شعر زیبای بیا مرا ببر ای عشق

 

بیا مرا ببر ای عشق

 



بیا مرا ببر ای عشق با خودت به سفر

مرا ز خویش بگیر و مرا ز خویش ببر

مرا به حیطه ی محض حریق دعوت کن

به لحظه لحظه ی پیش از شروع خاکستر

به آستانه ی برخورد ناگهان دو چشم

به لحظه های پس از صاعقه، پس از تندر

به شب نشینی شبنم، به جشنواره ی اشک

به میهمانی پرشور چشم و گونه ی تر

به نبض آبی تبدار در شبی بی تاب

به چشم روشن و بیدار خسته از بستر

من از تو بالی بالا بلند می خواهم

من از تو تنها بالی بلند و بالا پر

من از تو یال سمندی، سهند مانندی

بلند یالی از آشفتگی پریشان تر

دلم ز دست زمین و زمان به تنگ آمد

مرا ببر به زمین و زمانه ای دیگر






قیصر امین پور



1
1
0
1 نفر

4 نظر

  1. سلام علیکم
    بسیار زیبا بود ؛دست تون درد نکنه
  2. سلام بسیارزیباست
  3. سلام
    بی نهایت سپاس....
  4. سلام ----سپاس از توجهتون دوستان
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.