتاه توليدكنند يا بخرند. اين يك نمونه از راهكارهاى حمايتى از اين نوع سينما است. حمايت هاى دولتى يا انجمن هاى خصوصى مى تواند در زمينه هاى متنوعى از قبيل معرفى، زمينه سازى براى نمايش عمومى، برگزارى جشنواره، برپايى جلسات نمايش ويژه همراه با تحليل و بررسى و نقد، استفاده از تلويزيون (به عنوان يكى از بهترين امكانات يارى دهنده فيلم كوتاه) و بازاريابى براى تبادلات فراملى صورت پذيرد كه البته همه اينها در صورتى به شكل مطلوب تحقق پيدامى كند كه متوليان و سازندگان فيلم كوتاه نيز در مسير هدفمندترى حركت كنند.

در حال حاضر اگرچه سيماى جمهورى اسلامى ايران از طريق برنامه هايى نظير سينماى ديگر و يا مستند چهار (وپنج) به بحث فيلم كوتاه مى پردازد اما به نظر مى رسد اين روند مى تواند دامنه دارتر نيز باشد و با تبليغات مرتبط همراه باشد.

از سوى ديگر مدت زمان زيادى است كه سياست نمايش ممتد فيلم هاى كوتاه در يك سالن سينمايى به فراموشى سپرده شده است و عمدتاً از طريق جلسه هاى هفتگى در برخى محافل پيگيرى مى شود.
كمتر تهيه كننده يا بازاريابى تمايل به سرمايه گذارى دراين حوزه دارد كه اين نيز حمايت دولت را طلب مى كند تا با بسترسازى لازم فرهنگش را گسترش دهد.

بارها عنوان شده است فيلم كوتاه همان مقامى را دارد كه داستان كوتاه در برابر رمان يا رباعى و هايكو در برابر قصيده و غزل. اگرچه اين تشبيهات بيشتر حالت صورى دارد، اما در قالب كلى حاكى ازاهميت توجه به استقلال اين حوزه از سينماست. فيلم كوتاه، با فشرده سازى زمان، ذهن مخاطب را به تفكر و تأمل دعوت مى كند و اگر متوليان فرهنگى «سينماى اين ديار» طالب عرصه اى انديشمند در اين زمينه هستند، يكى از مهمترين و ضرورى ترين اقدامات، بهادادن به فيلم كوتاه است، نكته اى كه نه در قالب سخنرانى و بزرگداشت و شعار، بلكه در عمل است كه نتيجه مى بخشد.


به همت سمانه جعفري

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.