سينما و تئاتر: آقا یوسف

17 مرداد 1390   maryam.pourmohammadi   فرهنگ و هنر, رسانه   0 نظر   192 بازدید   |

مروری اجمالی بر نکات مندرج در فیلم «آقایوسف»
حکایت تولید و نمایش «آقایوسف» حکایت پرآب چشمی است که اگرچه مستقیماً به تماشاگری که از دیدن فیلم ناراضی است ربطی پیدا نمی کند ولی در عین حال می تواند نه توجیه بلکه دست کم تلنگری باشد برای آگاهی از شرایطی که بر کار فیلمسازی در کشور حاکم است...



علی رفیعی، کارگردان صاحب نام تئاتر ایران که سابقه ای پنجاه ساله در این عرصه دارد و واضع بسیاری از موقعیت های نو و گذرگاه های تاریخی در آن بود، ۱۰ سالی است که عزم ورود به سینما کرده. حاصل طبع آزمایی نخست او «ماهی ها عاشق می شوند» فیلم خوبی بود. با لحظه های سینمایی و حاوی ظرایف بصری فراوان که از ممارست طولانی رفیعی با سینما و علی الخصوص سینمای شاعرانه اروپا حکایت داشت. فیلم دوم او «آقا یوسف» که با وقفه ای پنج شش ساله این روزها بر اکران سینماهاست اما کمتر نشانی از آن ظرایف فیلم اول دارد و این در حالی است که پس از توفیق فیلم اول در نگاه مردم و منتقدین، در تمام این سال ها می شنیدیم که رفیعی در کار نگارش فیلمنامه یا مذاکره برای ساخت فیلم دوم است و نام های مختلفی هم مطرح بود تا اینکه سرانجام «آقایوسف» کلید خورد. ظاهراً رفیعی در تولید این فیلم با بی مهری های فراوان مواجه شده و نامرادی و نامردی فراوان دید. از کنار کشیدن سرمایه گذار شریک و اتلاف سرمایه گرفته تا عدم پایبندی برخی همکاران هنرمند به تعهداتشان که مدتی هم موجب وقفه در فیلمبرداری و خوابیدن مقطعی پروژه شدند و ظاهراً کار مجدداً از ابتدا آغاز شد.

اما در زمان اکران هم، فقدان برنامه ریزی و نمایش ناگهانی فیلم بدون تبلیغات، اطلاع رسانی و حتی مواد تبلیغی مناسب ضربه ای دیگر به کار بود. توجه داشته باشیم که «آقا یوسف» هرچند داستانی فی نفسه جذاب دارد که در میانه کار معمایی هم می شود و چهره های آشنایی هم در آن حضور دارند ولی نوعاً یک فیلم پرمخاطب از نوع تجاری ساده نیست. فیلم رفیعی مخاطبانی دارد که از مشتریان عادی سینما نیستند ولی به دلیل آشنایی بانام و سابقه سازنده اثر، قطعاً پشتوانه مناسبی برای توفیق مالی فیلم خواهند بود.

در شرایط فعلی بسیاری از این مخاطبان بالقوه – اگر خواننده مطبوعات سینمایی نباشند – اصلاً از نمایش آن بی خبرند و به تدریج در جریان قرار می گیرند. چنان که آمار فروش فیلم نشان می دهد، استقبال از فیلم تازه از پایان هفته دوم راه افتاده و می رود که بیشتر شود. نکته اما اینجاست که مسئولان پخش فیلم، آن را در آستانه ماه رمضان اکران کرده اند که معمولاً تهیه کنندگان قدرتمند از ترس ریزش سنتی تماشاگران گذری حاضر به نمایش فیلم هایشان در آن نیستند و به حساب خود، فرصت مرده ای را در اختیار «آقا یوسف» و چند فیلم فرهنگی هم ردیفش کرده اند.

با مرور بر این همه مشکلات تحمیلی، می توانیم تا حدودی به سازندگان اثر حق دهیم که فرصت و مجال تمرکز روی بخش خلاقه فیلم نداشته باشند و مجال پیرایش و دستکاری نهایی آن قبل از نمایش عمومی را نیابند. چیزی که در تمام دنیا امری رایج است و گاهی حتی کار را به تجدید فیلمبرداری برخی نماها و سکانس ها هم می کشاند که در سینمای خودمان هم نظایرش را داشته ایم. اما ظاهراً دکتر رفیعی در زمان ساخت همچنان برای گرفتن سکانس ها و نماهای کلیدی اثرش در فشار و استرس بوده که نه تنها فرصت تطبیق نهایی فیلمنامه و کاستن از کاستی های آن را حین کار نیافته بلکه در نهایت هم ناچار شده تغییراتی در داستان ایجاد کند تا امکان پایان دادن کار با بودجه موجودش را بیابد و بخشی از سردرگمی هایی که از پیچش های نابجای داستان در پرده دوم و سوم نصیب بیننده می شود هم ناشی از همین تغییرات است.

بدون آنکه تعصب خاصی در خصوص توانایی های بالفعل علی رفیعی داشته باشیم، قصه فیلم «آقا یوسف» را بستری مناسب برای طرح درونمایه های متعدد اجتماعی می دانیم که واجد لایه های معنایی متنوعی می شوند. قصه پدرانی که سالیان سال، دروغ را مصلحت پرورش فرزندانشان دانسته اند و امروز به تلخی شاهد فروپاشی و از دست رفتن آمالشان به واسطه همان تربیتی اند که اعمال کرده اند. طرح ظریف این درونمایه مهم اجتماعی به شکلی تأثیرگذار و غیرشعاری، کار کارستانی بود که اتفاقاً پختگی و تجربه کسی چون رفیعی را لازم داشت؛ فرصتی بود که از دست رفت.


به همت: سمانه جعفری

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.